تبليغاتX
وبلاگ چغاگرگ
شرحی بر وبلاگ نویسی چهارشنبه بیستم آبان 1388 4:1

درودبر شما

اكنون وقت اون رسيده كه مقداري هم از حال و هواي  وبلا گ نويسي  و تجربياتي كه بدست آورديم  برا تون بگم  كه واقعا قرار گرفتن در اين وادي چقدر برايمان پر ثمر بوده و هست چون وبلاگ نويسي فعاليتي است آزاد و پر نشاط  و قابل تغيير .

و هر كسي در هر جايي  چه در خانه چه در دانشگاه و يا محل كار و چه در كافي نت ها  به راحتي و با كمترين هزينه مي تواند به آن وارد شود و مطلب  سر چ  كند و نظر و پيشنهاد و انتقاد كند(اگرچه سرعت اينترنت در مملكت ما پايين است) اما با کمی صبر ایوب میشود این کار را بخوبی انجام داد

براي ما كه تجربه بسيار خوبي بود زيرا اولا با بسياري دوستان خوب اعم از استادان؛ دانشجويان ؛ مهندسان نويسندگان وبلاگ نويسان  وهمتباران و ايرانيان عزيز چه در داخل و خارج كشور كه بصورت نظرات در وبلاگ يا بصورت ايميل و چت روم  آشنا شديم تلفن به هم زديم در همايشها با هم ملاقات كرديم  عكس يادگاري گرفتيم و...

دوما بسياري از غلط هاي املايي كه از دوران پيش داشتيم و خيلي از اشتباهاتمان گرفته شد و ديگر از صحبت كردن پشت تريبون هم ترس نداريم وبا همه ميتوانيم به راحتي صحبت كنيم و...

سوما خيلي از تجربيات ديگران استفاده برديم و اكنون بنده دو تجربه دارم  (بايد اين نكته مديريتي را هم شنيده باشيد كه اگر من يك سكه داشته باشم و تو يك سكه و هر دو سكه ها يما ن را با هم عوض كنيم باز هم هر كدام يك سكه داريم . اما اگر من يك تجربه داشته باشم و تو يك تجربه و هر دو تجربه ها يمان را عوض كنيم اكنون ما دو تجر به خواهيم داشت)

و چهارم اینکه نوشتن جادو می کند. مخصوصاً اگر با کلمات خودتان از ایده هایتان بنویسید. نوشتن ایده ها را واقعی تر می کند. وقتی شما درباره چیزی بنویسید، آن را روشن تر و واضح تر می کنید. فکرتان قالب پیدا می کند و از آن یک تصویر خلق می شود و آن وقت است که می فهمید دقیقاً چه می خواهید بکنید.

نوشتن اجازه می دهد دیگران هم در اندیشه شما سهیم باشند و از افکار و ایده هایشان با شما سخن بگویند.

پس بياييد شما هم به جمع ما بپيونديد و از اين دنياي شگرف و پر نشاط مجازي به خوبي استفاده كنيم و دانشهايمان را به هم ياد بديم تا از عقب ماندگي فارغ از مسائل سياسي رها يي  پيدا كنيم

و از اطلاعات روز دنيا استفاده مفيد ببريم باور كنيد وقتي گاهي وقتا فكر ميكنم ميبينم بسياري از افراد با استعداد و پرتوان به دليل كم رويي و عدم تبليغات  و بازاريابي  خود در گوشه از اين دنياي بزرگ جا مانده اند تاسف ميخورم . اخه  ميدونيد  تا كسي شما را نشناسد و شما از خودتان چيزي بروز ندهيد و از خود بازاريابي نكنيد كسي درب منزل خوشبختي را براي شما باز نخواهد كرد بسياري ديده ام كه خيلي از افراد به دليل  اينكه ميترسند خود نمايي بشه ؛ به ميدان نمي ايند  و در تجمعات  شركت نمي كنند و اين ظلم  بزرگ است که در حق خود روا ميدارند. بازاريابي تنها در كالا و خريد فروش نيست .افراد هم بايد خود را به بازار ارائه بدهند و براي خود تبليغات كنند البته اين براي ما خود مطرح كردن نيست ِبلكه براي اون دسته جوانان خوب كه واقعا مظلوم مانده اند و نمي دانند چكار كنند اين دنياي مجازي فرصت خوبي ارائه ميدهد تا همه استفاده ببرند

