تبليغاتX
وبلاگ چغاگرگ
اصطلاحات شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 1:9 بعد از ظهر

          سلام

در اين پست با چند اصطلاح متداول قديم در منطقه خودمان

 

       آشناتون ميكنم

 

هوركول=  همان خورجين است براي  جاي اسباب و اثاثيه از آن استفاده مي شد  و از پشم  گوسفند بافته مي شد  اما رنگهاي متفاوتي داشت درب آن را به طرز جالبي با گره هاي در هم تنيده مي بستند ويك قفل قديمي پيچي روي آخرين بند آن نصب مي كردند تا ايمن باشد

هور=جاي گندم و آرد

هچه= حلقه چوبي براي قفل كردن درب هور يا هوركول

هزار پيشه= جاي استكان و نعلبكي

كيل= ظرف مسي يا فلزي براي پيمايش گندم كه معمولا سه كيلو ظرفيت داشت

وريس= طناب بلند بافته شده اي از پشم  براي بستن بار

حمون= وسيله اي تهيه شده از پوست گوسفند براي جاي حبوبات

كْله= لانه خروس و مرغ

توف= مواد خوراكي كه از دوغ ترش شده استفاده مي شد

قراء= از آب پنير استفاده مي شد براي چاشني غذا استفاده مي شد

ترخينه= مواد غذايي كه با گندم و دوغ و عدس درست مي شد

گندي يا نيشك = عدس

شامورتي= وسيلهاي به باندي  50 سانت و  به قطر  يك توپ فوتبال  با لوله اي بلند  و درب كوچك ويك دسته براي گرم كردن آب داخل تنور

تيير يا تيور= جاي نمك

آفتابه لگن= وسيله اي مسي براي شستن دست بزرگان در مجلس بعد از صرف غذا – در قديم رسم براين بود كه هنگام جشن يا مراسم دعوت شده گان بعد از صرف غذا به بيرون هدايت نمي شدند براي شستن دستها " بلكه به پاس احترام  جواني اين لگن مسي را از بزرگترين مهمان مي چرخاند و با آفتابه مسي  آب را روي دستان آنها ميريخت و با يك حوله خشك ميكردند

جْم= وسيله اي مسي براي خوردن آب

گادونه = گياهي تقويت كننده براي گاو ها

هوزول= وسيله تهيه سده از پوست بز براي جاي روغن حيواني

مشكوو= وسيله اي تهيه شده از پوست بز يا ميش براي جاي آب كه خانمها آن را از چشمه تا منزل حمل مي كردند

آوسار= لگام اسب يا قاطر

تين = آتشدان حمام است  جالب است بدانيد از آتش اين قسمت يك منقل سهم رييس پاسگاه و يك منقل سهم منزل كدخدا بود كه هرروز بايستي تحويل مي شد

آويار= كسي كه كشتزار را آبياري ميكرد

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

نکته چهارم چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 3:42 بعد از ظهر

 

سخنران در حالي که يک بيست دلاري را بالاي سر برده بود از 200نفرحاضردرسمينارپرسيد چه کسي اين 20 دلاري را مي خواهد.همه دستها را بالا بردند بعد پول را مچاله کرد و دوباره گفت هنوز کسي هست که   

 

                          لطفا ادامه مطلب را بخونید                          


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

سخن درشت چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 10:2 قبل از ظهر

سلام سلام بر دوستان خوبم

چند روزی در سفر خارج از کشور بودم  همش به فکر شما بودم  درود بر اندیشه شما وبلاگ نویسان پاک سرشت

برای حسن خطام این مطلب را  در ادامه بخونید بد نیست

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

مادر چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 9:29 قبل از ظهر

 

ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد

پشت خط مادرش بود.....

 پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟

مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي.....

فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم.....

پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد.....

صبح سراغ مادرش رفت.....

وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت.....

افسوس ،  مادر ديگر در اين دنيا نبود .

