تبليغاتX
وبلاگ چغاگرگ
پادگست دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 10:9
به ياري پروردگار در سال جديد پادكست جاودان  را  براي ديار چغاگرگ راه اندازي

مي كنيم

http://choghagorg.cast.ir/

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

نوروز باستان بر خاکیان جهان خجسته باد پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 0:0

سلام و درود بر اندیشه پاکتان

چون احتمالا ایام عید در مسافرت به سر ببرم و شاید مدتی وارد نشوم صلاح دیدم پیشا پیش  عید را به همه دوستان خوبم  الخصوص وبلاگ نویسان محترم و بازدید کنندگان این وبلاگ  و همه طایفه هیودی تبریک بگویم سال پر مهر و صفا همراه با عشق را براتون آرزو دارم

اول به فارسی: عید سعید باستانی توروز را به همه شما دوستان خوبم تبریک و شادباش می گویم

به زبان لری بختیاری: گویل و ددویل بهارتون موارک صد سا ل به ای سالها

به زبان لری لرستانی: براروم و خوور  مهربونم سال نو موارک وا  و سقه تیاتون وام

به زبان کردی: چوواکی براکم تبریک وم و تو  سال نو

به زبان عربی:  هو ادعو نی قبولکم اعیادی

به زبات ترکی: بلد نیستم

به بلوچ:    ..... و خلاصه به اقوام بزرگ ایران زمین چه داخل و چه خارج از کشور شادباش  باد 

 وبرای همگان در سال جدید این دعا را می خواهم که الهی

همیشه و در همه حال بر بلندای گامتان  و صبرتان و هیمنه  و مسلک و مرامتان بیفزاید و همیشه اوقات  بر بلندای چغای  دلتان استوار و جاوید باقی بمانید  

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

خانه تکانی دوشنبه بیستم اسفند 1386 21:2
خانه تکانی از رسوم بسیار قدیمی آماده شدن برای عید نوروز است در زمان قدیم برای خانه تکانی عید خصوصا در روستا ها مراسم خاصی داشتند  و مردم پنجشنبه آخر سال را الفه مرده ها می گفتند و حلوا پخش می کردند همچنین سنت پسنديده به پيشباز رفتن سال نو با برنامه هاي گوناگون مانند خانه تكاني سبز كردن سبزه، برنامه هاي شب عيد و تحويل سال نو كه همگي همراه با نظافت و بهداشت، ترميم و تازگي است ريشه در اعتقادات نياكان باستاني ما دارد و چون اين سنت ها و آداب و رسوم در ديگر اقوام نيز به گونه اي وجود دارد، به نظر مي رسد از طريق ضمير ناخود آگاه جمعي به همه اقوام و ملل به ارث رسيده باشد. 

لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

سکان در دست کیه شنبه هجدهم اسفند 1386 20:59

کشتی میان امواج سهمگین دریا، حرکت می کند. طوفان امان کشتی را بریده است. تکان های وحشتناک کشتی، مسافرین را نیز به وحشت انداخته است.  همه بر روی عرشه کشتی جمع شده اند. لحظات مخوفی است، 
 مرگ، سایه اش را بر سر دریا گسترانیده است.گرگِ طوفان، به رمۀ دریا زده است....
 دخترک، از شدت تکان ها، از خواب برمی خیزد.

 

لطفا ادامه را کلیک کنید 

 

                                                                      

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

بختياري در سپيده دم تاريخ جمعه هفدهم اسفند 1386 8:47

بختیاری‌ها در سپیده ‌دم تاریخ ایران

                                                       


تاریخ شناسنامه و سرگذشت نیاكان و پیشینیان هر قوم و قبیله‌ای است كه به موزه‌ی تاریخ پیوسته‌اند. سرزمین بختیاری، تاریخی بسیار شگرف دارد. سرزمینی كه وارث دو تمدن بزرگ و نخستین ایران یعنی تمدن ایلام و تمدن هخامنشی است كه خداوند بزرگ بهترین رودخانه‌های جهان یعنی كارون و زاینده‌رود و دز را در آن قرار داد تا مردمی شریف و نجیب در دو سوی رشته كوه‌های زاگرس و قله‌های مرتفع آن «اشترانكوه» و «زردكوه» زمستان و تابستان خود را بگذرانند. مردمی كه زندگی كردن در چنین آب و هوای نیكویی كه از الطاف خداوند بخشنده است را جزو افتخارات خود می‌دانستند. اما افسوس كه این كوه‌های بلند و زیبا و این رودخانه‌های خروشان و جوشان در نهایت باعث جدایی بختیاری گردید و این ضربه‌ی بزرگی بود بر پیر و انسجام ایلی كه روزگاران دراز سربازان و مدافعان كشور عزیزمان ایران بوده‌اند. مردمی كه شجاعت، رشادت، دلاوری و مردانگی آن‌ها زبانزد خاص و عام است. هدف این مقاله بررسی سیر تاریخی سرزمین بختیاری با توجه به مراحل سه‌گانه‌ی تاریخی از قبیل مرحله‌ای افسانه‌ای، مرحله‌ی حماسی و مرحله‌ی تاریخی كه مورخان برای گذشته‌ی ملت‌های بزرگ و پیشین درنظر گرفته‌اند، می‌باشد.