بايد اين را هم بدانيد وقتي ما خواب هستيم صبح كه از خواب پا ميشيم دنيا كلي تغيير كرده.

خوب ديگه سرتون را به درد نياورم ادامه بماند براي بعد الان ساعت حدود

۴/۵ صبح است و كم كم آماده بشم براي نماز

                              طلوع زندگي خوشي داشته باشيد

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

لینک های پژوهشی قسمت دوم شنبه هجدهم مهر 1388 5:49

لينك های خواندني

 

با دكتر ياحقي بيشتر آشنا بشوید.

راه آهن اليگودرز به فولادشهر منتهي ميشود !

درباره ايل چگني چه ميدانيد؟ 

چرا روستا هاي اليگودرز خالي ميشوند؟ 

مناطق بختياري 

بختياري ها درسرزمينهاي دور 

شرح شهادت اولين شهيد چغاگرگ در سايت خبري اينا نيوز 

شاهنامه خواني در بختياري 

تاثير فرهنگ بر رفتار مردم

رزمندگان بختياري

اين هم فتو بلاگ بختياري از خوزستان 

سفر به چلگرد بختياري 

اين هم مقداري اسناد قديم 

اشعارطنز لري

مراسم خون بس در دلفان لرستان

يك  دختر بازيكن لر در فوتبال  ايتاليا 

سردار اسعدجعفر قلي خان 

گزارشي در مورد لرهاي  عراق

ماجراي ...در وبلاگ ولات من

ياد بگيريد كه آسان بگيريد و از زندگي لذت ببريد.

نكاتي در مورد معاشرت هاي اجتماعي

كشف  پنج محوطه باستاني در ديمه كهرنگ و ساخت دهكده تفريحي توريستي بلوط بلند در دهدز خوزستان

عكس هايي از افتتاح مدرسه چغاگرگ با حضور فرماندار اليگودرز

درمورد فضا نوردي چه ميدانيد؟

 

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

با سلام

مدتی به دلیل سفر در خدمتتون نبودم اما با دست پر برگشته ام که به ترتیب براتون منتشر میکنم

و اما

آشنايي با يك  استاد دانشگاه  جوان از همتباران خوب هيودي

وي متولد 1358 چغاگرگ است پس از مهاجرت خانواده پدرش به خوزستان تحصيلات ابتدايي خود را در دبستان ميلاد شهرك مهاجرين دزفول گذرانيد

دوران راهنمايي را در مدرسه راهنمايي سپهري دزفول ودوره متوسطه را در رشته رياضي  از دبيرستان طالقاني  اخذ نمود

در سال ۱۳۸۳ليسانس برق قدرت را از دانشگاه اصفهان دريافت نمود و در رشته فلسفه و كلام اسلام به درجه فوق ليسانس در دانشگاه تهران نائل گشت و اكنون در حال تدوين رساله پاياني دكتراي فلسفه از همان دانشگاه تهران است

در حال حاضر نيز استاد دانشگاه كاشان است  و دروس منطق را ارائه مي نمايد

 هم زمان به عنوان محقق و پژوهشگر در خصوص دايره المعارف علوم عقلي در موسسه امام خميني قم مشغول به كار است

