تبليغاتX
وبلاگ چغاگرگ
حکایت چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 23:36
سلام بر همتباران و دوستان خوبم

اين روز ها همه ميدونيد چه خبره  براي همين كمتر آپ ميكنيم  اما حالا آمدم  تابگم که

مي دوني اين روزها چه چيزي ذهن  من و امسال مرا به خودش مشغول كرده اينكه خيلي دلم به حال خودمون ميسوزه  خصوصا  متولدين  دهه ۴۰ به اينطرف . چون كه  ما از نسل سوخته هستيم  تا اومديم شادي جواني راببينيم انقلاب شد و مهاجرت روستايمان آغاز شد و همه چيز دگرگون شد تا اومديم موهايمان را كمي فر كنيم جنگ آغاز شد و دوباره به سوي اون روونه شديم  وتا اومديم طعم شيرين نامزدي و دوران جواني رابكشيم  گفتند خيلي ديره بايد كار و سازندگي كنيم كه خيلي عقبيم  و تا اومديم لذت و طعم بچه هايمان را ببريم  گفتند ديگه شما از نسل اول و دوم هستين اكنون ما بايد طريقي ديگر موج رابسازيم و شما را آب برده است و نسل سوخته به حساب مي آييد

و ديگه الان هم در آستانه باز نشستگي قرار داريد و بايد خونه نشين بشيد 

اي كاش از اين نسل سوخته  نسل نيلگون و سرزنده و پايدار پديد آمده باشد تا حداقل روي موجي سوار شده باشند كه هرگا به  ديواره ساحل كوبيده ميشود متلاتم نشود و آنقدر قدرتمند باشد تا راهي براي  آرام گرفتن در ساحل پيدا كند و آرام گيرد و ما نيز در آخرت راحت خوابده باشيم و تنمان  در زير خروارها ي  خاك نلرزد .  - به اميد آن روز

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

یک گروه کوه نوردی از همتباران شنبه شانزدهم خرداد 1388 7:46
گروه  کوهنوردی همتباران هیودی

گروه كوهنودي "فروتن" اردوهاي آمادگي خود را جهت صعود به قله دماوند و قلل برون مرزي آغاز كرد.

ابراهيم بهره‌ملا سرپرست گروه کوهنوردي فروتن در گفتگو با آژانس خبري بختياري اظهار داشت: سومينمرحله از اردوهاي آمادگي گروه به مدت پنج روز در ارتفاعات اشترانكوه بختياري برگزار شد.

وي افزود: در اين مرحله از اردو با تاكيد بر تمرينات هوازي سعي شد هماهنگي تيمي گروه را افزايش دهيم.
 
ابراهيم بهره‌ملا در مورد صعود اخير گروه به قله اشترانكوه گفت: اين مرحله از اردو روز پنج شنبه گذشته آغاز شده بود و گروه پس از پيمودن حدود 45 کيلومتر به صورت پياده روي و عبور از مناطق کوهستاني وارد دامان سبز درياچه گهر گرديد.

وي تصريح كرد: گروه بعد از اقامت و اتراق در دامنه اشترانكوه ، صبح روز جمعه به قصد صعود به ارتفاعات اشترانکوه عازم گرديد و صعود در دو مرحله با موفقيت انجام شد.

بهره ملا در پايان با اشاره به صعود گروه به قلل سگريون و هفتنان خاطر نشان كرد: مرحله بعدي اردو ده روز بعد در منطقه شوي بختياري به مدت يك هفته برگزار مي‌شود.

