بی اختیار یاد برخی پیرمرد های قدیمی می افتم که با فراز و فرودی خاص در لحن، با صدایی که گویی ازعمق وجودشان جاری میشد گه گداری در هر مجلس و محفلی برای رسمیت دادن به جلسه اینگونه میگفتند"صلبات را خدا گفت در گوش مصطفا گفت ...مطلب را از دزپارت می آورم و اینجا میگذارم ! تا باردیگر ثابت شود بختیاری ها مردمانی هستند دارای باورهای ناب توحیدی و ولایی!
قوم بختياري به گواه تاريخ در ازمنه مختلف در جهت دفاع از آرمان و اهداف اصيل خود كوشا و در تكاپو بوده است. آثار خطي موجود و كتيبه هاي سنگ نوشته كه از دوران قديم برجاي مانده حكايت از آن دارد كه مناطق مختلف اين سرزمين داراي تمدن و فرهنگ غني بوده است. هجوم حكومت هاي بيگانه تعم از مقدونيان، مغولان، گوركانيان و تركان كه زبان و خط آنها به عنوان زبان رسمي بر مردم تحميل مي گرديد نتوانست زبان بختياري را كه از شعب زبان فارسي است از ميان بردارد. از آنجا كه زبان بختياري زبان محاوره است و از آن براي كتابت استفاده نمي شود. انتقال ميراث فرهنگي، اشعار، ترانه ها،مثل ها، واژه ها و ديگر اطلاعات به صورت سينه به سينه تا به امروز امتداد يافته، باعث شده است تا بسياري از تعليمات و فرهنگ اين قوم با گذشت زمان به فراموشي سپرده نشود.
اقوام بختياري تا پيش از سال 1314 ش در مكتب خانه ها نوآموزان را تعليم مي دادند. كلانتران،كدخدايان،مدرسين و ميرزاها كه بزرگان قوم بودند براي تكميل دوره ي آموزشي محله هايي ايجاد مي نمودند و در تمامي مراحل زندگي كوچ زيستي در ييلاق و قشلاق تا مرحله ي تكميل دوره همراه شاگردان خود بودند.
روش تدريس:
ابتدا حروف الفبا را الف تا ي روي لوحه هاي نوآموزان مي نوشتند و يكجا تدريس مي كردند. بعد از شناخت حروف الفبا كار تدريس قرآن از آيه هاي كوتاه و مبني بر روش تمرين و تكرار بر اساس تكنيك «توجا» تعليم داده مي شد. بعد از ختم سوره هاي قرآن كتاب هاي حماسي را به منظور ايجاد روح سلحشوري ايل وندان آموزش مي دادند. كتاب هاي شاهنامه فردوسي،حمله ي حيدري، جوهري، امير ارسلان، حيدربك و... اهميت والايي داشت. همچنين كتاب هاي پندآميز اعم از چهل طوطي، خمسه ي نظامي گنجوي و احاديث ائمه ي اطهار(عليهم السلام) در جهت آموزش شريعت دين و آيين تدريس مي شد و سرلوحه هايي به نام هاي « رَز وميش، صلوات نامه، شاه بَربَر و علي سينا» خوانده مي شد.
مثال توجا:
براي تدريس نام محمد (ميم– پيش مو– ح زَد- م ال زَمَد) محمّد
نام پرويز(پياريز- پر- وري زيروي- زيرز) پرويز
(سر لوحه صلوات نامه ) تدريس نو آموزان :
لطفا بقیه را در ادامه مطلب بخوانید:
ادامه مطلب
سلام
بد نيست گاهگاهي به شاهنامه سر بزنيم و حماسه هاي سروده جناب فردوسي را مرور كنيم اما وقتي داشتم شاهنامه را مي خواند م به سروده حماسي پولادوند برخوردم وبسيار برام جالب بود زيرا پولادوند باب از ايل ميوند چهارلنگ بختيار است كه طايفه ما هيودي زير مجموعه آن مي باشد واينكه چه سنخيتي با اين نام پولادوند در شاهنامه دارد را بايد بررسي كرد وشما در اين مورد نظر بدهيد.
