تبليغاتX
وبلاگ چغاگرگ
 
به همت پایگاه بسیج کوی آیت الله طالقانی شهرستان دزفول، يادواره اولين شهيد انقلاب اسلامی روستای چغاگرگ با حضور پرشور مردم، خانواده شهدا و مسولين شهرستان دزفول در مسجد امام حسین(ع) کوی طالقانی برگزار شد.


DSCF7793


Image063


به گزارش خبرنگار آژانس خبری بختیاری (ایبنا نیوز) از دزفول، در این مراسم حجت الاسلام رهبري نماينده ولي فقيه در سپاه دزفول ضمن تشريح حماسه هاي شهداي انقلاب به وصیت امام در مرود انقلاب اشاره کرد و گفت: مبادا انقلابمان را به دست نا اهلان بسپاریم و از خون شهیدان غافل شویم که این موجب تضعیف انقلاب اسلامی مردم ایران می شود.

بعد از بیانات نماینده ولی فقیه در سپاه دزفول مراسم مداحی به ياد شهید علی سلیمانی و سایرشهدای کوی طالقانی برگزار شد.

DSCF7811

 

در پايان این یادواره قدر دانی ويژه اي از طرف خانواده شهید سليماني براي همه مدعوين بدين مضمون ارسال شد.

خانواده محترم شهدا، پاسداران و بسيجان سلحشور و همتباران خوب ايلات طوايف مختلف الخصوص طايفه بزرگ هيودي و تيره محترم ملايي با حضور سبزتان درآن مراسم جلوه اي خاص بخشديد و ما را سرافراز نموديد و همه گذشته تلخ ناشي ازآْن دوران را به كاممان شيرين نموديد ما نيز به پاس قدرداني  به شما مي گوييم كه بسيار بسيار ممنون و سپاسگذاريم و خداوند در باقي الصاحات گذشتگان شما را بيامورزد و هميشه روزگار خود و خانواده محترمتان موفق و مويد باشيد.

Image0771


DSCF7827

 
 

انتهای پیام/
علی حسین زارعی/ خبرنگار ایبنا نیوز
 
گزارش شخصی من از این مراسم را به همراه عکس های بیشتر در ادامه مطلب بخوانید

ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

دکتر رضایی شنبه بیست و ششم بهمن 1387 12:16

با سلام

حضور دكتر محسن رضايي در بين همتبارنمان در دزفول

در مورخه 24/11/87 جناب دكتر رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در مكان يادوران دفاع مقدس دزفول در بين همتبارانمان حضور يافت و پس از قرائت فاتحه بر مزار شهداي گمنام در سالن اجتماعات اين مكان حضور يافتند در اين مراسم حاج آقا يوسفي عضو شوراي شهر دزفول ضمن پيام خوش آمدگويي به ايراد مشكلات فرهنگي شهر پرداختند و گزارشي از عملكرد فرهنگي شهر را به اطلاع  ايشان رساندند

سپس  دكتر رضايي از حماسه هاي و مقاومت همتيارانمان و مردم دزفول در 8 سال دفاع مقدس ياد نمودند و نتيجه آن همه فداكاري را گسترش فعلي ايران اسلامي در همه زمينه هاي سياسي – اقتصادي –و فني  در سطح جهان دانستند و گفت ايران هم اكنون جز ده كشور اول جهان قرار دارد و افزود كه اين دهه "دهه پيشرفت ايران اسلامي است   وسپس گفت كه ريشه هاي اصلي اين پيشرفت مرهون حمايت شما مردم خوب و قهرمان  است

وی همجنین  در دانشگاه دزفول در جمع اساتيد و دانشگاهيان حضور يافتند وبه تبعيين دستاوردهاي انقلاب پرداختند

Image041

سپس دیدار با همتبار خوبمان حاج آقا یوسفی عضو شورای شهر دزفول

Image083

واين هم ديدار با داراب ريسي شاعر  و مهندس شويني نويسنده و آقاي عنصري

DSC00170

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

لینکهای لر ی لرسو و بختیاری یکشنبه بیستم بهمن 1387 13:51

باور های مردم لر و بختیاری سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 16:20
 

سلام بر دوستان خوبم خوانندگان وبلاگ چغاگرگ  باورها  ریشه در فرهنگ بومی هر قوم دارند دراین پست تعداد اندکی از باور های قوم لر و بختیاری را براتون قرار می دهم باشد  امیدوام که مورد توجه شما قرار بگیرد.