این سه مرحله را بر اساس شاهنامه‌ی فرزانه‌ی طوس می‌توان چنین تعبیر كرد:
مرحله‌ی افسانه‌ای یا پیشدادیان، مرحله‌ی حماسی یا كیانیان و مرحله‌ی تاریخی یعنی اشكانیان و ساسانیان.
اما ارتباط این دوران با سرزمین بختیاری چیست؟ با توجه به جغرافیای باستانی سرزمین بختیاری كه از سمت شرق از منتهی‌علیه استان چهارمحال و بختیاری كنونی شروع و از شمال‌شرق تا نزدیكی اصفهان یعنی مناطق شهرستان فریدن كنونی قبل از اسكان تركان و ارامنه و گرجی‌ها در آن ناحیه (تركان و ارامنه و گرجی‌ها در زمان شاه‌عباس صفوی به‌عنوان حایل بین خاك بختیاری و پایتخت صفوی –اصفهان- به‌صورت یك خط عرضی از «چمن سلطان» در نزدیكی الیگودرز تا «چغاخور» در نزدیكی بروجن استقرار یافتند كه بیشترین آن‌ها در منطقه‌ی فریدن ساكن شدند) و از شمال غرب به بروجرد منتهی می‌شد و از آنجا به‌وسیله‌ی رودخانه‌ای كه از میان شهر دورود كنونی می‌گذرد و در حوالی اندیمشك به رودخانه‌ی دز منتهی می‌شد، جدا می‌شد و سپس از دزفول به‌صورت یك خط عرضی به شوشتر و از آنجا به بهبهان و رامهرمز ختم می‌گردید و در نهایت از سمت جنوب شرقی به خاك كهگیلویه محدود می‌شد، فرض شود.
در این سرزمین نام‌هایی وجود دارد كه از سپیده‌دم تاریخ ایران سرچشمه می‌گیرند. در شمال سرزمین بختیاری‌ یعنی شهرستان الیگودرز كنونی دو منطقه یكی به‌نام «آل‌ورز» كه در واقع اختصار واژه‌ی «آل گودرز» است كه الیگودرز از آن مشتق شده است و طایفه‌ی گودرزی مقیم در الیگودرز انتساب خود را به گودرز «پهلوان شاهنامه» می‌رسانند و دیگری «آل كورز» می‌باشد كه در واقع این نیز اختصار واژه‌ی «كیومرز» یا «كیومرث» است كه بنا به شاهنامه‌ی فردوسی ایشان نخستین انسان و فرمانروا بوده كه در كوه‌ها زندگی می‌كرد و حدود سی سال بر انسان و حیوان فرمانروایی نمود. «احمد رفعت» در كتاب لغت و جغرافیای تركی می‌نویسد: «كیومرث كه در سال 2415 از خلقت، سلطنت پیشدادیان را در ایران تأسیس نمود از سلاله‌ی ایلام بود.» كیومرز مربوط به دوران پیشدادیان و گودرز مربوط به دوره‌ی كیانیان هستند. نكته‌ی جالب توجه این‌كه هوشنگ پیشدادی پسر كیومرز نخستین كسی بود كه در همین سرزمین بختیاری با زدن دو سنگ چخماق به یكدیگر از آن جرقه حاصل شد و بوته‌ای را به آتش كشید و از این زمان بود كه آتش كشف شد و هم او بود كه شیوه‌ی استخراج فلزات را به بشریت آموزش داد و می‌دانیم كه نخستین كوره‌ی ذوب آهن ایران در محلی به‌نام «شلا» در حوالی سوسن در سرزمین بختیاری كه در زمان پیشدادیان ساخته شد و سنگ آهن در آن ذوب گردید. (“شلا” نام همسر اینشوشی ناك پادشاه ایلام در هزاره‌ی دوم بود كه هر دو به‌عنوان رب‌النوع مورد پرستش بودند و بر آیین بابلی برتری داشتند.) اهمیت این موضوع به‌قدری است كه باستان‌شناسان آلمانی و فرانسوی معتقدند كه «اگر ایرانیان سنگ آهن را ذوب نمی‌كردند و از آن وسایل مختلف نمی‌ساختند احتمالا صنعت دنیا هزار سال عقب می‌افتاد.»

در شمال شرقی سرزمین بختیاری نیز مناطقی وجود دارد كه پیشینه‌ی تاریخی دارند. یكی از آن‌ها منطقه‌ی فریدن شامل شهرستان‌های فریدن به مركزیت داران، فریدون‌شهر و چادگان كنونی كه از دیرباز جزو ولایت بختیاری بوده‌اند و از زمان رضاشاه با تجزیه‌ی خاك بختیاری ضمیمه‌ی اصفهان گردیدند. و همچنین كوه «فردون» در بختیاری كه هر دو مشتق از نام فریدون نوه‌ی جمشید پادشاه پیشدادی است و شاید این كوه همان كوهی باشد كه فریدون دوران كودكی‌اش را در آن گذراند.
و دیگری روستای «مشهد كاوه» كه در همین فریدن واقع گردیده است و آن را زادگاه و شهادتگاه كاوه آهنگر می‌دانند. چنانكه مبارزه با ظلم و ستم ضحاك تازی از سرزمین بختیاری به رهبری كاوه دادگر آغاز گردید و ضحاك را اسیر كرد و در كوه دماوند زندانی نمود. و فریدون را به پادشاهی ایران برگزید.
آثار و كتیبه‌های كول فره (فره یعنی شكوه و بزرگی) واشكفت سلمان و ویرانه‌های شهر سوسن در ایذه از دیگر نشانه‌های تمدن و مدنیت از دوره‌ی ایلام در بختیاری است.
دوره‌ی دوم، دوره‌ی كیانیان یا دوره‌ی حماسی است. مورخین در واقع این دوره را همان دوره‌ی هخامنشیان می‌دانند و ارتباط این دوره نیز با سرزمین بختیاری نیز مشخص و مبرهن است. به‌طوری‌كه بارون دوبد (debode) معتقد است كه اصطلاح “لر” مشتق از كلمات ایرانی است و می‌گوید واژه‌ی “لر” مأخوذ از لهراسب است و همین‌طور میرزا آقاخان كرمانی در تاریخ ایران می‌نگارد كه : هفتم، سلاله‌ی هخامنشی: اینان ابتدا در ایلام و پس از آن در فارس سلطنت داشتند. شاید “لهراسب” به معنی “لر بزرگ” باشد ، زیرا كه قبیله‌ی اینان از قوم لر بوده‌اند و مراد از لهراسب یكی از اولاد هخامنش است.
با توجه به شاهنامه‌ی فردوسی نیز بعد از كی‌خسرو كه مورخین معتقدند همان كورش كبیر می‌باشد “لهراسب” به پادشاهی رسید. لذا باید خاطرنشان كرد كه نخستین سكونتگاه پارس‌ها در سرزمین بختیاری یعنی “پارسوماد” به‌چم مركز پارس و ماد بوده است. ( ماد کردستان و آذربایجان کنونی است ) نكته‌ی دیگری كه ذكر آن در این دوره اهمیت دارد درخصوص منطقه‌ی “چل‌گرد” یا “چهل گرد” در استان بختیاری و چهارمحال كنونی است كه “رستم” پهلوان نامی ایران بهاران برای آموزش فنون رزمی به جوانان و گردان بختیاری به اینجا می‌آمد و مصداق این گفته شعر فرزانه‌ی طوس درباره‌ی رستم دستان است كه می‌گوید: “ بهاران همیشه به دیمه بدی.”