نوشتن نامه افراسياب به پولادوند
يكي پادشاه بود پولادوند
رسيده سرش تا به چرخ بلند
در آن كوه چين اندرون جاي او
نبود اندر آن بو همتاي او
ابا لشگري گشن" و مردان چنگ
سپهبد نهنگ و سپاهش پلنگ
يكي نامه نزديك پولادوند
سراي" و از راز بگشاي بند
نخست آفرين كن نهاندار پاك
كز ويست نيروي و هم زهد پاك
خداوند كيان و گردان سپهر
خداوند ناهيد و رخشنده مهر
اگر يارمندست چرخ بلند
بيايد برين مرز پولادوند
بسي لشكر از ترك و سقلاب و چين
شكوساز و پيمان شدند اندراين
بسي بوم و بر ها" كه ويران شدست
همه از دليران ايران شدست
و....
سلام
اين روزها در آستانه فصل سرما و كمبود سوخت خيلي ها دوبار دوچار مشكل ميشن بيچاره مدارس عشايري و روستايي در زمان قديم كه خيلي سخت بود اما اكنون كه كمتر به صورت طبيعي زندگي مي كنند شاید سختي آنها چند برابر شده است بیچاره بچه مدرسه ها من که خودم خیلی در فصل زمستان در روستا سختی کشیده ام رنج آنها را می دانم اما اکنون چه کسی باید به فکر بیچاره مردم باشد؟
ضمنا به این دو وبلاگ هم سربزنید و شهدای روستای ما را ببینید که روزگاری بچه های مدرسه چغاگرگ بوده اند http://6200.blogfa.com/ و http://1175.blogfa.com/
در حاشيه سفر رئيس جمهور به لرستان
البته کار ما سیاسی نیست بلکه ای کاش رییس جمهوری نمایندگانی هم به روستاها بفرستندتا از نزدیک شاهد مشکلات آنها باشند چغاگرگ ما از نبود آب بهداشتی هنوز هم رنج می برد
¤ دكتر احمدي نژاد در اين سفر هم بدون تشريفات رايج در سفرهاي رؤساي جمهوري قبلي عمل كرد.
با وجود اينكه چندين جايگاه توسط شركت پست براي جمع آوري نامه هاي مردمي ايجاد شده بود عده اي تمايل داشتند كه نامه هايشان را شخصا به رئيس جمهور تحويل دهند كه دكتر احمدي نژاد ضمن اشاره به تك تك افرادي كه در پشت ميله ها نامه در دست داشتند به يكي از همراهانش دستور داد همه نامه ها را دريافت كند.
¤ بر اثر ازدحام جمعيت، قسمتي از نرده هاي اطراف ورزشگاه اليگودرز فرو ريخت و باعث مجروحيت سطحي چند نفر گرديد.
¤ جوانان اليگودرز شعار مي دادند (بيكاري جوانان مشكل اصلي ماست) كه دكتر احمدي نژاد گفت: ما براي حل اين مشكلات به اينجا آمده ايم.
¤ هنگامي كه سخنراني دكتر احمدي نژاد در جمع مردم خرم آباد از راديو پخش مي شد و رئيس جمهور چند جمله اي به زبان لري بختياري بيان نمود،
¤ رئيس جمهور از ابتداي ورود به محل سخنراني تا پايان مراسم ايستاده بود و به ابراز احساسات مردم پاسخ مي داد.
سلام
گاهي وقتا دلم ميگيره براي خودم و ديگران ' براي اينكه راحت نيستيم ' براي اينكه مدام در تكاپو هستيم اما انگاري اين جاده پاياني ندارد
نمي خوام آيه ياس بخوانم اما با وجود اينهمه امكانات جور وا جور به هر كدام كه روي مي آوري انگاري دل نگراني كه نكند روز بعد مدل ديگر بيايد و ما عقب بمانيم ' البته مدل گرايي هيچ وقت خوب نيست و خوب هم نبوده زيرا بايستي كيفيت هر چيز واينكه چه كاربردي در زندگي ما دارند را مد نظر داشته باشيم
در روزگاران قديم مردم اين امكانات را نداشتند اما باور كنيد شبها راحت سر بر بالش مي گذاشتند و
دم شفق با روحيه از خواب بلند مي شدند و با كمك و ياري هم به كارهاي روزمره ادامه ميدادند .