 

چندباوربختياري

 سوارشدن اتفاقي کفشها روي هم نشان سفر دارد 2-اگربچه ها جارو کنند مهمان خواهد آمد 3-اگر برگ چاي روي استکان بيايد مهمان درراه است 4- اگرهنگام خمير کردن مقداري از آن بپرد مهماني از نزديکان زني که خمير ميکند درراه است 5-اگر موي زن از پيشاني تارشود يکي از نزديکانش بزودي خواهد آمد 6-شب هنگام آرد و شير و چيزهاي سفيد ازخانه خارج نکنيد برکت از خانه ميرود 7-به هنگام شب وتاريکي پول قرض ندهيد فقير ميشويد 

عطسه

 درفرهنگ مردم عطسه کردن با توقف کاريا سفروبه تعويق افتادن کارهمراه است .دربختياري عطسه را <<صبرياصور>> ميگويند .اگرکسي يکبار عطسه کند معناي آن توقف کارهاست و اگردوباريا بيشتر باشد.اثرآن خنثي ميشود. داراب رييسي از بومي سرايان نامداربختياري ميگويد:سي ديدنت عزيزم مواستخاره کردم //هي بداويد وبازم کاردواره کردم *نه گوش به ويدن صور نه دل به استخاره //زنجيره اعتقاد موپاره پاره کردم ...

 چيستان يا  یو چنه 

 چنه چنه يا چيستان معما و پرسشي است که گونه اي از فولکلور بختياري را تشکيل مي دهد درشعر بزرگان ادب فارسي نيز با لغز موجه مي شويم اين هنر ظريف براي مقاصد واهداف آموزشي وسرگرمي و مناظره و تقابل علمي و...به کار مي رود ودرقالبهاي نظم ونثر بيان مي گردد روزگاري که راديو وکامپيوتر وتلويزيون فضاي خانه هاراتسخير نکرده بود متل ومثل وچنه چنه وقصه و....نقل محافل خاص وعام بود ودر حقيقت مدرسه ي پنهاني بود که ريشه در انديشه ها وآرمانهاي خيرخواهانه داشت .چند چنه چنه بختياري :1-چنه چنه نه دست داره نه پا حوربره همه جا (نامه )2-همه چي منسه ؟(الفبا)3-خس يه چنگه صداس پر يه تنگه (خروس يا تفنگ )

خواب ديدن افراد

 درفرهنگ مردم بختياري ديدن افراد درخواب وبيداري بانوعي تفال و نيک اقبالي يا تطير وبداقبالي همراه است . اگرکسي فردي را که به حسادت و خبث طينت مشهوراست به خواب ببيند دچارخسران وزيان خواهدشد .ممکن است اين فردبراي ديگران اين بدشانسي رابوجود نياورد.تجربه وتکرار خواب ديدن آن شخص در زمان مرگ وزندگي براي کسي که به اين موضوع معتقداست سبب اطمينان وي به اين باور ميشود. بعضي افراد درگذشته وحال به اين موردمعتقدنيستندلي اين مطلب تنهادرايران ويا اقوام ايراني نيست بلکه درکشورهاي اروپايي هم اين باور وجوددارد.

   بانگ خروس

 اگرخروس بي موقع بخواند يابقول مردم بنگ بگويد خبربدي درراه است و اگر چنين وقتي خروس بانگ سر دهد چيزي به او ميزنند يا پرتاب ميکنند تا از وقوع آن شومي جلوگيري کنند. که به آن خروس بی محل گویند.

چشم کردن-چشم زخم

 برخي افراد نخواسته چشمشان شوراست واگر با چشم خود به چيزي زل بزنند ويا ازشي يا فردي تعريف کنند آن فرد دچار مريضي وحتي مرگ ميشود اشيا نيزاز اين شورچشمي درامان نمي مانند .بزرگترها از افرادي نام مي برند که به سنگ و يا غله و ...نگاه حسرت آميزکردند وحتي سنگ ازميانه دوجزء شد .اگر مردم گمان برند که فردي شورچشم است اشيا وافرادراازتيررس نظر وي دور ميکنند تادراصطلاح بختياريها نظر نشود . بارها کودکاني مرده اند که درباور بختياريها به نظر آمده اند .براي دفع نظر و چشم زخم دعا وتعويذ به لباس و يا گردن يا اندام کودکان حتا اشياواحشام مثل گاو و نرميش واسب و...مي بندند .گاهي نيزتکه اي ازلباس زن يا مرد شورچشم را زير پاي فرد نظر شده ميسوزانند تا دود آن اثر اين بدي را خنثي نمايد....