از منظری دیگر نیز می‌توان تاریخ سرزمین بختیاری را مورد ارزیابی و بررسی قرار داد. كنگل (1966، ص 220) “معتقد است كه در اواخر سال‌های 3000 قبل از میلاد مسیح (ع) گوتی‌ها از كوهستان‌ها فرود آمدند و در سرزمین‌های پست بین‌النهرین سكنی گزیدند و پس از چندی به فتح بابل دست یافتند.”

دهخدا نیز می‌نویسد كه: “گوتی طایفه‌ای از ساكنان قدیم زاگرس بوده‌اند. این گروه، نارامیس پادشاه آكد را شكست داده و بر بابل مسلط شدند.”

“تورایف” در كتاب مشرق قدیم صفحه 164 می‌نویسد كه : “اوگبارو” فرماندار گوتی‌ها به دستور كورش بزرگ وارد بابل گردید و آنجا را فتح كرد و در سوم مرهش‌وان خود كورش وارد بابل شد و به شهر آرامش داد و اوگباروراوالی آنجا قرار داد.” آنچه مسلم است این است كه گوتی‌ها همین طایفه‌ی گوتوندی (گتوندی)های امروزی هستند كه طایفه‌ای از بختیاری‌ها می‌باشند. لولوبی‌ها (شاید لولویی‌ها) را در این زمان از همسایگان گوتی‌ها می‌دانند. هر دو طایفه كه ریشه در نژاد هند-اروپایی داشتند و ساكن خوزستان بودند به مناسبت اهمیت شهرهایشان و فراوانی ثروت در آن شهرها مورد احترام مردمان خوزستان قرار گرفتند . (ایك اشتدت، 1961، ص 62) .

گرچه برخی از نویسندگان لولوبی‌ها را به همه‌ی لرها تعمیم می‌دهند اما باتوجه به پژوهش‌های جامعه‌شناختی به این نتیجه رسیدم كه لولوبی‌ها در واقع یكی از طوایف بختیاری كنونی به‌نام طایفه‌ی ململی هستند كه پس از گذشت پنج هزار سال هنوز بسیاری از آن‌ها پسوند لولویی را در شناسنامه‌های خود حفظ كرده‌اند.

نخستین دولتی كه همزمان با ایلام در ایران پیش از اسلام تشكیل شد، دولت ماد بود. ارتباط این دولت با سرزمین بختیاری نیز زیاد بوده‌است. به‌طوری‌كه هرودوت می‌نویسد: “قبایل عضو اتحادیه ماد، شش قبیله بودند كه عبارتند از: بوسیان، پارتاكنیان، آستروكاتیان، اریزانتیان، بودیان و مغ‌ها (تاریخ ماد، ص 142).” از قبایل یادشده هم‌اینك نام پنج تای آن‌ها در بین طوایف بختیاری با تغییراتی به چشم می‌خورد كه عبارتند از: بوسیان= طایفه‌ی بوساك یا بساك چهارلنگ، مغ‌ها= طایفه‌ی موگویی یا مغویی چهارلنگ و جالب‌تر اینكه مورخین سكونتگاه قبیله‌ی ششم را نیز در جنوب اصفهان ذكر كرده‌اند كه منطقه‌ی فریدن كنونی و پارتاكنا (پارتیكن) باستانی می‌باشد چرا كه درحال حاضر در نزدیكی‌های داران پاركی به‌نام پارك “پارتیكن” احداث گردیده است.

با ورود اسلام به ایران بسیاری از واژه‌های پارسی دستخوش تغییر و تحول فراوان گردیدند. مثلا تلفظ كلمه‌ی زردتشت در پهلوی “زاراتهسترا” بوده و یونانیان “زارسترو” نوشته‌اند. بنابراین نام‌های یادشده نیز درگذر زمان بر اثر استفاده‌ی زیاد به‌صورت كنونی درآمده‌اند، یا اینكه چون بیشتر مورخین خارجی بوده‌اند، لذا در هنگام یادداشت و یا هنگام ترجمه به‌وسیله‌ی دیگران این اسامی به گونه‌های مختلف ثبت گردیده‌باشند.
همچنین هرودوت در 800 قبل از میلاد در جای دیگری نوشت كه دشت‌های دامنه‌ی زاگرس و نواحی پیرامون پایتخت سوسا (شاید سوسن مالمیر یا شوش) به مردمان “آسكی تن” و “كی مر” متعلق بوده است.

همانطوری‌كه گفته شد نام قبایل به شیوه‌های مختلف ثبت گردیده است كه چنین استنباط می‌شود كه آسكی‌تن همان آستروكاتیان و نام طایفه‌ی آستركی امروزین مشتق از آن‌هاست و نام طوایف “ایمری” زراسوند و “مری” موگویی نیز همان شكل تغییریافته‌ی “كی مر” می‌باشد. شاید این قبایل نخستین گروه‌های قوم پارس بوده‌اند كه همزمان با مادها به سرزمین كنونی بختیاری كوچ كرده‌اند و تا قبل از تشكیل دولت هخامنشی كه یكی دیگر از قبایل پارسی بود و بعدها به سرزمین بختیاری آمدند، عضو اتحادیه‌ی ماد بودند، اما پس از آمدن دیگر قبایل پارسی كه به مرور منجر به تشكیل امپراتوری هخامنشی گردید، طوایف نامبرده نیز از متحدین حكومت پارسی كه نخستین پایه‌های آن در سرزمین “آساك” (كه این نام نیز با نام طایفه‌ی آستركی (آسكی‌تن یا آستروكاتیان) شباهت نزدیك دارد) یعنی پارسوماش بعدی تشكیل شد محسوب می‌شدند و شاید هم این طوایف ماد بودند و مقهور پارسیان گردیدند. اما با توجه به اینكه پارس‌های بعدی این منطقه را انتخاب كردند و به اینجا مهاجرت نمودند، این تصور وجود دارد كه قبایل بالا نیز پارسی بوده‌اند.
گیرشمن معتقد است كه پارسیان ابتدا در شمال غربی ایران در نزدیكی دریاچه‌ی ارومیه مستقر شدند و احتمالا در حدود 700 قبل از میلاد آنان در محوطه‌ی غربی جبال زاگرس تا مشرق شهر جدید شوشتر، در ناحیه‌ای كه ایشان پارسواش یا پارسوماش نامیده‌اند- و این نام در سالنامه‌های آشوری ذكر شده- اقامت گزیدند.
نامبرده در دنباله‌ی بحث خود اضافه می‌كند كه: “اما در باب پارسیان ایران باید گفت كه در حدود 700 قبل از میلاد آن‌ها در پارسوماش در كوه‌های فرعی سلسله جبال بختیاری در مشرق شوشتر، ناحیه‌ی واقع در دو سوی كارون نزدیك انحنای بزرگ این رود پیش از آنكه به‌سوی جنوب برگردد، مستقر شدند. عیلام دیگر در این زمان آن قدرت را نداشت كه از استقرار آنان در این ناحیه ممانعت كند همین ناحیه كه همواره بخشی از مستملكات عیلام بود و پارسیان احتمالا سلطنت آنان را می‌شناختند. پارسیان تحت قیادت هخامنش حكومت كوچك خود را كه مقدور بود بزرگ گردد تأسیس كردند و نام خویش را بدان دادند. (ایران از آغاز تا اسلام، ص 124)