اما در روزگار فعلي هركس بتواند فقط گليم خود را از آب بيرون بياورد كارش نيكوست.
در روزگاران قديم غذا ها همه طبيعي بود هر روز يك مدل ماست به بازار نمي آمد گاو همان گاو بود و شير همان شير بدون آب.
خيلي دلم مي خواست زندگي طبيعي آن موقع را داشته باشم باور كنيد اما...
آدمها امروزه خيلي سخت بر آنها مي گذرد خصوصا اگر پول هم نداشته باشد كه ديگه وا مصيبت ها .
شبها با هزاران كابوس مي خوابند صبحها با چشمهاي آلوده به خواب و خسته بلند مي شوند البته نه صبح زود بلكه آفتاب كلي بالا آمده !
درب منازل مانند قديم آب پاشي نمي شه ' درب ها همه به روي هم بسته است 'ديوار ها همه بلند پنجر ه ها ميله زده ' سر وصداي دها دستگاه جور وا جور در منازل مانند يخچال- تلويزيون ويدئو- جارو برقي ماشين ريش تراشي – سگا-هم زن برقي – ماكرو فر و... آسايش شب را از آدمها گرفته 'بدون توجه به اين كلام الهي كه فرمود شب را براي آسايش شما قرار داديم اما متا سفانه خيلي از جوان هاي ما شبها تا دير وقت توي كو چه ها و بازار چه ها بدون هدف پرسه ميزنند. بدون اينكه به آسايش خود و ديگران فكر كنن .
بعضي از سوپر ماركتها هم ماشالله تا دير وقت باز هستند و صبح روز بعد تا ساعت 10 خواب تشريف دارن
خيلي از آدمها هم اخلاقشان تغيير كرده ميش هايي هستند در جلد گرگ .
نمي شود آنها را شناخت هر روزي يك چهره دارن همش منفي بافي را دوست دارن وتوجه هشان به نكات ريز و پيش پا افتاده است همش دوست دارن جنگ و جدال راه بيندازن و خود را خوب جلوه ميدن تا بتوانند زندگي كنند اما غافل از اينكه آنها نيز روزي خود دچار چنين گرفتاري خواهند شد و دست تقدير روزگار همه چيز را بر روي سرشان خراب ميكند ودر اين وادي تنها ي تنها مي مانند.
خوب سرتان را درد نياورم بيشتر از آن مزاحمتان نميشم اما اين كلام را شنويد كه:
زندگي كن و بگذار ديگران هم زندگي كنند.
وارگه
وارگه آرد به شبهاي دراز
بچه ها را دور هم با قصه ساز
كوچ ما شد رهسپار گرمسير
با چنين آرايشي از سردسير
هفت خوان رستمي در پيش روست
لحظه ها بار همان در گفتگوست
ميبريم اين راه را با پاي خويش
در هواي ديدن فرداي خويش
خان اول در كنار وارگه
گستراند مال بار وارگه
وارگه بر جسم ما جان ميدهد
بوي عطر پونه زاران ميدهد
وارگه يادآور ديرينه هاست
داستاني از حضور چينه هاست
واما
مسیر کوچ طایفه هیودی
مطلبي را كه مطالعه خواهيد كرد مي بايست قبل از شرح مسير كوچ طايفه هيودي ارائه مي شد تا ذهن دوستان نسبت به اين مسئله آماده تر مي شد .اما با اين حال خواندن آن در پايان شرح مسير كوچ نيز خالي از لطف نيست.