 لباس زنان ومردان بختياري

 آيا تاکنون انديشيده ايد که منشا پيدايي مد و يا الگوي لباس چيست؟پوشاک در طول تاريخ تنها ابزار پوشيدگي اندام و يا وسيله ي مناسب گرما وسرما نيست . شرايط فرهنگي -تاريخي-اعتقادي ومذهبي -اقليمي وجغرافيايي و... در توليد واستفاده از لباس موثراست.بختياريها با تاريخ کهن خود از تاريخچه ي مهمي از پوشاک خود برخوردارند.مطلب کامل اين عنوان را در آثار نگارنده بخوانيد.

پسر خواهي دربختياري!

 شايد اين عنوان پرسش آفرين باشد چون عشاير وايلات به فرزندپسر بسيار علاقه مندند .هنگامي که عروس را روانه ي خانه ي نو ميکنند پسربچه اي از اقوام وي را کناراوبراسب سوار ميکنند ويا نرميش و قوچي را سر راه او مي آورند تا اولاد پسري او بسيار شوند . اقتصاد وکشاورزي ودامداري و...سبب مي گردد که علاقه آنان به پسر بيشتر شود .اين نکته به معناي بي توجهي به دختر نيست چون عشاير دختران خود را بسياردوست دارند.تشکيلات ايلي و و ساختار دروني نظام زيستي عشاير براي حفاظت از اقتدار و کيان خانواده و...به فرزند ذکور تمايل بيشتري نشانميدهند. 

آل !

 باور عشايروايلات بختياري و اقوام ديگر ايراني براين است که زن زائو مورد حمله آل قرار مي گيرد .آل زن لاغر و سرخرويي است که دشمن زائو است وقصداذيت وآزار نوزاد و زائو رادارد .براي همين هيچگاه خانه يااتاق زائو خالي نشود ونبايد اوراتنها گذاشت بالاي سر زن کارد و يا چاقو وميخ و سيخ و...باپياز وکلام الله مي گذارند ودربختياري چله بري مي کنند چله بري آداب و رسوم خاص خود رادارد که در کتاب گفت و لفت اثر نگارنده کاملا توضيح داده شده است .....

 مرغ درچند مثل بختياري

 مرغ هرچه حاک پيته کنه حاک به سر خس اکنه (مرغ هرچه در خاک غلت بخورد خاک برسرخود مي ريزد)-مرغنه من عروسي وعزا اخورن (مرغ رادرعروسي وعزا مي خورند)--مرغ هر چه چاق تر ابو سيلا ..س تنگ تر ابو (مرغ هرچه چاق تر شود سوراخ ..ش تنگ تر مي شود )--مرغي که انجير خوره نکس خله (مرغي که انجير ميخورد نوکش کج است )--مرغه که نادي دم لووه تيلوو ايان بدينس (مرغ را که جلوي لانه گذاشتي جوجه ها به دنبالش مي آيند )--مرغ غيرت داره که روزي يه حايه انه (مرغ غيرت دارد که روزي يک تخم ميگذارد )

توضيح سياسي يک مثل بختياري

 زاسب ورستيم ز اصل نورستيم (ze asb vorastim ze asl navorastim ) :از اسب افتاديم از اصل نيافتاديم *****انسانها براساس گوهر و اصل خود زندگي مي کنند بين زنده بودن وزندگي کردن فاصله است برخي آدمها درشرايط سخت از همه چيز دست مي کشند به هرچيزي بدبين شده و از کردار گذشته ي خويش پشيمان ميشوند . گروهي نيز از بحرانها و سختيها براي تحقق اهداف خود از شکستها درس مي گيرند .آنکه عامل يا مسوولي در دولتي بوده و براي کارش استدلال ومنطق داشته باشد اگر دوروزي هم از اسب دولت و شغل بيفتد از اصل نمي افتد وخودرا به هر علم وبيرقي منتسب نميکند 