منطقه كوهستانی پارس (پرسید) باستانی در جنوب “پارتاكنا” بوده و از جنوب شرقی به دره‌های رود كارون و كرخه كه در میان دنباله‌ی رشته‌های زاگرس قرار داشتند محدود بود. ناحیه‌ی اخیرالذكر همان عیلام باستانی یا سوزیان (خوزستان، شوش) یكی از مراكز قدیمی‌ترین تمدن‌ها بوده و از جانب غرب خاك ایرانی ( آریایی ) ماد، با آشور هم‌مرز بوده است.(تاریخ ماد، ص 82) بنابر كتیبه‌ی بیستون از قرن هفتم قبل از میلاد در پارس خاندان هخامنشیان حكومت می‌كردند. بعد از مؤسس خاندان كه هخامنش نام داشت و پسرش “تئی‌سپ” یا “چیش‌پیش” این خاندان بر دو شاخه منقسم گشت كه هر دو در آن سرزمین سلطنت داشتند.
كورش اول، پادشاه پارسوماش و كمبوجیه اول پدر كورش دوم مؤسس پادشاهی پارس به شاخه‌ی اول تعلق داشتند. آریا رمنه پسر دیگر چیش‌پیش از شاخه‌ی دوم بودند. بنابراین چنین استنباط می‌شود كه این دو شاخه به بزرگ و كوچك تقسیم شده‌اند. (یعنی پسر بزرگ و پسر كوچك) شاخه‌ی بزرگ كه كورش به آن تعلق داشت و در پارسوماش حكمروایی می‌كرد، پس لر بزرگ پسوند “بزرگ” را از شاخه‌ی بزرگ و مهتر هخامنشی كه اسلاف آن‌ها بوده‌اند گرفته باشند و از سوی دیگر لر كوچك نیز پسوند “كوچك” را از شاخه‌ی دوم هخامنشی یعنی شاخه‌ی كهتر كه اعقابشان می‌باشند گرفته‌اند. شایسته به بیان است كه پارسوماد (مسجدسلیمان) زادگاه جیش‌پیش، كورش اول، كمبوجیه اول و كورش بزرگ بوده است. همچنین نام “كر” بر روی چشمه‌ای در كوهرنگ بختیاری كه درواقع سرچشمه‌ی اصلی كارون می‌باشد یادآور نام كورش هخامنشی است كه در روزگار ما به نام چشمه “محمود كر” معروف شده است.

در دوره‌ی اشكانیان و ساسانیان نیز این سرزمین از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. مجسمه‌ی مرد پارتی در “شمی” ایذه كه بنابر اشتاین “شمی” به اقامتگاه تابستانی پارت‌ها اطلاق می‌شد دلیل بر این مدعاست. همچنین عده‌ی خاندان‌های بزرگی كه در دوره‌ی اشكانیان مقام نخست را داشتند ظاهرا هفت بود كه از میان آن‌ها، دو خاندان بعد از دودمان شاهی صاحب قدرت محسوب می‌شدند. یكی خاندان سورنا و دیگری خاندان كارن. خاندان كارن به بختیاری‌ها متعلق بود و او حاكم ساتراپ بختیاری در آن دوره بوده است و نام رودخانه‌ی بزرگ كارون در سرزمین بختیاری اقتباس از نام این سردار بزرگ بختیاری در آن دوره بوده است. از آثار دوره‌ی ساسانیان می‌‌توان به پل “فره‌زاد” در ایذه كه یادآور نام مادر اردشیر بابكان و شهر اردشیرخوره در جایگاه ایذه كنونی و همچنین شهر استرآباد اردشیر یا بنه‌وار آستركی كنونی (بنه‌وار هفت و چهار) در 30 كیلومتری شرق لالی كه در دوره‌ی صفویه بناهای باعظمتی به سبك معماری صفوی توسط امرای بزرگ بختیاری یعنی تاجمیرخان آستركی و پسرش میرجهانگیر خان و نوه‌اش خلیل خان آستركی بر بناهای پیشین آن ساخته شد، اشاره نمود. بنه‌وار از سال 924 تا سال 1203 هجری قمری مركز حكومت بختیاری هفت‌لنگ و چهارلنگ قرار گرفته بود. از این‌روی به بنه‌وار هفت و چهار نیز شهرت دارد. در خصوص این مكان در كتب تاریخی چنین آمده است: “ از دودمان میرجهانگیر خان آستركی بختیاری، آثار و ابنیه‌ی تاریخی معظمی در نقاط مختلف بختیاری به‌جامانده است كه از آن جمله خرابه‌های سردشت نزدیك دزفول و بنه‌وار از توابع مسجد سلیمان در منطقه‌ی گرمسیر و همچنین در دیمه و چغاگرگ در سردسیر می‌باشد كه گواه بارزی بر شوكت و جلال زیاد آن‌ها بوده است.

در پایان به تمام كسانی كه چه در گذشته و چه در زمان حال، ناآگاهانه و بدون پژوهش و تحقیق سعی داشته و دارند كه هویت بختیاری‌ها به‌طور خاص و لرها را به‌طور عام خدشه‌دار نمایند، باید عرض كنم كه با این همه شواهد و قراین تاریخی، آداب و رسوم، زبان، فرهنگ، این قوم كهن آریایی‌الاصل و ایرانی‌الاصل می‌باشند و این را هم باید اضافه نمود كه بختیاری‌ها برخلاف سایر اقوام ایرانی با گذشت هزاران سال كه كشور عزیزمان ایران مورد تهاجم بیگانگان در ادوار مختلف تاریخی قرار گرفت، توانسته‌اند بیشتر مظاهر نیك فرهنگی نیاكان خود را حفظ نمایند و بر آن می‌بالند.