به طور كلي در بختياري سه ايل راه وجود دارد، كه طولاني ترين آنها متعلق به چهارلنگ ها مي باشد. طول اين ايل راه حدود 444 كيلومتر است كه از منطقه سردشت در دزفول آغاز شده و به چناورد در سرحد مي رسد . چهارلنگ ها هنگام كوچ بهاره اين مسير را در مدت زمان 27 تا 40 روز طي مي كنند؛ البته در كوچ پاييزه به دليل سرازيري مسير و كمبود آب و علوفه توقف كمتري در منزل گاه ها صورت مي گيرد در نتيجه اين مدت زمان به مراتب كمتر مي شود . واقع شدن اين مسير در كو هاي سر به فلك كشيده زاگرس و نبودن جاده در اين مسير سبب شده آبادي هاي بسيار كمي و آن هم به صورت ابتدايي در نزديكي مسير ايل راه بو جود آيد ؛ و اين خود باعث بكر ماندن و زيبايي مسير كوچ گرديده است.
مسيركوچ طايفه هيودي نيز بخشي از اين ايل راه مي باشد كه از كو هاي سگريان در شمال دزفول آغاز و به كوه هاي اشترانكوه در شمال اليگودرز مي رسد. طايفه هيودي اين مسير را در مدت 25 تا 30 روز طي مي كنند . در سالهاي اخير بنا به دلايلي ايل سريع تر حركت كرده و كمتر در منزل گاه ها اطراق مي كند و اين مدت زمان به حدود 20 روز كاهش يافته است . تفاوت كوچ ساير طوايف چهارلنگ با اين طايفه در منزل گاه ها مي باشد و به طور كلي هر طايفه منزل گاه هاي مخصوص به خود را دارد كه در بين تمام عشاير مشخص است .
هفت لنگ ها داراي دو ايل راه هستند. يكي ايل راه بازفت كه طول آن 271 كيلو متراست و از حوالي مسجد سليمان آغاز شده تا دره بازفت در دامنه كوهرنگ امتداد دارد . ايل راه ديگر به نام دز پارت معروف است كه از حوالي شهر كرد آغاز و به حدود ايذه در گرمسير به طول 217 كيلو متر منتهي مي گردد مدت زماني كه هفت لنگ ها ايل راه خود را مي پيمايند بين 16 تا 25 روز محاسبه نموده اند .
اعداد و ارقامي را كه در بالا مشاهده كرديد برگرفته از كتاب عشاير مركزي ايران تاليف دكتر جواد صفي نژاد مي باشد .
تعدادی از مال ها نیز به سوی اشترانکوه و قله های سر به فلک کشیده آن می روند. در این ماه از سال اشترانکوه پوشیده از برف است, از زیباترین مناطق اشترانکوه می توان به تخت شاه و لونه قلا (lone ghela) اشاره کرد . ما نیز به سوی لونه قلا می رویم , این مال ها نیز حوالی غروب به مقصد می رسند . این منطقه همانگونه که گفتیم پوشیده از برف است و حتی برف تا نزدیکی وارگه وجود دارد و طی چند روز برف ها کم کم آب می شوند و به جای آن ها علف های سرسبز شروع به روییدن می کنند .
بعد از رسیدن به وارگه مال بار می ندازد و با همکاری هم سیاه چادرها (بهون) را برپا می کنند و به تمیز کردن اطراف وارگه می پردازند.. و طی چند روز زندگی به روال عادی برمی گردد, تا کوچی دیگر............
در کوچ ایل با همیاری تمام مسیر را به پایان می رساند و اگر برای هر یک از مال ها اتفاقی ( بیماری , مرگ , زخمی شدن و...) بیفتد دیگران با تمام وجود به این مال کمک خواهند کرد و شاید حتی بهتر از مال خود به این مال و افراد آن رسیدگی می کنند. از این دست اتفاقات تلخ و شیرین در مسیر کوچ زیاد رخ می دهد که برای زیاد نشدن مطلب و خستگی خوانندگان از آوردن آن ها خود داری کردم . و انشاالله اگر فرستی باقی بود در آینده بیشتر به این نکات خواهم پرداخت.
در پایان باید از برادر عزیزتر از جانم فرج الله بهره ملا که خود این کوچ را انجام داده و در نوشتن مطالب مربوط به کوچ طایفه هیودی مرا یاری کرد تشکر کنم.