 

كوه نوردي همتباران1

ضمنا

بلا خره تلاش آدمي بي ثمر نمي ماند

دشت لاله هاي واژگون دالوني مربوط به منطقه هيودي نشين در فهرست آثار طبيعي و گردشگري ثبت شد

وآیا تا کنون به دریاچه ولش سفر کرده اید وجه تمایز آن با دریاچه گهر خودمان چیست؟

17082009707

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

لینک خبری شنبه نهم خرداد 1388 7:47

لینک های خبری

كروبي  و لر ها

محسن رضايي-  رضا خان هولوكاست لرها

 

واما از مناظره تلویزیونی  آیت ا... کروبی و دکتر رضایی بسیار خرسند شدم  که بسیار با ملایمت  انجام شد  چون خیلی ها  منتظر بودند  بین آنها تنش ایجاد شود  و همبستگی  دو برادر  چهار لنگ و هفتلنگ  یا به عبارتی  لرستان و بختیاری را بر هم بزنند  اما به کوری چشم آنان  ملاحظه شد  با چه اقتدار و قدرتی و با آرامش کامل  مناظره به پایان رسید   وبار  دیگر اقتدار و شجاعت و مردانگی  لر و بختیاری به نمایش  گذاشته شد

                      درود بر كريم خان زمان كروبي و همه مردان دلیر لر که سرسختانه طرحی نو اندیشیدند

و  آفرین بر همت بلندتان

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

اتوبوس ده ما دوشنبه چهارم خرداد 1388 13:55

اتوبوس شيخ محمد

وقتي نوجوان بودم هرگا ه  از روي پشت بام به  سمت پايين روستا نگاه ميكردم  واتوبوس شيخ محمد داشت از شهر بر ميگشت فورا  به طرف جاده مي آمدم  تا از اول قبرستان ده  بتونم  سپر عقب اونو بگيرم  و به بچه ها بفهمونم  كه من اولين كسي بودم كه امروز سپر ماشين شيخ محمد را گرفتم  توي ده به اون اتوربوس ميگفتند

وقتي بوق ميزد خيلي لذت ميبردیم  توي ميدان ده هم مي ايستاد و ما كنار دربش

مي ايستاديم و دوست داشتيم يك روز ما هم روي صندلی هاش بشينيم و مانند بزرگان روستايمان به شهر بريم

كرايه  اوتوربوس  شيخ محمد  اوايلش 5 ريال بود  بعد ها تا اونجايي كه يادمه تا 2 تومان هم رسيد

شيخ محمد جوان سرزنده و هيكلي بود  پهلوان صفت بود همه اهالي ده دوستش داشتند

جاده روستاي ما تا شهر همش خاكي بود وقتي اتوربوس راه مي افتاد گرد و خاك ناشي از عقبه اتوبوس مانع از دستگيري سپرش برايمان بود 

بعضي از بچه ها در مدرسه با دستاشون ، صداي به قول خودشان ، بوق اتوربوس را در مي اوردند  بنابراین هميشه چشم انتظارش بوديم.

براي ما اتوبوس  شيخ محمد يك عالمه خبر  بود و يك دنيا جذابيت.

اما از بخت بد ما  يك روز خبر آوردن ماشين شيخ محمد  در كليومتر 5 جاده اليگودرز به چغاگرگ چپ كرده و خيلي ها زخمي شدند  اما اولين جرقه اي كه به گوشمان خورد پرسيديم شيخ محمد چي شده  اولش گفتند يك دستش قطع شده وبه شهر بردند براي مداوا .

اما روز بعد خبر فوتش را برامون اوردند  خيلي ناراحت و غم زده شديم  هلهله اي عجيب همراه با شيون وزاري در روستايمان بر پا شد  قرار بود جنازه شيخ محمد را به روستا بيارن و توي قبرستون ده خاكش كنند خيلي دوست داشتم  براي آخرين بار صورتش را ببينم  اما مرد ها هل مي دادند و نمي گذاشتند مشهدي عباس هم اماده شده بود تا اونو به خاك بسپاره  و مشهدي يدا... هم برايش نماز ميت خواند و آونو در يك غروب تنگ به خاك سپاردند و از آن روز به بعد ديگ ما اتوبوس نداشتيم و صداي بوق با دستان گرم شيخ محمد روي شاسي  ماشينشو هرگز نشنيديم      روحش شاد

                                                                     

                                                           DSC00583

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

 
.............