نمي خواستم فضاي وبلاگ را از اينگونه مقولات پر كنم اما چاره اي نيست اين يك مقاله را بي خيال واما
اسلاحات يا اثلاحات يا اصلاحات – اسول گرا يا ااثول گرا يا اصول گرا
خيلي ها تا كنون حتي نمي دانستند هجا هاي كلمه اش را درست بنويسند در صورتي كه این پرسش بسیار شنیده شده وفراوان پاسخ گفته شده است ولی گویا هنوز سخن دراین باره بایسته است .می گویند اصلاح طلبان درسالهایی که گذشت نگفته اند که چیست این اصلاحات ؟ پوشیدنی است ویا نوشیدنی ؟ با نان ما چه می کند ؟ وبرای ماچه درانبان دارد ؟ این را گفته ام که بازهم بگویم که برخی از اصلاح طلبان بااین سخن هم آهنگ شده اند که ما اصلاحات را تعریف نکرده ایم واین خود بهانه ای شده است برای بیشتر گفتن . نظر شما را نمي دانم اما اصلاحات از ديديد ما با ص صادرات است اصلاحات آن است که حق شهروندی به رسمیت شناخته شده وگرامی داشته شود . آزادی های فردی وهمگانی پاس داشته شود . کسی به جرم اندیشه دربند نباشد . مخالفان برای ابراز مخالفت آزاد باشند وبتوانند با افکار عمومی باداشتن تریبون ارتباط برقرار کنند . برداشت ها ی گوناگون مورد پذیرش باشد . از انتخابات آزاد وآزادی رأی مردم دفاع شود . قدرت انتخاب به مردم داده شود . قدرت امر ی زمینی است وباید پاسخگو ونقد پذیرباشد .زبان مردم برای گفتن دربرابر حاکمان به لکنت نیافتد .فرد گرایی وقهرمان پروری جای خودرا به گروه واندیشه پروری بدهد .آزادی رسانه ها وآزادی اجتماعات پاس داشته شود و.........چیزهایی دیگربرهمین نشان که تنش زدایی کردن وامنیت فراهم ساختن تا خشتی برخشتی گذاشته شود ونانی به سفره ی مردم برود. دستان مردم به جیب دیگران نباشد بلکه بازوان خودرا بنگرند .گدا پروری نكنيم وتولید خالص را پی گیریم .تا هر کسی بتواند توان خویش بیاورد وخود ودیگران را ازنتیجه بهره رساند .این ها درک مشترکی بوده است که سالها ترویج شده وکسی این ارزش ها را از یاد نبرده است .شاید این پرسش رواتر با شد که آیا اصلاح طلبان برای رسیدن به این خواسته ها از روش یگانه ای بهره جستند ویااینکه هر کسی ساز خویش کوک کرد؟ .گام هایی تند ویا کند برداشته شد ؟درمیان اصلاح طلبان هستند کسانی که می گویند برخی تند روی ها راه رابرما بست. ودیگرانی نیز می گویند که از دست دادن فرصت ها مارا گرفتار کرد واز رفتن باز داشت . که این بایست درگفتگویی روشن ودوستانه وبانقد جدی به بررسی گذاشته شود که درسی شود برای بهره گرفتن وبه کار بستن .گستردگی طیف اصلاح طلبان هم نباید از دید دور داشت که از اصلا حات سا ختار شکن ودر چار چو ب ساختار دراین سالها گفته اند .ولی این گفته براین پایه بوده است که درگذر زمان برخی گمان برده اند برای رسیدن به آزادی ومردم سالاری می توان درهمین چار چوب به پیش رفت وگروهی پنداشته اند که این چار چوب توان پاسخ گویی به این نیاز را ندارد .ولی دراصل نیاز به مردم سالاری کسی تردید نکرد ه است .با گذشت زمان برخی به این وادی وگروهی به آن وادی رخت افکنده اند وهنوز این آمد وشد ادامه داردخيلي ها نمي دونستند حتي لفظ اصلاحات و اصول گرا يعني چه اما در اين مرحله حتي ننه جون من هم مي داند كه ديگر اين واژه ها چيست بنابراين نبايد مردم را گول بزنيم و جو سازي كنيم و دروغ گويي كنيم و سر هم كلاه بذاريم چون اكنون دنياي ارتباطات است هر چند كه بخواهند جلوي يك وسيله ارتباطي را بگيرند همانند جلوي آب را گرفتن است به محض اينكه جلويش بسته شد از جايي ديگر شروع به جستجوي راهي براي خروج ميكند ودر مسير خود ارتباط را برقرار ميكند و ادامه ميدهد
امروزه در روستاها هم ماهواره كار ميكند مگر گوگل ارت را ملاحظه نكرديد تا حتي روستاهاي دور افتاده را زوم ميكند پس چگونه خودمان را بايد گول بزنيم وصحنه سازي كنيم افكار كهنه را بايد دور ريخت جوري ديگر چشمها را بايد باز كرد اكنون اوباما هم ميداند چنگ و درگيري و حمله خوب نيست و دارد نيروهاي خود را از عراق و افغانستان بيرون مي كشد
پس راه فعلي درگيري نيست بلكه انديشه و فكر است كه چگونه راهي براي خروج بايد پيدا كرد چگونه كار كرد كه خداي ناكرده پشيمان نشويم و خون از دماغ كسي خارج نشود چگونه كار كنيم كه همگان راضي باشند نه اينكه در دو جبهه قرار بگيريم وحتي من و همكارم كه تا ديروز با هم كار ميكرديم با جان و دل ؛ اكنون او مرا كافر خطا كند و من اورا دشمن ! نه به اين صورت به نظر كار درست شدني نيست بلكه بايد با صعه صدر و بدون ايجاد خطا هاي گذشته در مسيري درست با فكر و انديشه ؛ گام به گام وهدفمند و با دقت كار را طراحي و اجرا كرد
و طرف مخالف راهم به سازش دعوت كرد وبرايش ساز و كار تعريف كنند وقوانين هم نبايد براي مردم گنگ باشد بلكه همانگونه كه ۴۸ میليون راي دادند نماینده ۴۸ ميليون هم بايد تصميم بگيرد نه نيمي از آن .درست است كه ما يك رييس جمهور بيشتر نمي خواهيم اما نمي توان نيمي از جمعيت ميليوني را هم ناديده گرفت پس براي همين بايد يك مجمع بي طرف دراين قضا يا كدخدامنشي كند و پا پيش گذاشت و هر آنچه خداپسندانه است انجام شود