 بند سيزن (سوزن)

 بندسيزن در فارسي :بند سوزن -يکي از عناصر تزييني زنان بختياري است که متشکل از بندي در حدود يک متراست که مهره ها و دانه هاي سنگ سوده وسفته شده از آن گذشته وبا سکه (ريال)آراسته شده است .به لچک آويزان شده واز دو سوي چهره پشت سر يا جلوي سينه آويخته مي شود . داراب رييسي ميگويد :(نوني که دلم بنده به بند سيزن مينات ///يا پشت سرت وستمه يا زير گليتم )

مهره ها

 دربختياري مهره ها جايگاه خاصي دارند مهره هاي آبي ولپك در صنايع دستي و ابزار واثاثيه ي آنان جلوه گري مي كند .مهره ي مار هم نوعي ديگر از اين فولكلور است كه در خصوص جذاب بودن ودوست داشتني شدن فردي بكار ميرود .مثلا براي اينكه بچه  از زدن چشم دور بمانند  مهرهاي به نام گزَكُ به جلوي موهاي  يا پشت پيراهن او مي بستند تا از خطر چشم مصون بماند

 

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

ریل ملی دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 13:26
با سلام حضور دوستان خوبم

تولید ریل ملی در ذوب آهن اصفهان آغاز گردید برای

اطلاع بیشتر به این وبلاگ بروید

http://mardanezobahan.blogfa.com

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

بهمن سال 57 شنبه دوازدهم بهمن 1387 8:37

در قصه ها

گفتي برايم از طول جاده

گفتم چگونه ره پيمودن

گفتي پاي پياده

در كوله بارم یک نان گندم

در كوله بارت يك عشق ساده

وقتي گذشتي از پيچ اول

ديدي رفيقت از پا فتاده

من مرده بودم در بي نصيبي

تو رفته بودي پاي پياده

 

  اما هروقت یاد خاطرات گذشته می افتم و سالروز آن روزها  حیفم می آید دوبار یادآوری نگردد شاید افرادی به تازگی به جمع ما پیوسته باشند و درست نتوانسته باشند روی مطالب قبلی کلیک کنند

بنابرای از انقلاب سال ۵۷ فقط  شهید شدن اولین شهید چغاگرگ را خوب به یاد داریم آن موقع ها مانند الان نبود که کسی از کسی خبر نداشته باشد مردم خیلی با هم صمیمی بودند خصوصا آن سال که برف زیادی هم آمده بود  تعداد زیادی از جوانان روستای چغاگرگ به سربازی رفته بودند اتفاقا بیشترشان در گارد شاهنشاهی پادگان عشرت آباد تهران خدمت می کردند از جمله شهید علی سلیمانی که در ۲۵ بهمن ماه ۵۷ خبر شهادتش را به کدخدا فرهاد دادند  ایشان  به جهت پیوستن به افراد    از پادگان به طرف مردم می دود  که از پشت  توسط افسران  گارد مورد اثابت  گلوله قرار  می گیرد  و به شهادت  می رسد  وقتی  به روستایمان  اطلاع  دادند عجیب غلغله ای شد همه روستا های اطراف به چغاگرگ آمده بودند برای سر سلامتی به کدخدا فرهاد و...

11

لطفا ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

معرفی همتبارمان چهارشنبه نهم بهمن 1387 15:37

معرفي يكي ديگر از همتباران از طايفه هيودي

   در فرهنگ ما ضرب المثلي داريم كه مي گويد (خونس جوش اِياره) خونش جوش مي آورد.

يعني مهر و محبت همتباران و بستگان به هم نزديك است و به دل مينشيند .

گرچه هر دو در يك روستا بوديم  اما  باوركنيد در طول 50 سالي كه از عمر وي مي گذرد تنها موردي كه توانستم با گفتگوي صميمي داشته باشم و به منزلش بروم همين چند وقت پيش بود كه در مراسم جوان ناكام اميدي در اليگوردز ديدمش و ازش خواستم كه عكسي از پدر بزرگوارش مشهدي علي محمد كه تنها از وي ساخت اسكي حمل بيماران به يادم مانده بود بدهد و همين باعث شد كه با منش و خلق و خوي و تبع شاعر بودنش آشنا شوم واقعا همانند مرحوم مشهدي علي محمد هنرمند است و به پدر خويش رفته است