مال از تنگ زیوا به سمت کوهی که گله نمک( ( gale nemek نام دارد حرکت کرده و پس از عبور از گله نمک در منطقه سور او( (sor ov بار می اندازد . شب را در همین محل به صبح می رساند و روز بعد از اینجا نیز بار کرده و مسیر خود را به سمت ده کی رو (kii roo) دنبال می کند .
نرسیده به کی رو مال بار دیگر بار می اندازد تا در این محل استراحتی کرده و شب را به صبح می رساند . ده کی رو دارای زمین های آبی زیادی است و درختان کهنسال گردو در این منطقه زیاد است . ساکنان این ده که از طایفه حاجیوند از ایل میوند هستند و برخی از آنها زمستان را نیز در این ده می گزرانند . در زمان کوچ این ده محل عبور طوایف هیودی و عیسوند می باشد . در مورد زیبایی های این منطقه حرف های بسیاری برای گفتن وجود دارد که انشا الله در پست های بعدی به آن می پردازم .
روز بعد نیز مال از ده کیرو گذشته ودر مسیری زیبا به منطقه پا مزرا (pa mazera) می رسد . این منطقه در اوایل بهار پوشیده از برف است , ایل شب را در این دره بسر می کند . و صبح دم از پامزرا بار کرده و از گردنه گله باد دوش (gale bad dosh) که همیشه سال باد های نسبتا تندی در آن می ورزد عبور کرده و به سمت پیر باد دوش( در بین عشایر این منطقه حضرت سلیمان به سلیمان باد دوش شهرت دارد ) حرکت می کند در مورد پیر باد دوش و گله باد دوش نقل قولی شنیدنی در میان عشایر وجود دارد که جای تامل و برسی بیشتر را دارد.
طبق این نقل قول پیر باد دوش قدم گاه حضرت سلیمان میباشد و بنا به اعتقاد عشایر این منطقه که ریشه در زندگی و چگونگی امرار معاش آنها (دامداری) دارد , حضرت سلیمان در گردنه گله باد دوش باد را دوشیده و از آن شیر (نماد برکت) گرفته است عشایر این منطقه اعتقاد خاصی به پیر باد دوش دارند و شب را نیز در حوالی پیر باد دوش می گذرانند .
همانگونه که گفتیم شب های کوچ بسیار پر شور و شوق است بخصوص این شب چون فردای آن قرار است ایل از هم جدا شود و هر مال به سوی ملک خود حرکت می کند . در این شب حال و هوایی وصف نا شدنی در میان مردان و زنان ایل وجود دارد و تا صبح به دور آتش نشسته وبا هم از خوبی های این راه , از با هم بودن ها می گویند و هزارن حرف نگفته .....
و به امید فردا
مسیر بین میان کول تا سر کول به علت وجود کمر های (kemar)( سخره) بلند و صاف بوسیله گچ و ساروج (saroj) و کندکاری راهی را بر روی کمر درست کرده اند که به زبان بختیاری به آن آسو (asoo) می گویند, این مسیر طوری است که حیوانات باید یکی یکی و پشت سر هم حرکت کنند و اگر حیوانی به حیوانی برخورد کند و یا رم کند از پرتگاه پایین رفته و یک راست تا ته دره می رود و در یک آب بزرگ و خروشان به نام او سره ( (aov sore که در ته این دره در جریان است سقوط می کند
پس از رسیدن به سر کول چای و نهاری صرف می شود و بعد از ظهر دوباره مال بار کرده که به آن پسین بار (pasin bar) می گویند. از سر کول مسیر به دو راه تبدیل می شود که یکی را ره گپ(ra gap) (این راه هموارتر است وبیشتر از این راه به مسیر خود ادامه می دهند) و دیگری ره بونو (ra bono) که این مسیر هر چند نا هموارتر میباشد ولی چرهگاه های بهتری دارد, در ای مجال ما ره بونو را شرح می دهیم.
از سر کول مال به راه افتاده و تا نزدیکی امامزاده ای به نام کله شه (kola she) می رود. این امامزاده در بین عشایر طایفه هیودی و دیگر طوایف منطقه احترام خاصی دارد و اگر در طول راه به مشکلی بر بخورند به این امامزاده متوسل می شوند که با توجه به اعتقادشان حکمت زیادی نیز از وی دیده اند شب را در کنار امامزاده می گذرانندو پس از زیارت هر مال یک یا دو گوسفند نذر این امامزاده می کنند و همدیگر را مهمانی می کنند .