تاكنون چندين مقاله در خصوص وجود ذهني در مجلات مختلف به چاپ رسانيده است

همسروي نيز  در حال اخذ درجه فوق ليسانس علوم قرآني  از دانشگاه قم است

جهت ارتباط با آقاي دكتر حجت كوثريان مي توانيد به آدرس ايميل ايشان تبادل اطلاعات نماييد

kowsarian@gmail.com

مانيز براي اين دكتر و استاد دانشگاه جوان همتبار خوبمان  و خانواده محترمشان آرزوي سلامتي و تندرستي داريم و اميد آن داريم همتبارانمان از خدمات  مثمر ثمر ایشان به خوبي  بهره مند گردند

 هر چند دوربینم خوب نبود اما به هر حال دوتصویر با اجازه خودشون گرفتیم

21082009723

ضمنا آقای دکتر بسیار  ساده و مهربان و خوش مشرب و خوش اخلاق هستن و یک روز در قم  هم مهمانش بودیم  واز وبلاگ چغاگرگ ابراز خرسندی نمودند  وقرار شد با ما همکاری نمایند

210820097251

این مطلب را هم یکی از هم کلاسی هایش برامون ارسال کرده که توجه شما را به آن جلب می نمایم

با سلام خدمت آقای زارعی عزیز
امیدورام که خسته نباشی.
از شما بسیار متشکرم که باعث آشنایی بیشتر ما با مفاخر و فرهیختهگان ما می شوید.
در مورد این مطلب من یک انتقاد دارم زیرا که حق مطلب را در مورد دکتر کوثریان ادا نکردید البته می دانم که تا حدی شما هم مقصر نیستید چون خود ایشان اهل تعریف کردن از خود نیستند.(مطمئنم که آقای زارعی با کلی اصرار و دردسر توانسته اند ایشان را راضی کنند تا در وبلاگ مطلبی در موردشان بزنند)

دکتر کوثریان با رتبه 700 در کنکور کارشناسی مهندسی برق قبول شدند. سپس در کنکور کارشناسی ارشد با رتبه 11 وارد دانشگاه تهران شدند و در حال حاضر نیز دکترایشان را در این دانشگاه می خوانند که برترین دانشگاه در زمینه علوم انسانی و تجربی در کشور است.
ایشان محقق و پژوهشگر به معنای واقعی اند زیرا می توانستند رشته برق ادامه دهند و شرایط کاری بسیار عالی داشته باشند ولی به خاطر علاقه به علم فلسفه به این رشته رفتند.
اما ویژگی بارز ایشان اخلاق ، منش و تواضع ایشان است. من افتخار می کنم که دو سال به طور کامل با ایشان مانوس بودم و می دانم که هرگز سخنی که از خود تعریف کند از ایشان نخواهید شنید.(بعضی ها چند روز با ایشان بوده اند و نفهمیدند که ایشان دکترند)
هرگز ایشان را نمی توانید عصبانی کنید(اگر به ایشان بگویید شناسنامه، کارت دانشجویی، و مقداری مدارکتان را گم کردم پاسخی بیشتر از "خسته نباشی" از ایشان نمی شنوید!)
هرگز نمی توانید بی احترامی یا توهینی از ایشان نسبت به هیچ کسی (حتی اگر با ایشان خصومت داشته باشند) ببینید.
بسیار سخاوتمندند(اگر مسیری 5 کورس با ایشان باشید اجازه نمی دهند که یک بار هم شما حساب کنید با اینکه چند سال در اصفهان بوده!).
و صفاتی دیگر که باید مدتی با ایشان باشید تا بفهمید که فرشته ها روی زمین هم می آیند.
امیدواریم که خدا ما را نیز به راه درست هدایت کند.
از آقای زارعی می خواهم که اگر ممکن است مطلب من را در ادامه مطلبشان در وبلاگ وارد کنند.

