تبليغاتX
وبلاگ چغاگرگ
شرحی بر وبلاگ نویسی چهارشنبه بیستم آبان 1388 4:1

درودبر شما

اكنون وقت اون رسيده كه مقداري هم از حال و هواي  وبلا گ نويسي  و تجربياتي كه بدست آورديم  برا تون بگم  كه واقعا قرار گرفتن در اين وادي چقدر برايمان پر ثمر بوده و هست چون وبلاگ نويسي فعاليتي است آزاد و پر نشاط  و قابل تغيير .

و هر كسي در هر جايي  چه در خانه چه در دانشگاه و يا محل كار و چه در كافي نت ها  به راحتي و با كمترين هزينه مي تواند به آن وارد شود و مطلب  سر چ  كند و نظر و پيشنهاد و انتقاد كند(اگرچه سرعت اينترنت در مملكت ما پايين است) اما با کمی صبر ایوب میشود این کار را بخوبی انجام داد

براي ما كه تجربه بسيار خوبي بود زيرا اولا با بسياري دوستان خوب اعم از استادان؛ دانشجويان ؛ مهندسان نويسندگان وبلاگ نويسان  وهمتباران و ايرانيان عزيز چه در داخل و خارج كشور كه بصورت نظرات در وبلاگ يا بصورت ايميل و چت روم  آشنا شديم تلفن به هم زديم در همايشها با هم ملاقات كرديم  عكس يادگاري گرفتيم و...

دوما بسياري از غلط هاي املايي كه از دوران پيش داشتيم و خيلي از اشتباهاتمان گرفته شد و ديگر از صحبت كردن پشت تريبون هم ترس نداريم وبا همه ميتوانيم به راحتي صحبت كنيم و...

سوما خيلي از تجربيات ديگران استفاده برديم و اكنون بنده دو تجربه دارم  (بايد اين نكته مديريتي را هم شنيده باشيد كه اگر من يك سكه داشته باشم و تو يك سكه و هر دو سكه ها يما ن را با هم عوض كنيم باز هم هر كدام يك سكه داريم . اما اگر من يك تجربه داشته باشم و تو يك تجربه و هر دو تجربه ها يمان را عوض كنيم اكنون ما دو تجر به خواهيم داشت)

و چهارم اینکه نوشتن جادو می کند. مخصوصاً اگر با کلمات خودتان از ایده هایتان بنویسید. نوشتن ایده ها را واقعی تر می کند. وقتی شما درباره چیزی بنویسید، آن را روشن تر و واضح تر می کنید. فکرتان قالب پیدا می کند و از آن یک تصویر خلق می شود و آن وقت است که می فهمید دقیقاً چه می خواهید بکنید.

نوشتن اجازه می دهد دیگران هم در اندیشه شما سهیم باشند و از افکار و ایده هایشان با شما سخن بگویند.

پس بياييد شما هم به جمع ما بپيونديد و از اين دنياي شگرف و پر نشاط مجازي به خوبي استفاده كنيم و دانشهايمان را به هم ياد بديم تا از عقب ماندگي فارغ از مسائل سياسي رها يي  پيدا كنيم

و از اطلاعات روز دنيا استفاده مفيد ببريم باور كنيد وقتي گاهي وقتا فكر ميكنم ميبينم بسياري از افراد با استعداد و پرتوان به دليل كم رويي و عدم تبليغات  و بازاريابي  خود در گوشه از اين دنياي بزرگ جا مانده اند تاسف ميخورم . اخه  ميدونيد  تا كسي شما را نشناسد و شما از خودتان چيزي بروز ندهيد و از خود بازاريابي نكنيد كسي درب منزل خوشبختي را براي شما باز نخواهد كرد بسياري ديده ام كه خيلي از افراد به دليل  اينكه ميترسند خود نمايي بشه ؛ به ميدان نمي ايند  و در تجمعات  شركت نمي كنند و اين ظلم  بزرگ است که در حق خود روا ميدارند. بازاريابي تنها در كالا و خريد فروش نيست .افراد هم بايد خود را به بازار ارائه بدهند و براي خود تبليغات كنند البته اين براي ما خود مطرح كردن نيست ِبلكه براي اون دسته جوانان خوب كه واقعا مظلوم مانده اند و نمي دانند چكار كنند اين دنياي مجازي فرصت خوبي ارائه ميدهد تا همه استفاده ببرند