Image048

 اشعار ميرزا محمد سرداري فرزند ارشد  مرحوم علی محمد سرداری

 زادگاه

 كشاورز زاده در ايام چند         به دشت چغاگرگ نامش بلند

چغاگرگ باشد دهي با وقار       و مردان سخت كوش پي كارزار

بزرگان بنام و جوانان دلير       به مردي و غيرت مرد همچو شير

 طبيعت چغاگرگ

 بود شرق اين ملك كوهي بلند    زماني در اين دشت سكه زدند

بود نزداين ملك كوهي بخواب    بنام كول  جنت و غار عقاب

جنوب مور زرين بادوش پير    بود حد اين ملك شيران دلير

بياييد اي شهرياران جنگ       شمال پهن دشت است تا كول زنگ

نشسته به پيشم يكي كوه شير    شتر كوه و هم تنگه برف پير

بسوي دگر باشدم كوه سخت    چو قليكوه هم بر نشسته به تخت

يكي جاي دارد خوش آب و هوا       بتاريخ نامش بود تخت شا

مكاني دگر جاي دارد به كام      كه دالاني و مورزرين بنام

هوا خوش نگار و زمين پر ز زر       از او شاد گردد دل رهگذر

بود چشمه او آب در كنار               كه هست جاي گردش بفصل بهار

چه گويم از اين نعمت بي شمار     لرستان به اين ملك كند افتخار

  وصف دليران

دليران و شيران و چابك سوار   در اين دشت نمودند همي كار و زار

نبرد ها بكردند با هم بسي        كه از كارشان نيست واقف كسي

دراين پهن دشت با فرهي        بود مسكن طافه هيودي

جهاندار بداده به اين ملك ياري    ديار كهن خطه بختياري

بزرگان معروف با عاطفه          صيادان مشهور اين طايفه

كه نامشان نگويم همه مهترند      همه هر يكي از يكي بهترند

دلم تنگ گشته از اين روزگار         كه بود ست  جاي يلان آن ديار

از آثار و تاريخ گويا بود              كه شهرش بنام خليله بود

سوار نامي آن روزگار              به گويي و به ميدان در كار زار

 احترام و عهد و وفا

 بيا دست بر دست ياري كنيم       ز مجلس نشينان يادي كنيم

سيه چادران را به پا داشتند        درفش يگانه بر افراشتن

جوانان بي كينه و بي ريا         كمر ها ببستند به شال و قبا

به پيش بزرگان تعظيم وار      همي ياد دارم از آن روزگار

اگر گه گهي درنگي بٌدي        ميان دوكس كار جنگي بٌدي

نشستند با هم به يك صبح و شام     بكردند و كار دوكس را تمام

همه صلح جو و همه نامدار         خدايا كجا رفت آن روزگار

كجايند خوبان به عهد و وفا     كجايند بزرگان به صلح و صفا

 در وصف  شهرستان اليگودرز

 بود شهر من شهر گودرز شاه     بتاريخ ايران  رقم زد چو ماه

در اين شهر بودي يكي خانقاه       گدايان مسكين در اين جايگاه

گهي بحث دين و آيين ناب         گهي راز با دوست گهي مست خواب

چو خورشيد عباسي چو شاه جهان       سر شب دراين شهر بٌدي مهمان

ز كرمان و ايلام و مازندران     بٌدي مركز خانقاه اين مكان

 ودر وصف خود مي گويد

 كه ميرزا محمد بنامم همي       يكي چاكر از طافه هيودي

ز شهرت چو پرسي سرداريم    خداوند سبحان كند ياريم

خدا را ستايش خدا را گواه          كه در زندگاني بوده ام بي ريا

چو دست نيازم به در گاه او         ز عصيان سر افكنده در پاي او

نيم لايق بندگي شايدم               ز درياي او قطره اي بايدم

   همچنين وي ابياتي جالب در مورد جنگ ايران و عراق  و دلاوري هاي جوانان در اين رزمگاه نوشته كه در پست هاي بعدي قرار خواهم دارد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

تسلیت چهارشنبه نهم بهمن 1387 8:8
درگذشت جوان ناکام علیرضا امیدی از طایفه ملایی بر اثر تصادف  و همچنین  همه افرادی که از طوایف لرستان بزرگ(  لر کوچک  و لر بزرگ بختیاری و لر بویر احمدی )  الخصوص طایفه  بزرگ هیودی که  احیانا ً اخیرا به رحمت ایزدی پیوسته اند را صمیمانه تسلیت می گوییم