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

چرا فرار از هویت خود؟ یکشنبه یازدهم مرداد 1388 12:46

 

با سلام

متاسفانه پديده مهاجرت  بعد از انقلاب اگرچه از نظر مالي براي بسياري از همتبارانمان مثمر تمر واقع شد اما خطرات فرهنگي بسياري را به بار آورد از جمله اين معضلات مي توان به  خود باختگي هويت اشاره كرد كه در بسياري از همتباران مشاهده ميشود بعنوان مثال ورود مهاجران به هر منطقه باعث گرفتن خلق و خوي و آداب و رسوم آن منطقه شده و با برون رفت از هويت و آداب و رسوم قومي و محلي  حتي باعث تغيير گويش خيلي ها نيز شده است كه اين خود ميتواند در بلند مدت براي اين قوم بزرگ آريايي تبار مضر باشد

افراد قبل  از شروع مهاجرت هم لباس داشتند هم گويش هم رسومات هم نشست و برخواست هاي محلي و قومي و...اما به محض ورود به دياري ديگر متاسفانه با پديده غرب گرايي خلق و خوي بيشتري نشان دادند و با اين خرافه گويي مواجه شدند كه ديگر زشت است  با لباس محلي اينجا بگرديم ! ديگر با گويش لري صحبت نكن خوبيت نداره ! ما را مسخره ميكنند  !  و ديگرا از ادوات قديمي خودمان نبايد اينجا استفاده كنيم !  و... ما اكنون بايد مانند آنها برخورد كنيم و آداب آنها را ياد بگيريم

اما اين يادگيري آداب بيگانه به غلط باور تغيير را در آنها بوجود آورد و از همه هويت خود دست كشيدند و آن همه مسائلي كه بوجود آمد

بعنوان مثال ميتوان به مسائل فوت بستگان اشاره كرد كه بايستي مانند آنها حتما تا چهار هفته بصورت سرپا ايستادن در هواي گرم در گوشه اي از قبرستانها حضور پيدا كنيم و هرچه هم خرما و يا شيريني تعارفمان كردند با دست بالاكردن آن را رد كنيم بدون توجه به اينكه چقدر صاحب عزا براي اين موضوع خرج كرده باشد و يا به عروسي ها اشاره كرد كه درب منزل زنانه را مي بندند و مردها هم داخل خيابان پرسه ميزنند و از سازهاي محلي هم كه خبري نيست و همه از اورگ غرب استفاده ميكنند كه نه تنها مزيتي  ندارد ؛  بلكه هزينه هاي زيادي را بردوش دامادو يا عروس بيچاره به بار خواهد آورد كه بيچاره  تا سالهاي سال بايستي تلاش كند تا بلكه بتواند آن هزينه سنگين را بپردازد

از لباسهاي خوشرنگ محلي زنانه و لباس زيباي مردانه لري هم ديگر خبر چنداني نيست وشايد بعضي ها به صورت دست و پا گريخته آن هم نا هماهنگ چيز هايي بپوشند اما اين  نه تنها كافي  بلكه باعث ميشود اين مهم هم به آرامي به كنار گذاشته شود

مشكل ديگر اينكه يك فاصله بين نسل قديم و جديد ايجاد شده است كه عمدتا نسل جديد حتي قادر نيستند حرف بزرگان و نسل قديمي تر را گوش كنند و يا حتي از تجربيات آنها استفاده كنند  در چند وقت پيش كه به عروسي يكي از همتباران رفته بودم  به خوبي اين مضوع كاملا ملموس بود و براي همين به افرادي هم صحبت كردم و همين باعث شد كه  اين مطلب را نوشتم

 اما شايد خيلي ها نتوانند از اينترنت استفاده كنند  پس هر كدام از هم ولايتي ها اين مطلب را بخواند بايد براي ديگران متذكر شود كه ما به سوي يك بي هويتي ملي در حركت هستيم و چه بسا در آينده نيز مشكلاتمان بيشتر شود

در اين مورد بسياري از همتباران ناخواسته دچار هزينه هاي گزافي ميشوند كه بدون برنامه ريزي و مديريت صحيح برايشان ايجاد شده است  اگر هر ايل و طافه اي بتوانند با توجه به كثرت جمعيت  از يك سالن يا تالاري براي عروسي هايشان استفاده كنند و يا از ساز محلي استفاده كنند  و يا از اغذيه هاي سنتي استفاده كنند باور كنيد بسياري از اين هزينه ها كاهش ميابد

