در دهه آخر شهریور ماه با قصد ده روز مسافرت به شمال کشور سفر کردم جای شما خالی ضمن دید و بازدید از اقوام سری به نمک آبرود و موزه رامسر زدم
این تصاویر واقعی را هم با دوربین خودم گرفتم.
![]()
![]()
چیزی که برایم جالب بود ادوات و اسباب قدیم بود که در روستای ما به وفور از آنها استفاده می شد از قبیل :
دوک رسیندگی - لگام اسب- گهواره بچه - ابزار جاجیم بافی- ادوات کشاورزی - کتاب مکتب خانه قدیمی- چگونگی چوب و فلک کردن بچه مدرسه ها- مدارک قدیم ارتقاء - لوازم نان پزی- چراغ موشی و... که همگی در این موزه نگهداری می شدند وحیفم آمد که چرا ما در روستایمان یک موزه کوچک نداشته باشیم
تصاویر موزه:
کتاب کلاس چهارم و پنجم ۸۰ سال پیش و یکی از ابزارهای جاجیم بافی و مگس پران اسب
![]()
![]()
![]()
نحوه چوب و فلک کردن افراد در زمان قدیم
![]()
اما یادش بخیر در زمان قدیم معلمی داشتیم به نام فریدونی بسیار سختگیر بود و بچه ها را چوب و فلک می کرد سال ۵۳ که من کلاس اول بودم به سختی مرا به مدرسه بردند چون می ترسیدم دبستان ما در آن موقع به نام پسر شاه نامگذاری شده بود ( و در دوران انقلاب به نام اولین شهید روستایمان علی سلیمانی نام گذاری شد) بر بالای کلاسمان نوشته بودن خدا شاه میهن و در کتابمان درسی داشتیم به نام تصمیم کبری و حسنک کجایی اما نمیدانم اکنون حسنک گوسفنداشو فروخته و کجا رفته؟ و کبری هم تصمیم گرفته لباسهای محلی را از تنش در بیاره و جوری دیگر تو خیابونا راه بره !
راستی شما روز اول مدرسه یادتون هست مرا روز اول به سختی به مدرسه مدرسه بردند اما وقتی جیره به من دادند یک پاکت بسکویت بود خوشم آمد و روز دوم زودتر از همه به مدرسه رقتم
مقایسه کنید شرایط درس خواندن دوران قدیم را باشرایط جدید با این همه پیشرفت تکنولوژی و مقایسه کنید سواد قبل را با حال ببینید چه تفاوت هایی دارند
واما در باز گشت به تهران سری به بهشت زهرا رفتم و بر بالای سر قبر اولین شهید روستایمان در دوران انقلاب قرار گرفتم و در غربت و تنهاییش دلم را خالی کردم زیرا او در هنگام شهادت تنها ۱۹ سال داشت و نامزد بود در گارد شاهنشهاهی خدمت می کرد و در جریان انقلاب وقتی مردم به طرف پادگان عشرت آباد هجوم می برند او هم می خواهد به مردم ملحق شود و به یک باره به طرف آنها میدود که از پشت توسط افسران گارد مورد اثابت گلوله قرار می گیرد و به شهادت می رسد
![]()
![]()
این هم آخرین تصویر دبستان شهید علی سلیمانی روستایمان که قرار است به دست پرتوان مهندس هیبدی همتبار خوبمان بازسازی گردد و به پنج کلاسه تبدیل گردد که هم اکنون در حال بازسازی می باشد
![]()
این هم آخرین مغازهای باقی مانده از زمان قدیم که معاملات پا یا پای روستایمان در آن صورت می گرفت یادش بخیر مش یدلله و حاج صیفقلی گندم می بردیم درب مغازه شان و بسکویت می خریدیم
این دومغازه در جریان باز سازی مدرسه چغاگرگ ویران شدندو جزء حیاط ودرسه می شوند
![]()
این هم تصاویر همتبارانم از تیر ه های مختلف طایفه بزرگ هیودی که در حیات خاکبرداری شده مدرسه جدید چغاگرگ گرفتیم چند تاشون با من در این دبستان هم کلاس بودند
![]()