امید آن داریم هیچ وقت غم نبینید

Image082

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

  سلام

وقتی گزارش سیمای اصفهان را در مورد بافت چوقای (چوخا) بختیاری رادیدم و اینکه یک پژوهشگر بختیاری توضیح می داد که آیا می دانید خطوط سیاه و سفید چوقای بختیاری نماد چیست؟

گفت خطوط سیاه روبه پایین نماد نگون بختی و خطوط سفید روبه بالا نماد خوشبختی و شادی است باورم قوی تر شد که چه فرهنگ پرباری داریم و در لباسمان نهفته است اما خود نمی دانیم وبه فکرم رسید که این خطوط سیاه و سفید چه ارتباطی با خطوط نماد استاندارد دارد که امروزه  بر روی کالا ها می چسبانند بی ارتباط نیست که این خوط علمی را از نماد چوقای بختیاری استفاده کرده باشند

پس نیاز مبرم دارد که پژوهشگران لباس ملی در مورد این لباس که هویت یک قوم اریایی تبار و ایرانی الصل است بیشتر توجه نمایند

Image080

یک دختر خانوم بختیاری در گفتگوی خبر در حال بافت چوقا

Image079

چوقا نماد لباس ملی

 

Image113

چوقا تن پوشی است گرم و راحت و آرام بخش در سرما و گرما

Image044

مناسب شادی و غم

img004

DSC00201

 

مناسب نوجوانان 

 

Image0582

DSC00896

مناسب مراسمات

Image096

مناسب صحراو کوه و دشت

tn_16bcao0

 

 ادامه مطلب را بخوانید17082009702

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

قصه ها پنجشنبه سوم بهمن 1387 19:11

سلام بر دوستان خوبم

در زمان قدیم برای آرامش بچه ها  بعد از قصه گویی نوای لالایی می خوانندند.

لالايي ها ، نواهاي عاشقانه اي هستند كه با كند و كاو در مضامين آنها مي توان نگرش هر قوم را نسبت به فرزند و جنسيت او دريافت هر چند برخي لالايي ها علاوه بر انعكاس حالات دروني مادران، به شرايط سياسي، اجتماعي و اقتصادي خانواده ها نيز پرداخته اند، اما اصيل ترين لالايي ها از مضاميني حكايت مي كنند كه طي آن مادر، بي اعتنا به همه ي غم هاي عالم، مي كوشد تا شادي را براي فرزند به ارمغان آورد. در اين لالايي ها، شكايتي هم اگر هست از رنجي است كه طي آن به كودك از هم سالان خود رسيده است. نمونه ای از آن در ذیل  آمده است.

 گویش لری بختیاری

لالا لالا لالا لالات و نازه
بالش زير سرت مخمل تازه
لالا لالائي ت كنم تا ما ه در ايه
گوساله گو كويي و شير بيايه
گواره ات بَوَم و شاخ بيدي
لالا لالات كنم و يه اميدي
سماور جوش اِزنه چی َشير ميشو
دلم پر اِ زنه سي قوم و خويشو

برگردان :
لالاي لالاي لالاي لاي خوابيدنت چه آرام است
متكاي زير سرت از مخمل تازه است(نرم است)
آنقدر برايت لالايي مي خوانم تا ماه از پشت كوه در آيد
و گاو كوهي براي گوساله اش پر شير شود
گهواره ات را بر شاخ درخت بيدي آويزان مي كنم
و آن گاه به اميد آن كه بزرگ شوي (و دستم را بگيري برايت لالايي مي خوانم)
سماور كه پر از شير گوسفندان است ، دارد مي جوشد.
و دل من هم چون دل اين سماور براي ديدن اقوام و خويشاوندانم پر مي زند (مي جوشد)

 گویش لری لرستانی

نمونه ي دوم:
لالا لالا لا لا لا لا لا ئيه
سي روله كم كنم نون و خائي نه

برگردان : بخواب! بخواب! بخواب، بخواب فرزند دلبندم
براي فرزندم نان و خاگينه اي مي پزم

ادامه مطلب را بخوانید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

 
.............