اما آنها ميگفتند جوانان گوش نمي دهند  البته آنها  تا حدودي حق دارند اما اين حق نبايد ما را از آداب و سوم قومی و محلي خود بدور سازد چگونه است كه به راحتي مي توانيم  از زبان و گويش دزفولي استفاده كنيم اما نمي توانيم از گويش خوب خودمان  استفاده كنيم  چگونه مي توانيم شلوار كردي و كت و شلوار ديگران را بپوشيم اما نمي توانيم چوغا مال بف و شلوار دبيت حاج علي اكبري  و گيوه ملكي و شال مسقطي و كلاه خسروي و تفنگ برنو و اسب نيل  و مينا بنوش و لچكي پيل دوز و سرشلوار هفت رنگ زنانه استفاده كرد  چرا همهگي به بي هويتي خود دامن مي زنيم  چگونه خود را لر صفت مي دانيد در حالي كه از ساز غربي استفاده ميكنيد  بايد از قديما سوال كنيد  كه چگونه  در قديم همه افراد خانواده زير يك لحاف مي خوابيدند شايد بخواهيد بگوييد امكانات نداشتند اتفاقا آنها آنقدر گوسفند و مال و منال داشتند اما آنچه مهم بود صداقتشان و با هم بودنشان و استفاده درست از هويت شان بود كه اين كار ها را انجام ميدادند  آنها در قديم با هم مي رقصيدند زن و مرد به هم دست ميدادند اما دلشان هرگز سست نمي شد  آنها با هم برادر و خواهر بودند اما امروزه چي بايد درب حياط خانم ها  را ببنديم تا ديگران حتي خودموني ها هم نگاه نكنند  ما با دختر عمه ها و دختر خاله ها و دختر عموها يم آنقدر بي گانه شده ايم كه از دور بايد احوال پرسي كنيم در صورتي كه قبلا كوچكتر ها چه زن و چه مرد دست بزرگتر ها را مي بوسيدند

پس سعي كنيد عروسي ها را خصوصي تر كنيد پول بيشتري براي كمك به عروس و داماد پرداخت كنيد  لباس محلي بپويد از ساز محلي استفاده كنيد  حتي الامكان عروسي  را در يك سالن برگذار كنيد به رسوم قدمي توجه كنيد و از تجربياتشان استفاده كنيد  تا كسي زنده است به اون سركشي كنيد و احوالش را بپرسيد از نامه براي تبادل احساسات خود استفاده كنيد از وسايل امروزي نيز استفاده كنيد اما در جهت مثبت و پيش برد هدف بلند خود ؛ نه در جهت استفاده منفي.

خاك ما سرزمین ما لباس ما غذا های محلی ما گویش ما  ادوات ما  رسوم و آداب ما و...جز هویت ماست و  با ور کنید دفاع از هويت كمتر از خليج فارس نيست

در پایان  ضمن ارج نهادن و نهادینه کردن هویت خود  سعی کنید  به این موضوعات هم توجه کنید که

متعادل زندگي كنيد خوب بخوريد خوب بخوابيد خوب فكر كنيد خوب تفريح كنيد  به خدا توكل كنيد اما افراط و تفريط نكنيد  يك شغل و يك هنر ياد بگيريد و با چند نفر حرفه اي كار در همه مشاغل دوست باشيد

به فكر افراد فقير فاميل خود نيز باشيد و از آنها غافل نشويد حتي يك محبت شايد برايشان كافي باشد

به اميد احياي دوباره آداب  و رسوم قومي و محلي مان

                                                                                 خدا نگهداتان باد

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

لینک های 3 شنبه سوم اسفند 1387 9:2

با سلام 

چند نفر ا دوستان خوبم خوانندگان وبلاگ چغاگرگ خواستند كه مطلبي در مورد مذهب  لر هاي بختياري بنويسم كه اشاره مي شود به اولين لينك در اين مورد سر بزنند و لينك هاي بعدي را هم بررسي نمايند

