تبليغاتX
وبلاگ چغاگرگ
 
به همت پایگاه بسیج کوی آیت الله طالقانی شهرستان دزفول، يادواره اولين شهيد انقلاب اسلامی روستای چغاگرگ با حضور پرشور مردم، خانواده شهدا و مسولين شهرستان دزفول در مسجد امام حسین(ع) کوی طالقانی برگزار شد.


DSCF7793


Image063


به گزارش خبرنگار آژانس خبری بختیاری (ایبنا نیوز) از دزفول، در این مراسم حجت الاسلام رهبري نماينده ولي فقيه در سپاه دزفول ضمن تشريح حماسه هاي شهداي انقلاب به وصیت امام در مرود انقلاب اشاره کرد و گفت: مبادا انقلابمان را به دست نا اهلان بسپاریم و از خون شهیدان غافل شویم که این موجب تضعیف انقلاب اسلامی مردم ایران می شود.

بعد از بیانات نماینده ولی فقیه در سپاه دزفول مراسم مداحی به ياد شهید علی سلیمانی و سایرشهدای کوی طالقانی برگزار شد.

DSCF7811

 

در پايان این یادواره قدر دانی ويژه اي از طرف خانواده شهید سليماني براي همه مدعوين بدين مضمون ارسال شد.

خانواده محترم شهدا، پاسداران و بسيجان سلحشور و همتباران خوب ايلات طوايف مختلف الخصوص طايفه بزرگ هيودي و تيره محترم ملايي با حضور سبزتان درآن مراسم جلوه اي خاص بخشديد و ما را سرافراز نموديد و همه گذشته تلخ ناشي ازآْن دوران را به كاممان شيرين نموديد ما نيز به پاس قدرداني  به شما مي گوييم كه بسيار بسيار ممنون و سپاسگذاريم و خداوند در باقي الصاحات گذشتگان شما را بيامورزد و هميشه روزگار خود و خانواده محترمتان موفق و مويد باشيد.

Image0771


DSCF7827

 
 

انتهای پیام/
علی حسین زارعی/ خبرنگار ایبنا نیوز
 
گزارش شخصی من از این مراسم را به همراه عکس های بیشتر در ادامه مطلب بخوانید

ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

بهمن سال 57 شنبه دوازدهم بهمن 1387 8:37

در قصه ها

گفتي برايم از طول جاده

گفتم چگونه ره پيمودن

گفتي پاي پياده

در كوله بارم یک نان گندم

در كوله بارت يك عشق ساده

وقتي گذشتي از پيچ اول

ديدي رفيقت از پا فتاده

من مرده بودم در بي نصيبي

تو رفته بودي پاي پياده

 

  اما هروقت یاد خاطرات گذشته می افتم و سالروز آن روزها  حیفم می آید دوبار یادآوری نگردد شاید افرادی به تازگی به جمع ما پیوسته باشند و درست نتوانسته باشند روی مطالب قبلی کلیک کنند

بنابرای از انقلاب سال ۵۷ فقط  شهید شدن اولین شهید چغاگرگ را خوب به یاد داریم آن موقع ها مانند الان نبود که کسی از کسی خبر نداشته باشد مردم خیلی با هم صمیمی بودند خصوصا آن سال که برف زیادی هم آمده بود  تعداد زیادی از جوانان روستای چغاگرگ به سربازی رفته بودند اتفاقا بیشترشان در گارد شاهنشاهی پادگان عشرت آباد تهران خدمت می کردند از جمله شهید علی سلیمانی که در ۲۵ بهمن ماه ۵۷ خبر شهادتش را به کدخدا فرهاد دادند  ایشان  به جهت پیوستن به افراد    از پادگان به طرف مردم می دود  که از پشت  توسط افسران  گارد مورد اثابت  گلوله قرار  می گیرد  و به شهادت  می رسد  وقتی  به روستایمان  اطلاع  دادند عجیب غلغله ای شد همه روستا های اطراف به چغاگرگ آمده بودند برای سر سلامتی به کدخدا فرهاد و...

11

لطفا ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

خاطرات انقلاب 57 دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 4:33
زمستان سختی بود برف زیادی آمده بود  ما هنوز در روستا زندگی می کردیم  آموزگار مان به شهر رفته بود و خیلی دیر کرد  حدود۱۰ نفر از جوانان روستایمان به سربازی رفته بودند پسر عمویم  علی و برادرم محمد حسین هم درآن سال به اجباری رفته بودند  خیلی دلمان می خواست ببینیم چه خبر است  تنها چند رادیو در روستایمان نبود  بنده کلاس  پنجم بودم و در دبستان ولیعهد چغاگرگ درس می خوندیم  منزل عمو حاج صیفقلی رفتیم  ورادیو گوش می کردیم بله درست فهمیدید  انقلاب شده بودند و مردم در شهرها به خیابانها ریخته بودند  بچه های ده ما هم در روستا با زغال شعارهایی می نوشتند روی درب حیاط "چند روزی گذشت نه از سربازان خبری شد نه معلم دهمان آمد و نه کسی عکس امام را برایمان می آورد بلاخره چند تا از جوانان ده دل را به دریا زدند و در آن برف سنگین روانه شهر شدند

اما وقتی برگشتند  خبر شهادت پسر عمو یم برا یرایمان آوردند او در پادگان عشرت آباد تهران خدمت می کرد و هنگام شورش مردم به پادگان در حالی که به طرف مردم میدوید که به آنها ملحق شود افسران گارد از پشت به او شلیک می کنند و او را به شهادت میرسانند   نمیدانید وقتی این خبر به روستایمان رسید چه غلغله ای از طرف روستا های اطراف شد آخه ایشان پسر کدخدا فرهاد هم بود  همه می شناختند برادرم هم خیلی دیر أمد هر کس می آمد از سربازان  گفتند ما علی را دیدیم که چگونه نقش زمین شد  ویک نفر دوید و اورا بغل کرد  همه می گفتند که شاید اون یکی هم پسر عمویش محمد حسین باشد  سه روزه شد و همه در تدارک مراسم عزا بودند  که هنگامه صبح  دم شفق یکی در می زد  گفتند پسر تون را آوردیم باور شان نمی شد اما اون خودش بود  محمد حسین  اما علی کو  گفت نمیدانم نمیدانم ویک باره غش کرد  بله علی سلیمانی واقعا به شهادت رسیده بود  اولین شهید انقلاب روستایمان   روحش شاد وراهش پر رهرو باد

اکنون اون دبستان به نام شهید علی سلیمانی ثبت شده است

                            این هم تصویر شهید علی سلیمانی

20

12

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

 
.............