برگرفته از:
بهرامی آستركی، علی . بنه‌وار من ایل من (تاریخ هزارساله بختیاری)
بهرامی آستركی، علی . شاهكار ایل بختیاری (تاریخ سیاسی بختیاری از ایلام تا زندیه، نقش بختیاریها در انقلاب مشروطیت ایران)

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

مهندس هیودی پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 4:20
                                                     وبلاگ                            

                                   

                                       مهندس حاجیعلی حسن هیودی

                                     www.haivadi.blogfa.com

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

Image hosted by allyoucanupload.com


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

یک تحریف سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 6:56

 

تحريف مراسمات

متاسفانه خيلي از ما  شايد سالهاي سال همديگر را ملا قات نكرده باشيم اما به محض شنيدن خبر فوت طرف مقابل هر كس و هر مقام چه فقيرچه غني به سوي مراسم او هجوم مي آورند وبه اصطلاح فاتحه مي خوانند  اما تا زنده بود  كجا بود اما يك حسن خوب دارد هر كس را تا كنون نديده اي و يا نتوانستي تا كنون ملاقات كني در اين مراسم مي بيني  و اما خدا نكند عروسي باشد بيچاره  هر چه كارت عروسي پخش كرده كمتر از نيمي از آنها  به مراسم عروسي مي آيند و... آيا بهتر نيست براي زندگان بيشتر تلاش كنيم و به درد هم بخوريم  و آيا بهتر نيست اگر دستمان به دهانمان مي رسد دست ديگري را تا زنده است بگيريم .و براي همديگر تلاش كنيم و با هم باشيم و بگويم و بخنديم و دنيا را زير پا قرار بدهيم  اما در دنياي امروز دريغ از يك تلفن يا اس ام اس.

 

بي خبر از همدگر آسوده خوابيدن چه سود

بر مزار مردگان خويش ناليدن چه سود

زنده را بايد به فريادش رسيد

ورنه بر سنگ  مزارش آب پاشيدن چه سود

زنده را تا زنده است قدرش بدان

ورنه بر  روي مزارش  كوزه گل چيدن چه سود

زنده را در زندگي دستش بگير

ورنه مشكي از براي مرده پوشيدن چه سود

با محبت دست پيران را ببوس

ورنه بر روي مزارش تاج گل چيدن چه سود

يك شبي با زنده اي غمخوار باش

ورنه بر روي مزارش زار ناليدن چه سود

تا زماني زند ه ايم بيگانه ايم

در عزا ها روي بوسيدن چه سود

گر تو زنده اي ، زنده اي را شاد كن

در عزا و گلاب ناب پاشيدن چه سود

از براي سالمندان يك گل خوشبو ببر

تاج گلها در كنار همديگر چيدن چه سود

گر نر فته اي خانه اش تا زنده بود

خانه صاحب عزا، خوابيدن ،شبها چه سود

گر نپرسي حال من تا زند ه ام

گريه و زاري و ناليدن چه سود

سالها عيد آمد و رفت ، و نكردي ياد من

جاي خالي مرا در خانه ام ديدن چه سود

 اي برادر گر نكردي ياد من تا زنده ام

سنگ مرمر روي قبر من چيدن چه سود

خيلي از بزرگان ما رفته اند

 اشك بر گونه ها اكنون ريختن چه سود

ياد آنها مانده است بر سينه ام

دست كم سود آن اين است تا نويسم آنچه گذشته و آنچه بود ...

 

سرزنده و جاودان باشيد

زارعي

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

لبا س ما دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 6:9

        بدون شرح

اما با دوربین خودم گرفتم  اگر کسی آن را کپی کرد یادی از وبلاگ چغاگرگ نماید ونام آن را ذکر  نماید

Image hosted by allyoucanupload.com

  

 

 

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

تصاویر ی از طایفه هیودی جمعه دهم اسفند 1386 20:0
                            عشایر هیودی   ارسالی از محسن حسین زاده 

 

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

واین هم تصاویر مراسم خاکسپاری

 مشهدی تاج محمد نوری ملا و مشهدی گوهر سبزیان ازطایفه هیودی

ارسالی از علی پارسانژاد و نعمت عباسی و حسین شافعی

Image hosted by allyoucanupload.comImage hosted by allyoucanupload.com

P1030292

 

ادامه تصاویر را کلیک کنید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

گزارش امور عشايري چهارشنبه هشتم اسفند 1386 21:16

گزارش تعاوني عشاير هيودي

 

آقاي عبدالله ملايي كه مسووليت توزيع اين اقلام را دارد در گزارشي كه با وي ترتيب داديم گفت :

 

اين تعاوني بنا به درخواست مردم غيور عشاير و با انتخاب نماينده در سال 1362  اخذ مجوز

 گرديده و محل ييلاقي آن روستاي چغاگرگ و محل قشلاقي آن شهرستان دزفول است

 

هدف از تاسيس:

كمك رساني و تهيه ارزاق عمومي شامل قند ،روغن، برنج،آرد ، نفت ،و غيره  به مردم عشاير است

 

تعداد خانوار تحت پوشش:

تعداد 250 خانوار عشايري شامل 1500 نفر در ييلاق و قشلاق را شامل مي شود

 

چگونگي توزيع:

از طريق اعلان كوپن ارزاق عمومي به قيمت دولتي اين ارزاق تهيه و پخش مي گردد

 

آمار ساليانه:

شامل 50تن قند، 200تن روغن،200تن،برنج،4000هزار كيسه آرد ،

از ديگر اقدامات اين امور نفت و بنزين  وام بلاعوض ، جاده سازي ، پل سازي و ...