فردا از کله شه بار کرده و از ارتفاعات کوهی به نام بنار بونو (benar bono)بالا رفته شب را در آنجا می گذرانند. این کوه ارتفاع زیادی داشته و بر روی آن آب وجود ندارد و باید به اندازه مصرف یک شب آب از پایین ببرند , سر بالایی بسیار تیز و کشیده ای دارد و این مسیر خیلی سخت است بطوریکه مال صبح زود حرکت کرده و در حوالی بعد از ظهر به سر کوه می رسد.
شب را در اینجا می ماند وپس از آن ازبه طرف پایین می آید و در پای کوه نهاری میخورد و دوباره بار می کند و به مسیر خود ادامه می دهد و از کوهی که دقیقا مقابل کوه قبلی است و از نظر ارتفاع نیز به همان اندازه است بالا می رود و یک شب را نیز بر بام این کوه سپری می کند و پس از آن صبح به حرکت خود ادامه داده و در پایین این کوه بار می اندازد و پس کمی استراحت از اینجا به محلی به نام زیر تنگ زیوا(tang ziva) میرود.
در این محل آب بزرگی جریان دارد , ایل به دلیل سختی مسیر درچند روز گذشته و خسته شدن دام و حشام , برای رفع خستگی دو یا سه روزی در این محل اطراق میکند . و از این منطقه زیبا کمال استفاده را می برد.......
در این منطقه مال کدخدای ایل جلوتر از همه بار انداخته و مال های دیگر به ترتیب پشت سر او بار می اندازند شب را در این منطقه به سر می برند . در اینجا باید ایل از رود بزرگی به نام او کول(aov kol) بگذرد بر روی این رود پلی قرار دارد که همه ساله به دلیل طغیان رودخانه این پل خراب می شود و باید آن را باز سازی کرد . قصد ندارم در این جا توضیح بیشتری در مورد این پل بدهم و انشالله پست بعد را به این پل اختصاص خواهم داد.
صبح روز بعد اگر که پل آماده باشد که به ترتیب از روی پل رد می شوندو شب را در میان کوه می گذرانند ولی اگر پل آماده نباشد و مشکلی داشته باشد مردان ایل جمع می شوند و پل را باز سازی می کنند و سپس از روی آن رد می شوند .
در سه,چهار سال اخیر یک گرگر(gargar) بر روی پل احداث شده و افرادی که متصدی آن هستند در قبال دریافت وجه و یا گوسفند به تناسب تعداد گوسفندان ایل را به ترتیب از روی آب رد می کنند و این کار بیشتر درفصل بهار به دلیل طغیان بیش از حد رود رایج است . خیلی دوست داشتم از این محل عکسی به شما نشان دهم عکس ها را نیز پیدا کرده ام ولی به دلیل مشکلاتی نمی توانم آنها نمایش دهم و این کار را به بعد از مطالب کوچ موکول می کنم. عکس زیر از : www.mismycity.com می باشد که دیدن آن خالی از لطف و خارج از مو ضوع نمی باشد.
از جاي جاي عالم بدانيد
ژاپني ها دوست دارند وقتي غريبه ها را مي بينند با ملايمت دست بدهند
اگر چند دقيقه دير به ملاقات يك آلماني برويد او ناراحت میشود
مردم آمريكاي شمالي ترجيح مي دهند كه در فاصله 90 سانتي متري با هم صحبت كنند
اما مردم آمريكاي لاتين در فاصله 60 سانتي
چيني ها به هنگام صحبت به ندرت دست شان را تكان مي دهند
امريكايي ها به شدت دوست دارند اسم كوچك افراد را صدا بزنند
مكزيكي ها ازروي احترام در چشمان كسي نگاه نمي كنند
مردم مسلمان با توجه به باورهاي مذهبي معمولا به جنس مخالف دست نمي دهند
بلغاريها وقتي منظورشان بلي است سرشان را به اطراف تكان مي دهند
ايتاليا يي ها قبل از صحبت هاي جدي اول در مورد مسائل خودمانی گفتگو مي کنند
مردم هندوستان دوست ندارن كسي با انگشت به آنها اشاره كند
مردم ايران دو انگشت دست راست را علامت پيروزي مي دانند
فليپيني ها كلمه نه را غير مودبانه مي دانند
و در روستاي چغاگرگ ما زمان قديم مراسم عروسي هفت شبانه روز بود
در بلاد شما زمان قديم چگونه بود؟












<
.......................