پس هیچ وقت پدر و مادر را فراموش نکنید

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

بهشت کجاست سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 10:58 قبل از ظهر

در بهشت پر ناز و نعمت

گروهي بسيار از پيشينيان

و اندكي از واپسينيان

بر تخت هاي گوهر نشان

رو در روي هم تكيه زده اند

جاودانه جوانان (دختران يا پسران) بر گرد آنان مي گردند

همراه با كوزه ها و جامهايي از شراب

كه بهشتينيان از آن سردرد نگيرند و بد مست نشوند

و ميوه هايي از آنچه بر مي گزينند

و گوشت پرندگان از آنچه خوش دارند

و حوريان چشم درشت

همانند مرواريد نهفته

در جوار درختان سدر بي خار

و سايه گسترده

و آبي " ريزان كه پاياني ندارد

و دوشيزگاني همسر دوست و هم سن وسال

خاص اصحاب يمين

خاص آنهايي كه نيكي كرده اند

خاص آنهايي كه به پدر و مادر و معلم خود رحم كرده اند

خاص آنهايي كه غيبت نكرده اند و تهمت نزده اند

وبا فاميل و بستگان قهر نكرده و بي حرمتي روا نداشته اند

خاص آنهايي كه به كمك به هم نوع  و ياري مستمندان شتافته اند

خاص آنهايي كه به سر زمين و بوم و ميهن  خود پايبند هستند

خاص آنهايي كه مرتكب هيچ گناهي نيستند

خاص آنهايي كه روي موج مثبت قرار دارند و از هرگونه منفي بافي و دروغ زني مبرا  هستند

و خاص شما خوبان و دوستان گرامي كه محبت دارين

واقعا بهشت كجاست اين دنيا يا اون دنيا 

به نظر من كه بايد اين دنيا را بهشت خودمان كنيم نظر شما چيه؟

 

                                                                     جاودان و سرزنده و نيك  انديش باشيد

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

خاطرات انقلاب 57 دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 4:33 قبل از ظهر
زمستان سختی بود برف زیادی آمده بود  ما هنوز در روستا زندگی می کردیم  آموزگار مان به شهر رفته بود و خیلی دیر کرد  حدود۱۰ نفر از جوانان روستایمان به سربازی رفته بودند پسر عمویم  علی و برادرم محمد حسین هم درآن سال به اجباری رفته بودند  خیلی دلمان می خواست ببینیم چه خبر است  تنها چند رادیو در روستایمان نبود  بنده کلاس  پنجم بودم و در دبستان ولیعهد چغاگرگ درس می خوندیم  منزل عمو حاج صیفقلی رفتیم  ورادیو گوش می کردیم بله درست فهمیدید  انقلاب شده بودند و مردم در شهرها به خیابانها ریخته بودند  بچه های ده ما هم در روستا با زغال شعارهایی می نوشتند روی درب حیاط "چند روزی گذشت نه از سربازان خبری شد نه معلم دهمان آمد و نه کسی عکس امام را برایمان می آورد بلاخره چند تا از جوانان ده دل را به دریا زدند و در آن برف سنگین روانه شهر شدند

اما وقتی برگشتند  خبر شهادت پسر عمو یم برا یرایمان آوردند او در پادگان عشرت آباد تهران خدمت می کرد و هنگام شورش مردم به پادگان در حالی که به طرف مردم میدوید که به آنها ملحق شود افسران گارد از پشت به او شلیک می کنند و او را به شهادت میرسانند   نمیدانید وقتی این خبر به روستایمان رسید چه غلغله ای از طرف روستا های اطراف شد آخه ایشان پسر کدخدا فرهاد هم بود  همه می شناختند برادرم هم خیلی دیر أمد هر کس می آمد از سربازان  گفتند ما علی را دیدیم که چگونه نقش زمین شد  ویک نفر دوید و اورا بغل کرد  همه می گفتند که شاید اون یکی هم پسر عمویش محمد حسین باشد  سه روزه شد و همه در تدارک مراسم عزا بودند  که هنگامه صبح  دم شفق یکی در می زد  گفتند پسر تون را آوردیم باور شان نمی شد اما اون خودش بود  محمد حسین  اما علی کو  گفت نمیدانم نمیدانم ویک باره غش کرد  بله علی سلیمانی واقعا به شهادت رسیده بود  اولین شهید انقلاب روستایمان   روحش شاد وراهش پر رهرو باد