 

اين مقدار در طول سال در دومنطقه ييلاقي چغاگرگ  و قشلاقي دزفول ارسال  و بين عشاير توزيع

 مي گردد

 

اعضاء شركت تعاوني:

هيئت مديره : حيدر بهره ملا –  عبدالهي – هاشمي

مدير عامل : عزت الله رشيدي

دبير و توزيع كننده :عبدالله ملايي

 

محل دفتر دزفول:اداره امور عشايري جنب بيمارستان نبوي تلفن 09163454877

 

انتخاب اين اعضا ء سالانه و با راي مردم و تاييد اداره امور عشاير انجام مي گردد ودر صورت رضايت براي دور بعد نيز مود تاييد واقع مي گردند و به وظايف خود ادامه مي دهند

 

شكايات:

 

  سوال : جناب آقاي ملايي كمي و كاستي ها و يا شكايات احتمالي مردم عشاير را چگونه پاسخ مي دهيد؟

 

خوب است از همين طريق اعلام نمايم كه عملكرد و بيلان  اين تعاوني روند صعودي  و مثبت دارد و همه اسناد موجود است وچنانچه فرد يا افرادي نسبت به عملكرد اين امور  ناراضي باشد مي تواند شكايات خود را به دببرخانه امور عشاير اعلان تا مورد رسيدگي واقع گردد و معمولا كار براي مردم خيلي سخت است و هميشه اين شايعات بوده و هست واما ما آنها را رد ميكنيم

 درضمن تشكر صميمانه دارم از جناب آقاي رشيدي كه در جهت كمك رساني به امور عشاير زحمات بسيار زيادي را متحمل مي گردند و انصافا كارنامه در خشاني در امور ده ساله عشاير داشته و دارند

 

تصوير جناب عبد الله ملايي مسئول توزيع اقلام امور عشايري

 

 

 

و اما مسیر کوچ عشایر هیودی

مطلبي را كه مطالعه خواهيد كرد مي بايست قبل از شرح مسير كوچ طايفه هيودي ارائه مي شد تا ذهن دوستان نسبت به اين مسئله آماده تر مي شد .اما با اين حال خواندن آن در پايان شرح مسير كوچ نيز خالي از لطف نيست.

به طور كلي در بختياري سه ايل راه وجود دارد، كه طولاني ترين آنها متعلق به چهارلنگ ها مي باشد. طول اين ايل راه حدود 444 كيلومتر است كه از منطقه سردشت در دزفول آغاز شده و به چناورد در سرحد مي رسد . چهارلنگ ها هنگام كوچ بهاره اين مسير را در مدت زمان 27 تا 40 روز طي مي كنند؛ البته در كوچ پاييزه به دليل سرازيري مسير و كمبود آب و علوفه توقف كمتري در منزل گاه ها صورت مي گيرد در نتيجه اين مدت زمان به مراتب كمتر مي شود . واقع شدن اين مسير در كو هاي سر به فلك كشيده زاگرس و نبودن جاده در اين مسير سبب شده آبادي هاي بسيار كمي و آن هم به صورت ابتدايي در نزديكي مسير ايل راه بو جود آيد ؛ و اين خود باعث بكر ماندن و زيبايي مسير كوچ گرديده است.

مسيركوچ طايفه هيودي نيز بخشي از اين ايل راه مي باشد كه از كو هاي سگريان در شمال دزفول آغاز و به كوه هاي اشترانكوه در شمال اليگودرز مي رسد. طايفه هيودي اين مسير را در مدت 25 تا 30 روز طي مي كنند . در سالهاي اخير بنا به دلايلي ايل سريع تر حركت كرده و كمتر در منزل گاه ها اطراق مي كند و اين مدت زمان به حدود 20 روز كاهش يافته است . تفاوت كوچ ساير طوايف چهارلنگ با اين طايفه در منزل گاه ها مي باشد و به طور كلي هر طايفه منزل گاه هاي مخصوص به خود را دارد كه در بين تمام عشاير مشخص است .

هفت لنگ ها داراي دو ايل راه هستند. يكي ايل راه بازفت كه طول آن 271 كيلو متراست و از حوالي مسجد سليمان آغاز شده تا دره بازفت در دامنه كوهرنگ امتداد دارد . ايل راه ديگر به نام دز پارت معروف است كه از حوالي شهر كرد آغاز و به حدود ايذه در گرمسير به طول 217 كيلو متر منتهي مي گردد مدت زماني كه هفت لنگ ها ايل راه خود را مي پيمايند بين 16 تا 25 روز محاسبه نموده اند .

 

اعداد و ارقامي را كه در بالا مشاهده كرديد برگرفته از كتاب عشاير مركزي ايران تاليف دكتر جواد صفي نژاد مي باشد .

صبح روز آخر کوچ ایل از پیر باد دوش بار کرده , بعضی از مال ها از همین جا راه خود را از ایل جدا کرده و به سوی مایملک خود می روند. اما بیشتر ایل به سمت منطقه دالونی (daloni) حرکت می کند این منطقه که در بهار قبل از دیگر مناطق برف آن آب می شود در این فصل سرسبز و پوشیده از بوته های گون می باشد. نزدیک  ظهر ایل به این منطقه می رسد, اکثر مال ها در همین منطقه و در وارگه خود  بار می اندازند.

تعدادی از مال ها نیز به سوی اشترانکوه و قله های سر به فلک کشیده آن می روند. در این ماه از سال اشترانکوه پوشیده از برف است, از زیباترین مناطق اشترانکوه می توان به تخت شاه و لونه قلا (lone ghela)   اشاره کرد . ما نیز به سوی لونه قلا می رویم , این مال ها نیز حوالی غروب به مقصد می رسند . این منطقه همانگونه که گفتیم پوشیده از برف است و حتی برف تا نزدیکی وارگه وجود دارد و طی چند روز برف ها کم کم آب می شوند و به جای آن ها علف های سرسبز شروع به روییدن می کنند .

بعد از رسیدن به وارگه مال بار می ندازد و با همکاری هم سیاه چادرها (بهون) را برپا می کنند و به تمیز کردن اطراف وارگه می پردازند.. و طی چند روز زندگی به روال عادی برمی گردد, تا کوچی دیگر............

در کوچ ایل با همیاری تمام مسیر را به پایان می رساند و اگر برای هر یک از مال ها اتفاقی ( بیماری , مرگ , زخمی شدن و...) بیفتد دیگران با تمام وجود به این مال کمک خواهند کرد و شاید حتی بهتر از مال خود به این مال و افراد آن رسیدگی می کنند. از این دست اتفاقات تلخ و شیرین در مسیر کوچ زیاد رخ می دهد که  برای زیاد نشدن مطلب و خستگی خوانندگان از آوردن آن ها خود داری کردم . و انشاالله اگر فرستی باقی بود در آینده بیشتر به این نکات خواهم پرداخت.

 در پایان باید از برادر عزیزتر از جانم فرج الله بهره ملا که خود این کوچ را انجام داده و  در نوشتن مطالب مربوط به کوچ طایفه هیودی  مرا یاری کرد تشکر کنم.