بايد اين را هم بدانيد وقتي ما خواب هستيم صبح كه از خواب پا ميشيم دنيا كلي تغيير كرده.

خوب ديگه سرتون را به درد نياورم ادامه بماند براي بعد الان ساعت حدود

۴/۵ صبح است و كم كم آماده بشم براي نماز

                              طلوع زندگي خوشي داشته باشيد

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

لینک های پژوهشی قسمت دوم شنبه هجدهم مهر 1388 5:49

لينك های خواندني

 

با دكتر ياحقي بيشتر آشنا بشوید.

راه آهن اليگودرز به فولادشهر منتهي ميشود !

درباره ايل چگني چه ميدانيد؟ 

چرا روستا هاي اليگودرز خالي ميشوند؟ 

مناطق بختياري 

بختياري ها درسرزمينهاي دور 

شرح شهادت اولين شهيد چغاگرگ در سايت خبري اينا نيوز 

شاهنامه خواني در بختياري 

تاثير فرهنگ بر رفتار مردم

رزمندگان بختياري

اين هم فتو بلاگ بختياري از خوزستان 

سفر به چلگرد بختياري 

اين هم مقداري اسناد قديم 

اشعارطنز لري

مراسم خون بس در دلفان لرستان

يك  دختر بازيكن لر در فوتبال  ايتاليا 

سردار اسعدجعفر قلي خان 

گزارشي در مورد لرهاي  عراق

ماجراي ...در وبلاگ ولات من

ياد بگيريد كه آسان بگيريد و از زندگي لذت ببريد.

نكاتي در مورد معاشرت هاي اجتماعي

كشف  پنج محوطه باستاني در ديمه كهرنگ و ساخت دهكده تفريحي توريستي بلوط بلند در دهدز خوزستان

عكس هايي از افتتاح مدرسه چغاگرگ با حضور فرماندار اليگودرز

درمورد فضا نوردي چه ميدانيد؟

 

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

حکایت چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 23:36
سلام بر همتباران و دوستان خوبم

اين روز ها همه ميدونيد چه خبره  براي همين كمتر آپ ميكنيم  اما حالا آمدم  تابگم که

مي دوني اين روزها چه چيزي ذهن  من و امسال مرا به خودش مشغول كرده اينكه خيلي دلم به حال خودمون ميسوزه  خصوصا  متولدين  دهه ۴۰ به اينطرف . چون كه  ما از نسل سوخته هستيم  تا اومديم شادي جواني راببينيم انقلاب شد و مهاجرت روستايمان آغاز شد و همه چيز دگرگون شد تا اومديم موهايمان را كمي فر كنيم جنگ آغاز شد و دوباره به سوي اون روونه شديم  وتا اومديم طعم شيرين نامزدي و دوران جواني رابكشيم  گفتند خيلي ديره بايد كار و سازندگي كنيم كه خيلي عقبيم  و تا اومديم لذت و طعم بچه هايمان را ببريم  گفتند ديگه شما از نسل اول و دوم هستين اكنون ما بايد طريقي ديگر موج رابسازيم و شما را آب برده است و نسل سوخته به حساب مي آييد