این هم تصویر پیمانکار مدرسه چغاگرگ جناب شهبازی
![]()
این هفته به مناسبت ورود به ماه مبارک رمضان و همچنین شرکت در مراسم یکی از همتبارانمان به چغاگرگ رفتم
اما شرکت در اینگونه مراسمات بسیار خوب است بخصوص وقتی همبستگی همه همتباران را می بینم که علارغم عملکرد فرد مرحوم چگونه به طرز جالبی مراسم را بدون دلخوری برپا می دارند اما به محض اتمام مراسم دوباره هرکس شیوه قبلی اخلاق خود را در پیش می گیرد و اصولا کاری به یتیمان باقی مانده از مرحوم را ندارند
![]()
اکنون این تنها مانده (آقا مهدی) به چه می اندیشد او پدر و پنج خواهرش در حادثه دلخراش رانندگی از دست داده است
چه کسی اکنون باید غم را از دل او بزداید او باید همانند کوچکی های پدرش با سختی روزگار بگذراند ای روزگار دست تقدیر تو چگونه رقم می خورد چرا انسانها همیشه تنها هستند و خود نمی دانند؟ چرا همیشه غرور ؟چرا نباید فکر کنند که روزی شاید این واقعه برای آنان نیز رخ می دهد؟
اما شاید بعضی ها باشند که جوری دیگر فکر می کند یکی دیگر ازهمتباران ما ( علی آقا) سنگ قبر خود را نیز آماده کرده است ومعتقد است که انسان باید همیشه آماده باشد البته من برایش دعا می کنم که صد سال زنده باشد زیرا بسیار مرد خوش رفتاری است
![]()
این هم اولین مراسم اجرا شده در حسینیه جدید الحداث چغاگرگ
ضمنا همگی برای مهندس هیبدی و روح پدر گرامیشان در این
مراسم دعا کردند
![]()
![]()
بازسازی مطالب برد نصب شده توسط وبلاگ چغاگرگ در داخل حسینیه
![]()
ادامه تصاویر را در ادامه مطلب کلیک کنید:
ادامه مطلب
باسلام
در نمايه مورخه 2/6/1387 جناب ابوذر رحيمي در نشريه الكترونيكي لوور ابتدا نظر كوتاهي ارسال نمودم اما وقتي با دقت مطالعه نمودم بيشتر مورد توجه ام قرار گرفت و جا دارد ضمن توجه و حساسيت جناب رحيمي در اين خصوص بگويم كه:
در دنياي پر هيا هوي فعلي و با وجود شبكه هاي گوناگون ارتباطي فرا از جنبه هاي تبليغاتي شايد به جرات بتوان گفت كه ترجيعا شبكه اينترنت بر همه رسانه ها برتري دارد و وبلاگ ها و ايميل ها و چت ها چنان ارتباطي در دنياي امروز بين انسانها و ملت ها بوجود آورده است كه شايد از ديد ما پنهان است ضمن اينكه در كشور ما چه مشكلاتي از جمله سرعت پايين شبكه ، نبود اينترنت ملي ، هزينه هاو مشكلات بهداشتي رودرروي غول كامپيوتر نشستن وكمر درد و دست درد و گردن درد و ... كه بر سر راه است و هم گريبان گير.
اما جا دارد شبكه وبلاگ نويسان در ايران راه اندازي ومديريت شود و....
لطفا ادامه مطلب را بخوانید:
ادامه مطلب
گريه كردم چون ابر بهاري
براي شير مردان لر و بختياري
خواندن اشعار به صورت مويه كنان و حزن انگيز در وصف بزرگان وبه سبك شاهنامه خواني
ودر مراسمات بزرگان ايل از قبل رسم بوده و هست اما متاسفانه امروزه براي هركسي كه از دنيا مي رود بلافاصله ساز ودهل و خوانندگاني جديد براي اين كار آماده هستند در صورتي كه در زمان قديم فقط براي بزرگان و مردان جنگي ايل خوانده مي شد
مو و ياد اون نر شيرون اگريووم
مو سي بزم اون سووارون اگريووم
مو سي مردوون گلچين اگريووم
مو سي مردون تفنگچي اگريووم
مو سی چهارلنگ و هفتلنگ اگریووم......