 

مال از تنگ زیوا به سمت کوهی که گله نمک( ( gale nemek نام دارد حرکت کرده و پس از عبور از گله نمک در منطقه سور او( (sor ov بار می اندازد . شب را در همین محل به صبح می رساند و روز بعد از اینجا نیز بار کرده و مسیر خود را به سمت ده کی رو (kii roo) دنبال می کند .

نرسیده به کی رو مال بار دیگر بار می اندازد تا در این محل استراحتی کرده و شب را به صبح می رساند . ده کی رو دارای زمین های آبی زیادی است و درختان کهنسال گردو در این منطقه زیاد است . ساکنان این ده که از طایفه حاجیوند از ایل میوند هستند و برخی از آنها زمستان را نیز در این ده می گزرانند . در زمان کوچ این ده محل عبور طوایف هیودی و عیسوند می باشد . در مورد زیبایی های این منطقه حرف های بسیاری برای گفتن وجود دارد که انشا الله در پست های بعدی به آن می پردازم .

روز بعد نیز مال از ده کیرو گذشته ودر مسیری زیبا به منطقه پا مزرا (pa mazera)  می رسد . این منطقه در اوایل بهار پوشیده از برف است , ایل شب را در این دره  بسر می کند . و صبح دم از پامزرا بار کرده و از گردنه گله باد دوش (gale bad dosh)  که همیشه سال باد های نسبتا تندی در آن  می ورزد عبور کرده و به سمت پیر باد دوش(  در بین عشایر این منطقه حضرت سلیمان به سلیمان باد دوش شهرت دارد ) حرکت می کند در مورد پیر باد دوش و گله باد دوش نقل قولی شنیدنی در میان عشایر وجود دارد که جای تامل و برسی بیشتر را دارد.

طبق این نقل قول پیر باد دوش قدم گاه حضرت سلیمان میباشد و بنا به اعتقاد عشایر این منطقه که ریشه در زندگی و چگونگی امرار معاش آنها (دامداری) دارد , حضرت سلیمان در گردنه گله باد دوش باد را دوشیده و از آن شیر (نماد برکت) گرفته است عشایر این منطقه اعتقاد خاصی به پیر باد دوش دارند و شب را نیز در حوالی پیر باد دوش می گذرانند . 

همانگونه که گفتیم شب های کوچ بسیار پر شور و شوق است بخصوص این شب چون فردای آن قرار است ایل از هم جدا شود و هر مال به سوی ملک خود حرکت می کند . در این شب حال و هوایی وصف نا شدنی در میان مردان و زنان ایل وجود دارد و تا صبح به دور آتش نشسته وبا هم از خوبی های این راه , از با هم بودن ها  می گویند و هزارن حرف نگفته .....

و به امید فردا


 
همانگونه که گفتیم اگر شرایط مهیا باشد و تمام ایل بدون مشکل از پل رد شدند روز هفتم از میان کول بار کرده و به سر کول می روند.

مسیر بین میان کول تا سر کول به علت وجود کمر های  (kemar)( سخره) بلند و صاف بوسیله گچ و ساروج (saroj) و کندکاری راهی را بر روی کمر درست کرده اند که به زبان بختیاری به آن آسو (asoo) می گویند, این مسیر طوری است که حیوانات باید یکی یکی و پشت سر هم حرکت کنند و اگر حیوانی به حیوانی برخورد کند و یا رم کند از پرتگاه پایین رفته و یک راست تا ته دره می رود و در یک آب بزرگ و خروشان به نام او سره ( (aov sore که در ته این دره در جریان است سقوط می کند

پس از رسیدن به سر کول چای و نهاری صرف می شود و بعد از ظهر دوباره مال بار کرده که به آن پسین بار (pasin bar) می گویند. از سر کول مسیر به دو راه تبدیل می شود که یکی را ره گپ(ra gap)  (این راه هموارتر است وبیشتر از این راه به مسیر خود ادامه می دهند) و دیگری ره بونو (ra bono) که این مسیر هر چند نا هموارتر میباشد ولی چرهگاه های بهتری دارد, در ای مجال ما ره بونو را شرح می دهیم.

از سر کول مال به راه افتاده و تا نزدیکی امامزاده ای به نام کله شه (kola she) می رود. این امامزاده در بین عشایر طایفه هیودی و دیگر طوایف منطقه احترام خاصی دارد و اگر در طول راه به مشکلی بر بخورند به این امامزاده متوسل می شوند که با توجه به اعتقادشان حکمت زیادی نیز از وی دیده اند شب را در کنار امامزاده می گذرانندو پس از زیارت هر مال یک یا دو گوسفند نذر این امامزاده می کنند و همدیگر را مهمانی می کنند .

فردا از کله شه بار کرده و از ارتفاعات کوهی به نام بنار بونو   (benar bono)بالا رفته شب را در آنجا می گذرانند. این کوه ارتفاع زیادی داشته و بر روی آن آب وجود ندارد و باید به اندازه مصرف یک شب آب از پایین ببرند , سر بالایی بسیار تیز و کشیده ای دارد و این مسیر خیلی سخت است بطوریکه مال صبح زود حرکت کرده و در حوالی بعد از ظهر به سر کوه می رسد.

شب را در اینجا می ماند وپس از آن ازبه طرف پایین می آید و در پای کوه نهاری میخورد و دوباره بار می کند و به مسیر خود ادامه می دهد و از کوهی که دقیقا مقابل کوه قبلی است و از نظر ارتفاع نیز به همان اندازه است بالا می رود و یک شب را نیز بر بام این کوه سپری می کند و پس از آن صبح به حرکت خود ادامه داده و در پایین این کوه  بار می اندازد و پس کمی استراحت از اینجا به محلی به نام زیر تنگ زیوا(tang ziva) میرود.

در این محل آب بزرگی جریان دارد , ایل به دلیل سختی مسیر درچند روز گذشته و خسته شدن دام و حشام , برای رفع خستگی دو یا سه روزی در این محل اطراق میکند . و از این منطقه زیبا کمال استفاده را می برد.......


همراه صبح دم ایل از چلون بار کرده و از ارتفاعات چلون به سمت پایین حرکت می کند و تا نزدیکی ظهر به منطقه ای به نام نودر( ( nooder می رسد در این منطقه مال بار می اندازد و استراحت کوتاهی می کند و بعد از خوردن نهار و نوشیدن چای برای رفع خستگی, برای اینکه زیاد در مسیر نماند دوباره بار کرده وتا نزدیکی پل کول جلو می رود و این منطقه نامش تلاو( telaov ) می باشد سختی ها از اینجا شروع می شوند .