اکنون اون دبستان به نام شهید علی سلیمانی ثبت شده است

                            این هم تصویر شهید علی سلیمانی

20

12

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

ایل بویر احمدی دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 3:19 قبل از ظهر
چیزی که همیشه مرا به فکر وامیداشت اینکه  لرها  به دو قسمت لر کوچک (لرستا ن) و لر بزرگ بختیاری که شامل چهارلنگ و هفت لنگ تقسیم می شد  واما همیشه از لرهای کهکیلویه و بویر احمدی غافل هستیم  دوستان از این پس  این دسته از لرهای خوب و مهربان را نیز جزء تقسیم بندی ذکر نمایید

چارت طایفه ای این قسمت از لرها به شکل ذیل است

ايل بويراحمد      

ايل بويراحمد به سه قسمت و در سه منطقه جدا از هم بنامهاي بويراحمد سفلي ، بويراحمد عليا و بويراحمد گرمسيري (وسطي) ناميده مي شود . هر يک از قسمتهاي مذکور نيز داراي تقسيماتي مي باشد.

- بويراحمد علياء : اين ايل داراي سه تيره نگين تاجي ، قايدگيوي و آقايي بوده که اين تيره ها  ، ۲۲  طايفه  ۴۴۶  اولاد و  ۲۹۷۰  خانوار را تحت پوشش قرار داده اند.محدوده ييلاق و قشلاق اين ايل ، شهرستانهاي بويراحمد و گچساران از اين استان و مناطقي از شهرستانهاي ممسني و سپيدان از استان فارس مي باشد.

- بويراحمد وسطي ( گرمسيري) : ايل بويراحمد گرمسيري که در دهه هاي اخير اغلب به سکون و يک جانشيني روي آورده است هم اکنون مطايق با سرشماري اقتصادي - اجتماعي سال  ۶۶  عشاير ، تنها  ۲۲  خانوار عشايري را دارا مي باشد. اين خانوارها کوچروي را در قلمرو خود واقع در شهرستان گچساران انجام مي دهند.

- بويراحمد سفلي : اين ايل را سه تيره تامرادي ، دشت موري و آقايي تشکيل که اين تيره ها مجموعا  ۳۳  طايفه  ، ۵۸۳  دهه يا اولاد و  ۶۲۳۰  خانوار را زير پوشش دارند. ايل بويراحمد سفلي نسبت به ايلات بويراحمد علياء و وسطي داراي بيشترين فلمرو و همچنين بيشترين حجم جمعيت مي باشد. ييلاق و قشلاق اين ايل در حد فاصل شهرستانهاي کهگيلويه و بويراحمد از اين استان و قسمتهايي از شهرستان بهبهان از توابع استان خوزستان واقع گرديده است

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

ساخت مسکن در خلیل آباد شنبه سیزدهم بهمن 1386 4:54 بعد از ظهر
سازمان امور عشایر اعلام کرد کلنگ احداث۵۰ واحد مسکونی در روستای خلیل آباد به زمین رده شده  خدا کند این خبر درست باشد تا روستاییان به روستای خود برگردند و همانند قبل به زندگی روستایی و پر مهر و محبت خود ادامه بدهند

بنده نیز با ارسال پیام برای امور عشایر خرسندی خود و همتبارانم در منطقه هیودی نشین را اعلام کردم  در این خبر آمده است که

با حضور رئيس سازمان امور عشايري كشور و مدير كل امور عشاير لرستان، بهره برداري از 2 طرح تأمين آب و كلنگ ساخت 50 واحد مسكوني در خليل آباد اليگودرز به زمين زده شد.

لطفا ادامه مطلب را بخونید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

آشنایی با یک روستا جمعه دوازدهم بهمن 1386 4:53 قبل از ظهر
 خیلی دوست دارم حدالمکان  روستاییان عزیز به حال و هوای سابق زندگی نمایند  و واردات تکنولوژی  تاثیری روی فرهنگ آنها نگذارد  اکنون با یک روستای بختیاری نشین  که در خوزستان این حال و هوا را دارد آشنا شوید  امید دارم که الگوی دیگر روستاییان عزیز باشد