                                

نصب تنديس سردار مشروطه بختياري در ميدان اصلي شهر كرد

http://ibnanews.com/pages/index.php

واما لرستان بزرگ شامل: 

لرستان از ديدگاه گردشگري

كهكيلويه از ديدگاه گردشگري

چهار محال و بختياري از ديدگاه گردشگري

- بررسي تاريخ مذهب در قوم بختياري 

2- خبرگزاري توسعه بختياري

3- پايگاه خبري لرنا - لرستان

4-تصاويري از  مناطق ديدني  قوم بختياري 

5-خانه ي شاعران  بختياري

6- الفه در فرهنگ مردم بختياري

واين چند  سايت هم براي اطلاعات عمومي

- همه چيز درباره ولنتاين

- مردمان - پورتال جوانان ايراني

- داستان  كوره بلند

-مطلبي در مورد سياهچاله  فضايي

صدا و سيستم هاي صوتي

  

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

اصطلاحات شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 13:9

          سلام

در اين پست با چند اصطلاح متداول قديم در منطقه خودمان

 

       آشناتون ميكنم

 

هوركول=  همان خورجين است براي  جاي اسباب و اثاثيه از آن استفاده مي شد  و از پشم  گوسفند بافته مي شد  اما رنگهاي متفاوتي داشت درب آن را به طرز جالبي با گره هاي در هم تنيده مي بستند ويك قفل قديمي پيچي روي آخرين بند آن نصب مي كردند تا ايمن باشد

هور=جاي گندم و آرد

هچه= حلقه چوبي براي قفل كردن درب هور يا هوركول

هزار پيشه= جاي استكان و نعلبكي

كيل= ظرف مسي يا فلزي براي پيمايش گندم كه معمولا سه كيلو ظرفيت داشت

وريس= طناب بلند بافته شده اي از پشم  براي بستن بار

حمون= وسيله اي تهيه شده از پوست گوسفند براي جاي حبوبات

كْله= لانه خروس و مرغ

توف= مواد خوراكي كه از دوغ ترش شده استفاده مي شد

قراء= از آب پنير استفاده مي شد براي چاشني غذا استفاده مي شد

ترخينه= مواد غذايي كه با گندم و دوغ و عدس درست مي شد

گندي يا نيشك = عدس

شامورتي= وسيلهاي به باندي  50 سانت و  به قطر  يك توپ فوتبال  با لوله اي بلند  و درب كوچك ويك دسته براي گرم كردن آب داخل تنور

تيير يا تيور= جاي نمك

آفتابه لگن= وسيله اي مسي براي شستن دست بزرگان در مجلس بعد از صرف غذا – در قديم رسم براين بود كه هنگام جشن يا مراسم دعوت شده گان بعد از صرف غذا به بيرون هدايت نمي شدند براي شستن دستها " بلكه به پاس احترام  جواني اين لگن مسي را از بزرگترين مهمان مي چرخاند و با آفتابه مسي  آب را روي دستان آنها ميريخت و با يك حوله خشك ميكردند

جْم= وسيله اي مسي براي خوردن آب

گادونه = گياهي تقويت كننده براي گاو ها

هوزول= وسيله تهيه سده از پوست بز براي جاي روغن حيواني

مشكوو= وسيله اي تهيه شده از پوست بز يا ميش براي جاي آب كه خانمها آن را از چشمه تا منزل حمل مي كردند

آوسار= لگام اسب يا قاطر

تين = آتشدان حمام است  جالب است بدانيد از آتش اين قسمت يك منقل سهم رييس پاسگاه و يك منقل سهم منزل كدخدا بود كه هرروز بايستي تحويل مي شد

آويار= كسي كه كشتزار را آبياري ميكرد

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

صندوق قرض الحسنه حضرت رسول اکرم یکشنبه شانزدهم دی 1386 14:10
کار برای مردم خستگی ندارد خصوصا اگر کار فرهنگی باشد.