ادامه مطلب


<
.......................
مطالب را اينجا جستجو كنيد
....
........
اسامي چهر هاي سرشناس طايفه هيودي كه ارتباط خوبي هم با وبلاگ چغاگرگ دارند
به شرح زير است:
آقايان مهندس پرويز هيبدي (هيودي) مدير كل شركت حفاري و دريايي زاگرس و سازنده حسينه - و مدرسه چغاگرگ- -حجت السلام حسين يوسفي (هيودي) عضو دو دوره شوراي شهر دزفول -دكتر علي براتي (هيودي) ريس دانشگاه برق و معاون پژوهشي دانشگاه دزفول مهدي فرهنگ (هيودي) وكيل دادگستري-علي بنيادي (هيودي) رييس دبيرستان در دزفول -حاج آقا خجسته نژاد-ملا شنبه شيخ اسدي ( هيودي ) شاعر -دكتر حجت كوثريان (هيودي ) استاد دانشگاه -سرهنگ اسماعيل صفري(هيودي) رييس پليس شهرستان لالي مهندس محمد طراني ملا (هيودي) عضو دور دوم شوراي شهر دزفول و رييس يكي از شعب بانك صادرات دزفول و ريس هيت مديره صندوق قرض الحسنه حضرت رسول- -مهنس حاجي علي هيودي ( هيودي) مدير كل پخش فراورده هاي نفتي در تهران-عليرضا شكري هيودي تكنسين زير دريايي- اسد رباني (هيودي ) معاونت بنياد جانبازان دزفول و نويسند - -مهندس نصر ا.. هيبدي (هيودي) گوينده شبكه خبر در تلويزيون-حسين سليماني (هيودي)دبير باز نشسته دبيرستانهاي اليگودرز-مهندس مجتبي صفري وبلاگ نويس و سردبير خبرگزاري اينا نيوز -منصور عيديان هيودي ) مدير مدارس كم توان ذهني در دزفول-مهندس تقوي نژاد (هيودي) كارشناس مخابرات دزفول-سرهنگ علي فتحي (هيودي) رييس كلانتري دزفول-مهندس حسن لطفي هيودي كارشناس ايمني سازمان برق استان خوزستان - مهندس علي اكبر هيبدي مدير عامل شركت پرتونگار در اهواز -جناب بستاكي هيودي صدا و سيما اهواز - علي غلامي (هيودي) مدير دبستان شهرك هاي دزفول -امير حيسن ملايي معاون مدارس دزفول - دكتر عبدا... شميسا (هيودي) استاد دانشگاه -سردار محمد باقر بهر ه ملا (هيودي) سردار سپاه در تهران - بختيار گلابي (هيودي) كارشناس ارشد حسابداري -مهندس موسي كوثريان (هيودي) كارشناس ارشد هوا و فضا در تهران-مهندس يوسف طراني ملا استاد دانشگاه آزاد سوسنگرد-مهندس ابوذر سليماني دانشجوي ترم آخر رشته مكانيك دانشگاه دزفول-ايمان اميدي دانشجوي رشته مكانيك - سعيد حسن زارعي دانشجوي رشته مكانيك - مهندس محسن حسين زاده مهندسي شيمي در تهران -علي پارسانژاد وبلاگ نويس - علي لطفي هيودي -علي عباس هيودي وتعداد زيادي از دانشجويان و مردم خوب هيودي و جوانان خوب چغاگرگ از جمله آقايان كريمي- سبزيان- سليماني- ابدالي- مهدي- گايكاني- برجي ملا- زكي ملا- آباريكي- ملايي – و...
...........