و ديگه الان هم در آستانه باز نشستگي قرار داريد و بايد خونه نشين بشيد 

اي كاش از اين نسل سوخته  نسل نيلگون و سرزنده و پايدار پديد آمده باشد تا حداقل روي موجي سوار شده باشند كه هرگا به  ديواره ساحل كوبيده ميشود متلاتم نشود و آنقدر قدرتمند باشد تا راهي براي  آرام گرفتن در ساحل پيدا كند و آرام گيرد و ما نيز در آخرت راحت خوابده باشيم و تنمان  در زير خروارها ي  خاك نلرزد .  - به اميد آن روز

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

اشنایی با مفاهیم اینترنت شنبه چهارم خرداد 1387 12:19
هنوز خیلی از همتباران و افراد هستن که با بعضی از مفاهیم و اصطلاحات اینترنت و وبگردی آشنا نیستن. و از اونجایی که شاید این اصطلاحات خیلی گسترده باشه و هرو روز به اونا بر بخوریم، بهتره که هرکسی یه آشنایی، هرچند نسبی با این اصطلاحات و لغات داشته باشه، تا شاید آنهایی هم که نمیدانند یا تازه کارن مشکلی در این رابطه نداشته باشن،

برای آشنایی بیشتر  اگه ممکنه به  ادامه مطلب سر بزنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

اصطلاحات شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 13:9

          سلام

در اين پست با چند اصطلاح متداول قديم در منطقه خودمان

 

       آشناتون ميكنم

 

هوركول=  همان خورجين است براي  جاي اسباب و اثاثيه از آن استفاده مي شد  و از پشم  گوسفند بافته مي شد  اما رنگهاي متفاوتي داشت درب آن را به طرز جالبي با گره هاي در هم تنيده مي بستند ويك قفل قديمي پيچي روي آخرين بند آن نصب مي كردند تا ايمن باشد

هور=جاي گندم و آرد

هچه= حلقه چوبي براي قفل كردن درب هور يا هوركول

هزار پيشه= جاي استكان و نعلبكي

كيل= ظرف مسي يا فلزي براي پيمايش گندم كه معمولا سه كيلو ظرفيت داشت

وريس= طناب بلند بافته شده اي از پشم  براي بستن بار

حمون= وسيله اي تهيه شده از پوست گوسفند براي جاي حبوبات

كْله= لانه خروس و مرغ

توف= مواد خوراكي كه از دوغ ترش شده استفاده مي شد

قراء= از آب پنير استفاده مي شد براي چاشني غذا استفاده مي شد

ترخينه= مواد غذايي كه با گندم و دوغ و عدس درست مي شد

گندي يا نيشك = عدس

شامورتي= وسيلهاي به باندي  50 سانت و  به قطر  يك توپ فوتبال  با لوله اي بلند  و درب كوچك ويك دسته براي گرم كردن آب داخل تنور

تيير يا تيور= جاي نمك

آفتابه لگن= وسيله اي مسي براي شستن دست بزرگان در مجلس بعد از صرف غذا – در قديم رسم براين بود كه هنگام جشن يا مراسم دعوت شده گان بعد از صرف غذا به بيرون هدايت نمي شدند براي شستن دستها " بلكه به پاس احترام  جواني اين لگن مسي را از بزرگترين مهمان مي چرخاند و با آفتابه مسي  آب را روي دستان آنها ميريخت و با يك حوله خشك ميكردند

جْم= وسيله اي مسي براي خوردن آب

گادونه = گياهي تقويت كننده براي گاو ها

هوزول= وسيله تهيه سده از پوست بز براي جاي روغن حيواني

مشكوو= وسيله اي تهيه شده از پوست بز يا ميش براي جاي آب كه خانمها آن را از چشمه تا منزل حمل مي كردند

آوسار= لگام اسب يا قاطر

تين = آتشدان حمام است  جالب است بدانيد از آتش اين قسمت يك منقل سهم رييس پاسگاه و يك منقل سهم منزل كدخدا بود كه هرروز بايستي تحويل مي شد

آويار= كسي كه كشتزار را آبياري ميكرد

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

 
.............