تبليغاتX
وبلاگ چغاگرگ
افتتاح مدرسه چغاگرگ -همایش یاد یارون -نمایشگاه عکس- چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 7:41 قبل از ظهر

به نام خدا

با اغاز بازگشایی مدارس مدرسه چهار کلاسه چغاگرگ  که به دست پرتوان مهندس پرویز هیبدی  احداث و مرمت گردیده بود با حضور  جناب وفایی فرماندار - توکلی  مدیر کل آموزش و پرورش  - شمس رییس نوسازی مدارس الیگودرز و حاج آقا یوسفی – مهندس طرانی ملا- مهندس پیمان  هیبدی - مهندس لطفی   و  چند تن از مسئولین محلی - اهالی چغاگرگ و طایفه هیودی  رسماٌ افتتاح گردید

P1000251

دراین برنامه باشکوه که با تلاوت کلام الهی آغاز گردید  ضمن تشکر وقدردانی ویژه از جناب مهندس هیبدی  چند تن از مسولین به ایراد سخن پرداختند و مشکلات موجود چغاگرگ را مد نظر قرار داده  و قول مساعد دادند که برای رفع هرچه سریعتر آن تلاش نمایند

P1000223

همچنین به همت گروه فرهنگی ایل هیودی نمایشگاه عکسی از دوران چغاگرگ  برپا شد که مورد استقبال قرار گرفت

P1000229

در پایان  ضمن پذیرایی جناب مهندس 10 جلد کتاب نسب نامه ایل هیودی نوشته شده توسط حاج اسد ربانی را به 10 نفر از جوانان چغاگرگ اهدا نمودند

P1000247

موسسه مولای متقیان همتباران دزفول نیز لوح تقدیر را به آقای مهندس هیبدی اهداء نمود این موسسه کار رسیدگی به مستمندان همتبار هیودی را در شهرستان دزفول و منطقه چغاگرگ و الیگودرز را بر عهده دارد

2550033450103361016S425x425Q85

ضمنا جناب مهندس به پاس احترام همتباران خود در بدو  ورود به روستا  برای شادی روح تازه گذشتگان فامیل قرائت فاتحه نمودند

P1000206

P1000212

اما متاسفانه یک  روز قبل از اجرای برنامه  به دلیل فوت همسر همتبارمان موسی سلیمانی  بر اثر تصادف در مسیر فوبلادشهر به الیگودرز در محور نجف آباد   که خود یکی از بانیان این مراسم بود  مواردی از این برنامه با شکوه حذف شد و آنچنان که تمایل داشتیم  که از هم ولایتی خوبمان مهندس هیبدی استقبال شود"  انجام نشد

P1000065

وبلافاصله دوباره برای فوت خانم جناب رضایی روز جمعه حاضر شدیم ودر همستگی اقوام شرکت کردیم

که در این مراسم رسما حاج آقا خجسته زاده اولین منبر مراسمات همتباران را در مسجد کوی مدرس دزفول اجرا نمودند

P1000380

ودر آخرین لحظات روز جمعه ۳/۷/۸۸ نیز در مراسم هفته دفاع مقدس که در سالن  آپادانا کوی مدرس شهرستان دزفول به همت همتباران هیودی بر پا شده بود  شرکت نمودیم

P1000106

 

لطفا ادامه عکس ها  زیبای این مراسم را در ادامه مطلب مشاهده نمایید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

آسياب ما شنبه ششم تیر 1388 7:39 قبل از ظهر

آسياب د ه ما

كار مردم بلاد ما در 35 سال پيش بيشتر كشاورزي و دامداري بود چون چغاگرگ روزگاري مركز همه روستا هاي اطراف خود بود بنابراين يك آسياب هم داشت مردم به اون مكينه  مي گفتند  اما يادمه آسياب (مكينه) در چند قدمي منزل ما بود وقتي مش يدا... روشنش ميكرد صداي تق تق  آسياب به گوشمان مي رسيد

بزرگتر ها مي گفتند وقتي آسياب كار ميكنه نبايد نزديكش برين

 براي همين  آدم كنجكاو ميشد كه چرا نبايد نزديكش رفت . مردم اهالي روستا ي خودمان و ديگر روستاها بارهاي گندمشان را با الاغ يا قاطر به درب آسياب مي آوردند  و مش يدا... براشون توي دفتر قديميش  نوبت مي زد

آسيان با آب كار ميكرد يك پنجره كوچيك هم از سمت خزينه آب به طرف جاده داشت  دوست داشتيم داخل آسياب را ببينيم  بنابراين يا از طريق اين پنجره نگاه مي كرديم يا از بلاي دريچه لوله پشت بام . بعضي مواقع هم شيطوني ميكرديم و يك تكه سنگ روي دودكش آسياب قرار مي داديم تا هر وقت شروع بكار كرد ببينيم چي ميشه

بلاخره يك روز نوبت آسياب گندم هاي خودمان شد وبه هر حال تونستم به داخل برم

آسياب تشكيل شده بود از يك موتور بزرگ دورديفه با چرخ هاي بزرگ كه يك نوار نقاله بزرگ هم به اون وصل شده بود ويك استخر كوچك آب   واز بالا هم يك سكوي قيف مانند ، كه گندم ها را درون آن مي ريختند  و آرام آرام از سوراخ كوچكي كه داشت به پايين هدايت مي شدند و لابلاي سنگ آسياب قرار مي گرفتند و آرد مي شدند  وقتي داخل آسياب ميشدي كسي صداي كسي را نمي شنيد بايستي با علامت به همديگر اطلاع مي دادند

به هر حالا از پله ها با لا رفتم و دوست داشتم روي اونا بشينم و با دستم گندم ها را به طرف  سوراخ قيف هدايت كنم  توی حال خود بودم که

 يه هو يك نفر گوشم را گرفت گفت اينجا چكار ميكني  مگه نمي دوني نبايد دستت را درون قيف نكني ؟ دستت را پايين ميكشد! بيا برو پايين و درب كيسه ها را بگير  تا آرد ها را داخل اون بريزيم  اره اون پدرم بود كه خيلي دوستش داشتم اما  خدا مرا از بودن با اون محرم ساخت و دراواخر سال 1358 به درگاه ايزدي پيوست وبراي هميشه در جايگاه ابدي خود قرار گرفت و جاودان باقي خواهد ماند  روحش  شاد  و ديگه از اون به بعد هم  اهالي روستا يمان تصميم به مهاجرت گرفتند و آسياب ده ما هم  براي هميشه خاموش شد

و دومین روزگار سختی ما آغاز شد

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

گزارش مر كز بهداشت چغاگرگ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 9:5 قبل از ظهر

به نام خدا

در پست هاي قبلي قول داده بودم كه گزارشي از  مر كز بهداشت چغاگرگ تهيه نمايم اتفاقا در مراسم عروسي امير سليماني كه در چغاگرگ بود و من هم دعوت بودم كه جاتون خالي خيلي هم خوش كذشت  توانستم گزارش اين پست را تهيه نمايم  

 

در پي اعلان و انتشار اگهي بهداشت و درمان شهرستان اليگودرز در سال 1369 نسبت به پذيرش بهورز روستايي  آقاي بهرام عبدالي و همسر وي خانم  مريم سبزيان در اين فراخوان شركت كرده و ....

 

لطفا ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

 
.............