پوشاك مردم  این روستا ، لباس محلي لري بختياري است مردان روستا از كلاهي سياه و نمدين، شلوار چيت سياه و گشاد و پاپوشي از نوع گيوه و چوخا استفاده مي‌كنند زنان روستا شلوار گشاد، دامن چاك دار، نوعي جليقه و چادر بلند كه در زير گلو سنجاق ميشود بر تن مي‌كنند. دختران جوان روستا از پارچه‌هاي روشن با رنگهاي شاد

لطفا ادامه مطلب را بخونید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

ورزش های سنتی و محلی جمعه دوازدهم بهمن 1386 4:42 قبل از ظهر
سلام

دوست دارین با یکی از ورز شهای محلی قدیم آشنا بشوید پس ا ادامه این مطلب را هم بخونید

كشتي لري  

 

اين كشتي محلي در مناطق مختلف لرستان به نامهاي "كشتي دست زير بالا يا سافونه" ناميده شده و از قديم‌الايام در ميان عشاير و طوايف مختلف لرستان مرسوم و رايج است. مسابقه اين كشتي با لباس محلي و پاي برهنه انجام گرفته و همراه با ساز و دهل مي‌باشد. مسابقه بين دو نفر برگزار مي‌گردد. زمان كشتي پانزده دقيقه است كه بدون توقف ادامه خواهد داشت. در صورتيكه پس از مدت مذكور نتيجه‌اي


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

چهار لنگ دوشنبه هشتم بهمن 1386 9:50 بعد از ظهر

 

ایل چهارلنگ بختیاری مشتمل بر پنج طایفه ی بزرگ از قرار ذیل است

1) محمود صالح

2)کنرسی

3) زلقی

4)موگوئی

5)ممیوند

 

در باب طوائف چهارلنگ

طائفه های بالا از جمله طوائف چهارلنگ بختیاری است . مسکنشان در بورُ بورد (بربرود)

دامنه اشترنکوه و غالی کوه میباشد. عده ای از خوانین از نژاد اتابکان امروزه موجود میباشند از جمله میرزا مهدی خان ضعغم الممالک است که به شراکت حاجی محمد علی خان و غلامرضا خان ضرغام لشکر ریاست طایفه بسحاق را داشتند . ضیغم الممالک صاحب خطوط سه گانه و طبع شعر و ادبیات میباشد .

پولادوند و هیودی از جمله طوائف چهارلنگ است که مرکزش در خلیل آباد وچغاگرگ و ازنا و چالسپار است  ریاست این طایفه به عهده ی هژبر السلطنه و ضرغام السلطنه و حسام نظام و یدالله خان بود . 

برگرفته از سایت ایراندخت

 

 

 لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

به یاد بازی های قدیم دوشنبه هشتم بهمن 1386 9:57 قبل از ظهر
این تصویر هم به یا د  بازی های قدیم روستا  که با چه شور و حالی اجرا می شد  اما اکنون به فراموشی سپارده شده است  خیلی دوست داشتم یک المپیاد محلی بر گذار می شد  و بازای  های  لری  اجرا میشد مانند توپ چو - کله ورون-کی شی-هفت سنگ- و... به هر  حال گرچه سنخیت ندارد اما  دیدار  فوتبال استقلال  ذوب آهن در ورزشگاه شهر ما  فولادشهر  که من و امین پسرم در حال تماشای اون  هستیم برای تنوع

Image hosted by allyoucanupload.comImage hosted by allyoucanupload.com


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

ساکنان فعلی چغاگرگ شنبه ششم بهمن 1386 11:21 قبل از ظهر
اسامی ساکنان فعلی چغاگرگ  که از ابتدای مهاجرت  همه مردم  همچنان در روستا ماندند و با مشکلات دست و پنجه نرم کردند  تا اکنون به نوایی رسیدند

برای استقامت این مردم خوب آرزوی سلامتی داریم

البته بقیه افرادی که مهاجرت کرده اند بدلیل کمبود امکانات در آن موقع بوده  و جمعیت هم زیاد  در نتیجه جای همه در روستا با کشاورزی محدود نبوده  در ضمن برای کار کشاورزی در بهار و تابستان بر می گردند  و انشالله به هم مانند قبل کمک می کنند  ولی ساکن نیستند  اما در خلیل آباد و آباریک  تنها یک دو خانوار ساکن هستند