مطالب را اينجا جستجو كنيد
....
........
اسامي چهر هاي سرشناس طايفه هيودي كه ارتباط خوبي هم با وبلاگ چغاگرگ دارند
به شرح زير است:
آقايان مهندس پرويز هيبدي (هيودي) مدير كل شركت حفاري و دريايي زاگرس و سازنده حسينه - و مدرسه چغاگرگ- -حجت السلام حسين يوسفي (هيودي) عضو دو دوره شوراي شهر دزفول -دكتر علي براتي (هيودي) ريس دانشگاه برق و معاون پژوهشي دانشگاه دزفول مهدي فرهنگ (هيودي) وكيل دادگستري-علي بنيادي (هيودي) رييس دبيرستان در دزفول -حاج آقا خجسته نژاد-ملا شنبه شيخ اسدي ( هيودي ) شاعر -دكتر حجت كوثريان (هيودي ) استاد دانشگاه -سرهنگ اسماعيل صفري(هيودي) رييس پليس شهرستان لالي مهندس محمد طراني ملا (هيودي) عضو دور دوم شوراي شهر دزفول و رييس يكي از شعب بانك صادرات دزفول و ريس هيت مديره صندوق قرض الحسنه حضرت رسول- -مهنس حاجي علي هيودي ( هيودي) مدير كل پخش فراورده هاي نفتي در تهران-عليرضا شكري هيودي تكنسين زير دريايي- اسد رباني (هيودي ) معاونت بنياد جانبازان دزفول و نويسند - -مهندس نصر ا.. هيبدي (هيودي) گوينده شبكه خبر در تلويزيون-حسين سليماني (هيودي)دبير باز نشسته دبيرستانهاي اليگودرز-مهندس مجتبي صفري وبلاگ نويس و سردبير خبرگزاري اينا نيوز -منصور عيديان هيودي ) مدير مدارس كم توان ذهني در دزفول-مهندس تقوي نژاد (هيودي) كارشناس مخابرات دزفول-سرهنگ علي فتحي (هيودي) رييس كلانتري دزفول-مهندس حسن لطفي هيودي كارشناس ايمني سازمان برق استان خوزستان - مهندس علي اكبر هيبدي مدير عامل شركت پرتونگار در اهواز -جناب بستاكي هيودي صدا و سيما اهواز - علي غلامي (هيودي) مدير دبستان شهرك هاي دزفول -امير حيسن ملايي معاون مدارس دزفول - دكتر عبدا... شميسا (هيودي) استاد دانشگاه -سردار محمد باقر بهر ه ملا (هيودي) سردار سپاه در تهران - بختيار گلابي (هيودي) كارشناس ارشد حسابداري -مهندس موسي كوثريان (هيودي) كارشناس ارشد هوا و فضا در تهران-مهندس يوسف طراني ملا استاد دانشگاه آزاد سوسنگرد-مهندس ابوذر سليماني دانشجوي ترم آخر رشته مكانيك دانشگاه دزفول-ايمان اميدي دانشجوي رشته مكانيك - سعيد حسن زارعي دانشجوي رشته مكانيك - مهندس محسن حسين زاده مهندسي شيمي در تهران -علي پارسانژاد وبلاگ نويس - علي لطفي هيودي -علي عباس هيودي وتعداد زيادي از دانشجويان و مردم خوب هيودي و جوانان خوب چغاگرگ از جمله آقايان كريمي- سبزيان- سليماني- ابدالي- مهدي- گايكاني- برجي ملا- زكي ملا- آباريكي- ملايي – و...
...........