  مهندس محمد طرانی ملا و  اسد ربانی  از بانیان اصلی تشکیل صندوق قرض الحسنه حضرت رسول اکرم دزفول بودند مهندس طرانی ملا در دور گذشته از اعضاء اصلی شورای شهر دزفول بود و اسد ربانی  نویسنده کتاب شرحی بر احوال ایل خود هیودی  است که شرح آن در ادامه این مطلب آمده  مدیر عامل این صندوق بوده اند لازم بذكر است علارغم ناكامي بسياري از صندوقها به دليل عدم مديريت صحيح اين صندوق تراز مالي عالي دارد و همجنان به مردم ارانه خدمات مي دهد

 

ضمنا از برادر پارسانژاد و ربانی که در ارسال مطالب کمک  شایانی انجام داده اند تشکر و قدر دانی مینماییم 

تصاوير اعضا صندوق:

 

 

 

اکنون اصل مطلب:

 

تفكر تشكيل صندوق توسط مهندس طراني ملا از سال 78 و با هدف خدمت به محرومين و كساني كه توانايي گرفتن وام با استفاده از مدارك از بانكها را نداشتند شكل گرفت .

مراحل اوليه طي شد و شروع رسمي كار صندوق از 3/12/80 بود

 

تفكر تشكيل صندوق توسط مهندس طراني ملا از سال 78 و با هدف خدمت به محرومين و كساني كه توانايي گرفتن وام با استفاده از مدارك از بانكها را نداشتند شكل گرفت .

مراحل اوليه طي شد و شروع رسمي كار صندوق از 3/12/80 بود .

در حال حاضر و در حدود 6 سال از فعاليت صندوق حسابهاي حواله اي به بيش از 600 حساب و پس انداز قريب به 5500 حساب مي باشند . صندوق سالانه نزديك به 10 ميليارد ريال وام با كارمزد 4درصد پرداخت مي نمايد كه اكثرا صرف ازدواج مسكن ، بدهي ، كشاورزي و دامداري و ... مي گردد و نيازي به ارائه اسناد و مدارك مربوطه از جمله دفترچه دامداري و كشاورزي يا مدارك ديگر ندارد

در حال حاضر هيات امنا و مديره صندوق به شرح زير مي باشند

مهندس طراني ملا ( رييس هيات مديره ) حسين شافعي - شاه حسن ( مدير عامل ) اسكندر صفري - عليدادي 0 معاون رييس هيات مديره ) نعمت اله عباسي _ پاپي ( معاون مديرعامل ) عليرضا صفري - شاه حسن ( منشي ) اسد رباني - جمشيد وند ( بازرس ) و ديگر اعضا هيات امنا عبارتند از موسي تقوي و علي حسين جمشيديان - از برادران جمشيدي عبداله خورشيدي  از برادران پاپي - فيروز بهره ملا از برادران عليدادي و عبدالرضا فرامرز ملا از برادران ملايي و آقايان زير از هيات مديره استعفا داده اند

علي سبزيان پاپي

امين رشيدي راد - علي وند

خدارحم زماني - شاه حسن

غلامشاه نصيرملا - ملايي

حاجيعلي حسن هيودي _ ملايي

علي بنيادي _ پارسي

در حال حاضر 4 نفر در صندوق مشغول كارند

حسين شافعي مدير عامل و مسئول پرداخت وام از طايفه شاه حسن

 علي پارسانژاد كارمند باجه و از تيره ملا  

محمد حسيني ( شاه حسيني ) از تيره شاه حسن و كارمند باجه

خدارحم براتي از تيره شاه حسن و مسئول كارهاي اداري صندوق و وصول چكهاي مشتريان يا به اصطلاح بانكيها بروات

 

ابن مطلب  از زبان آقای اسدی

 