در این منطقه مال کدخدای ایل جلوتر از همه بار انداخته و مال های دیگر به ترتیب پشت سر او بار می اندازند شب را در این منطقه به سر می برند . در اینجا باید ایل از رود بزرگی به نام او کول(aov kol) بگذرد بر روی این رود پلی قرار دارد که همه ساله به دلیل طغیان رودخانه این پل خراب می شود و باید آن را باز سازی کرد . قصد ندارم در این جا توضیح بیشتری در مورد این پل بدهم و انشالله پست بعد را به این پل اختصاص خواهم داد.

صبح روز بعد اگر که پل آماده باشد که به ترتیب از روی پل رد می شوندو شب را در میان کوه می گذرانند ولی اگر پل آماده نباشد و مشکلی داشته باشد مردان ایل جمع می شوند و پل را باز سازی می کنند و سپس از روی آن رد می شوند .

در سه,چهار سال اخیر یک گرگر(gargar) بر روی پل احداث شده و افرادی که متصدی آن هستند در قبال دریافت وجه و یا گوسفند به تناسب تعداد گوسفندان ایل را به ترتیب از روی آب رد می کنند و این کار بیشتر درفصل بهار به دلیل طغیان بیش از حد رود رایج است . خیلی دوست داشتم از این محل عکسی به شما نشان دهم عکس ها را نیز پیدا کرده ام ولی به دلیل مشکلاتی نمی توانم آنها نمایش دهم و این کار را به بعد از مطالب کوچ موکول می کنم. عکس زیر از : www.mismycity.com می باشد که دیدن آن خالی از لطف و خارج از مو ضوع نمی باشد.

 

 

 

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

یاد شیر زنان روزگار سه شنبه هفتم اسفند 1386 13:46
 عجيب است هستند در بلاد و ديار ما شير زناني فاطمه صفت همچون قدمخير و گوهر خانم اما نامشان گمنام است وكمتر كسي از آنان ياد مي كند و صد البته كه هم پدر بودن و هم مادر بودن آنهم برای یک زن  هيمنه بسياري از مردان روزگار را مي شكند  بله براتون بگم كه

مشهدي گوهر(گهور) را از بچگي مي شناسم آخه همسايه ديوار به ديوار ما در چغاگرگ بود  مشهدي حسينعلي شوهرش پيرمرد زحمت كشي  و مهرباني بود   تا اينكه مشهدي حسينعلي بعد از انقلاب

 

لطفا ادامه مطلب را بخوان:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

زبان مادری دوشنبه ششم اسفند 1386 13:2

واما  بازی زبان مادری از جمله ابتکارات جدید وبلاگ نویسان خوبمان ازجمله آقا مجتبی و آقای خدایی است عجیب است که میگن  شناسنامه فرزند به نام پدر ولی زبان فرزند از آن مادر است  و آیا چگونه سنخیتی بین این دو می بینید

اکنون که آقا مجتبی لطف کردند ما را به این بازی دعوت کردند به منظور شور و هیجان بین وبلاگ نویسان به زبان مادری یک آرزو می کنم و یک اعتراف ویک دعا

آرزو: آرزو ایکنم که پیایل و زنگل مثل گذشته دست ودست یک ودن و وایک برقصن و وایک بوون و دلخوری ها ز میون وریسته و هیچ کس وا دیگری قهر نبوهه

اعتراف : اعتراف ایکنم که دنیای مجازی دنیای خیلی خوبویه و دل خیلیانه ودست ایاره و خیلیانه وا یک دوست ایکنه مو که راضییم

دعا: دعا ایکنم که هیچ وقت خون زدماغ ایسا نیایه و سایتون بالا سر بچه ها و داتون و بوتون بووه

واكنون نيز من پنج نفر را به اين بازي دعوت كردم

لطفا روی هر یک از اسامی بطور جداگانه کلیک کنید

شهرزاد    كامران   اميد    موسوي    خسرو               

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

لحظات دیدار با همتباران دوشنبه ششم اسفند 1386 12:12
سلام سلام

این هفته خیلی حرفها دارم بگم

 اول انکه لحظه دیدارم با آقا مجتبی  همتبار خوبم

دوم آنکه بایستی چند تا از شما را به یک بازی دعوت کنم

سوماینکه  برای مراسم دو تن از فامیلم به دزفول رفته بودم ضمن تسلیت به خانواده نوری ملا و خانواده سبزیان به مناسبت فقدان از دست دادن عزیزانشان . همه طایفه هیودی شرکت کرده بودند و قرار است تصاویر آن به زودی ارسال گردد که در پست بعدی قرار میدهم

چهارم دیدارم با مهندس هیودی کاندیدای شهرستان  و  دیدارم با تعدادی از  سرشناسان فامیل بود که این موضوع را در یک پست دیگر قرار میدهم

 مورد بعد دیدار با  سایر همتباران خوبم الخصوص  از تیره شا حسن  جناب آقای عبدالهی که خدمات خوبی در منطقه دالونی انجام داده اند که قرار است سی دی وی برایم ارسال گردد که در پستهای بعدی قرار خواهم داد فعلا تصویر وی را داشته باشید

 

دیدار با همتبارانم تیره شاحسن و ملایی در دزفول

  تعدادي از همتباران

  دیدار با همترارانم آقایان طرانی ملا تیره ملایی در دزفول

 Image hosted by allyoucanupload.com

 

 دیدار با همتبارانم در چغاگرگ هنگام افتتاحیه حسینیه

 P1020976

دیدار با همتبارانم از تیره های مختلف هیودی در ولی آباد دزفول

Image027

 

 دیدار با همترارانم که سالهاست از منطقه سفر کرده اند آقایان گلابی و نوری ملا

Image029

دیدار با رییس شورای شهر دزفول حاج آقا یوسفی

Image083

دیدار با همتبارانم پاسداران و بسیجیان هیودی تبار در ولی آباد دزفول

Image053

 ديدار با جناب رباني نويسنده كتاب هيودي  تير ۸۸در دزفول

DSC00936

ديدار با مهندس هيبدي تير ماه۸۸ در تهرانDSC00942

 P1000374

P1030309

  لطفا برای مشاهده تصاویر سایر همتباران ادامطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

 
.............