اسامی ساکنان:

آقایان"

 کریمی- آباریکی - برجی ملا- ابدالی- سلیمانی- سبزیان- ملایی- زکی ملا - مهدی-رضایی-  گایکانی

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

تصویر اول جمعه پنجم بهمن 1386 10:14 بعد از ظهر

 

 نیکوان رفتند و سنت ها بماند             این اثر  تا ابد بماند جاودان جاودان

دامنه اشتران----------------کوه جاودان خواهد ماند

چقاگرگ

خلیل آباد و آباریک

Image hosted by allyoucanupload.comImage hosted by allyoucanupload.com

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

یک نکته پنجشنبه چهارم بهمن 1386 6:22 بعد از ظهر
 

بنی آدم اعضای یکدیگرند    که در آفرینش زیک گو هرند

چو عضوی بدرد آورد روزگار      دگر عضو ها را نماند قرار

موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سروصدا براي چيست . مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود .
موش لب هايش را ليسيد و با خود گفت :« كاش يك غذاي حسابي باشد
اما همين كه بسته را باز كردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود .
موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه ي حيوانات بدهد . او به هركسي كه مي رسيد ، مي گفت :« توي مزرعه يك تله موش آورده اند، صاحب مزرعه يك

 

 ادامه این مطلب را هم بخونید خیلی جالبه:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

نجات چهارشنبه سوم بهمن 1386 12:21 بعد از ظهر
 

اای خدا نجاتم بده!

- واقعا باور داری که من می توانم تو را نجات دهم؟

- البته که باور      این مطلب را  هم در ادامه حتما بخونید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

حادثه ای فرهنگی چهارشنبه سوم بهمن 1386 12:18 بعد از ظهر
بد شانسی مدیریت شهرهای استان ما که یکی دوتا نیست کتابخانه شهر ما  (الیگودرز)هم در آتش سوخت

 ادامه مطلب را بخونید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

یکی از دانشمندان لر سه شنبه دوم بهمن 1386 8:53 بعد از ظهر
سیدجعفر شهیدی فرزند سیدمحمد سجادی که از دانشمندان و مفاخر بزرگ ادبی ایران به‌شمار می‌رفت، در سال ۱۲۹۷ هجری خورشیدی در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. وی دوران تحصیل ابتدایی و اندکی از متوسطه را در بروجرد و سپس ادامه آن را در تهران به انجام رساند. شهیدی ابتدا به نام سجادی معروف بود که بعدها تغییر شهرت داده و با نام شهیدی در مراکز علمی و دانشگاهی شهرت پیدا کرد.

لطفا ادامه مطلب را ببینید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

عاشورا دوشنبه یکم بهمن 1386 11:21 قبل از ظهر
 

این چند روز فکر کنم خسته شدید از عزا  و غم 

اما یادگار این روزها خاطرات آن است  بگذارید یک خاطره براتون بگم یادم  میآد یک سال در چغاگرگ خیمه امام حسین را برای اولین بار  بر پا کرده بودند بدون اطلاع قبلی ما هم کم سن و سال بودیم  هنگامه ظهر عاشورا وقتی  مرحوم مشهدی یداله نوحه می خوند و همه اهالی با شور خاصی دور خیمه دور می زدند  ناگهان یک نفر  نفت چراغ دستی را روی  هیزیم های زیر چادر ریخت و خیمه را آتش زد  مردم سراسیمه به سوی خیمه هجوم آوردند  وچند نفر از اهالی تا حدود ۵۵ درصد دچار سوختگی شدید شدند   که تا ماهها در بستر بودند

اما مسال در شهر ما همه لربختیاری با لباس  محلی در عاشورا حضور داشتند

ولرستونی ها هم با آداب محلی قدیم  (گل مالیدن) عزاداری خوبی نشون دادند

اکنون چند تصویر از این شور و هیجان عاشورا را برایتان قرار میدم  و

    تصویرامین پسرم

               که امسال با لباس محلی در عاشورا شرکت کرده

Image hosted by allyoucanupload.comImage hosted by allyoucanupload.comImage hosted by allyoucanupload.com

 Image hosted by allyoucanupload.comImage hosted by allyoucanupload.com

                               

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

 
.............