همانطور که می دانید کار فرهنگی یکی از اصلی ترین یا به قول  بعضی ها تنها مسئله اصل بشر از گذشته تاکنون و  اینده بوده و خواهد بود يعني تاثيرگزاري آن در زندگي بشري منحصر به فرد مي باشد، اين تاثيرگزاري عموما آني و دفعي نيست بلكه به طور طبيعي زمانبر مي باشد. وحتي براي اينكه مطلبي ويا رسمي در جامعه نفي يا اثبات شود گاهي به دهها سال زمان نياز مي باشد. كه اين خود فراست ، درايت وسعه صدر خاص خود را مي طلبد.

جناب آقاي زارعي بنده هم مانند شما داراي افكاري بوده و زمينه تحقيقاتي داشتم كه پس از بررسي به اين نتيجه رسيدم كه بايد پيرامون .هيودي باب ،مكتوباتي داشته باشم، از چندين سال قبل كاري را بطور جد شروع و اكنون در مرحله پاياني آن يعني تايپ و صفحه آرائي آن كه اميدوارم در اين راستا قدمي هرچند كوچك برداشته باشم.

كتاب داراي سرفصلهاي متعددي است كه براي اطلاع شما ونيز رعايت اجمال تنها به بعضي از سرفصل هاي آن استفاده مي شود.

1- گذري برتاريخ بختياري 2- شجره كلي باب هاي ايل مميوند(مؤمن وند)(با اين توضيح كه تمامي طوايف وتيره ها و گاها دسته هاي هريك از بابهاي فولاد وندباب،عبدالوند باب، عيسوند باب، بساك باب، حاجيوند باب وهيودي باب به تفكيك نوشته شده است. 3- گذري بر تاريخ هيودي 4- نقش هيودي باب در ابعاد صلح و صفا در طوايف همجدار.

5- وصف مميولز (مؤمن ولز) به نظم اين شعر در بهمن ماه سال 1385 با تعيين موضوع ومحتواي آن وبنا به درخواست بنده از آثار شيخ اسدي جهت چاپ در كتاب سروده شده است، ظاهرا در ديدار شما يا ملاشنبه در اختيار شما نيز قرار گرفته است.

6- شجره كلي طوايف هيودي به تفكيك و ترتيب كربو-دسته-تيره وطايفه

7- نسب نامه  ذكور تك تك افراد تيره ها و وطوايف هيودي از كودكي تا 10 الي 15 نسل گذشته

8- هيودي و جنگ تحميلي  9- تعريف لفظ هيودي-مميوند-بقيل و ...  10- ارتباط هيودي با احمدبن موسي(ع)(شاه زاده احمد) وموضوعات ديگر،اميدوارم با عنايات الهي كتاب فوق در سال 1387 در اختيار مشتاقان وفرهنگ دوستان عزيز قرار گيرد.

در پايان ضمن عرض پوزش بايد عرض كنم كه در نوشتن نام طوايف، تيره ها و نام بزرگان آنها به مطالعات، تحقيقات و پژوهش هاي فوق العاده اي نياز كه جنابعالي در نوشتن مطالب خود به اين نكته توجه كافي نشده است كه اين خود چه بسا باعث تفرقه وتشت در بين طوايف شود، با اينحال براي اطلاعات بيشتر، شجره ايلي جنابعالي را به شرح زير مي نويسيم ولي وارد شدن در وادي بزرگان ودسته بندي وطبقه بندي آنها به هيچ وجه صلاح نمي دانم.

اقوام : لر

قوم : بختياري

رده اول ايلي : ايل چهارلنگ

رده دوم ايلي : ايل مميوند(مؤمن وند) و ...

باب : هيودي باب و ...

طايفه : ملائي و ...

تيره : صيدعلي-مهدي-باقري و زكي و مجدي

دسته : غلامحسين و ...

كربو : سليمان و ...

خانواده : حسين و ...

 

 

والسلام

رباني (جمشيدي)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

 
.............