تبليغاتX
وبلاگ چغاگرگ
یک گروه کوه نوردی از همتباران شنبه شانزدهم خرداد 1388 7:46
گروه  کوهنوردی همتباران هیودی

گروه كوهنودي "فروتن" اردوهاي آمادگي خود را جهت صعود به قله دماوند و قلل برون مرزي آغاز كرد.

ابراهيم بهره‌ملا سرپرست گروه کوهنوردي فروتن در گفتگو با آژانس خبري بختياري اظهار داشت: سومينمرحله از اردوهاي آمادگي گروه به مدت پنج روز در ارتفاعات اشترانكوه بختياري برگزار شد.

وي افزود: در اين مرحله از اردو با تاكيد بر تمرينات هوازي سعي شد هماهنگي تيمي گروه را افزايش دهيم.
 
ابراهيم بهره‌ملا در مورد صعود اخير گروه به قله اشترانكوه گفت: اين مرحله از اردو روز پنج شنبه گذشته آغاز شده بود و گروه پس از پيمودن حدود 45 کيلومتر به صورت پياده روي و عبور از مناطق کوهستاني وارد دامان سبز درياچه گهر گرديد.

وي تصريح كرد: گروه بعد از اقامت و اتراق در دامنه اشترانكوه ، صبح روز جمعه به قصد صعود به ارتفاعات اشترانکوه عازم گرديد و صعود در دو مرحله با موفقيت انجام شد.

بهره ملا در پايان با اشاره به صعود گروه به قلل سگريون و هفتنان خاطر نشان كرد: مرحله بعدي اردو ده روز بعد در منطقه شوي بختياري به مدت يك هفته برگزار مي‌شود.

 

كوه نوردي همتباران1

ضمنا

بلا خره تلاش آدمي بي ثمر نمي ماند

دشت لاله هاي واژگون دالوني مربوط به منطقه هيودي نشين در فهرست آثار طبيعي و گردشگري ثبت شد

وآیا تا کنون به دریاچه ولش سفر کرده اید وجه تمایز آن با دریاچه گهر خودمان چیست؟

17082009707

 

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

قصه ها پنجشنبه سوم بهمن 1387 19:11

سلام بر دوستان خوبم

در زمان قدیم برای آرامش بچه ها  بعد از قصه گویی نوای لالایی می خوانندند.

لالايي ها ، نواهاي عاشقانه اي هستند كه با كند و كاو در مضامين آنها مي توان نگرش هر قوم را نسبت به فرزند و جنسيت او دريافت هر چند برخي لالايي ها علاوه بر انعكاس حالات دروني مادران، به شرايط سياسي، اجتماعي و اقتصادي خانواده ها نيز پرداخته اند، اما اصيل ترين لالايي ها از مضاميني حكايت مي كنند كه طي آن مادر، بي اعتنا به همه ي غم هاي عالم، مي كوشد تا شادي را براي فرزند به ارمغان آورد. در اين لالايي ها، شكايتي هم اگر هست از رنجي است كه طي آن به كودك از هم سالان خود رسيده است. نمونه ای از آن در ذیل  آمده است.

 گویش لری بختیاری

لالا لالا لالا لالات و نازه
بالش زير سرت مخمل تازه
لالا لالائي ت كنم تا ما ه در ايه
گوساله گو كويي و شير بيايه
گواره ات بَوَم و شاخ بيدي
لالا لالات كنم و يه اميدي
سماور جوش اِزنه چی َشير ميشو
دلم پر اِ زنه سي قوم و خويشو

برگردان :
لالاي لالاي لالاي لاي خوابيدنت چه آرام است
متكاي زير سرت از مخمل تازه است(نرم است)
آنقدر برايت لالايي مي خوانم تا ماه از پشت كوه در آيد
و گاو كوهي براي گوساله اش پر شير شود
گهواره ات را بر شاخ درخت بيدي آويزان مي كنم
و آن گاه به اميد آن كه بزرگ شوي (و دستم را بگيري برايت لالايي مي خوانم)
سماور كه پر از شير گوسفندان است ، دارد مي جوشد.
و دل من هم چون دل اين سماور براي ديدن اقوام و خويشاوندانم پر مي زند (مي جوشد)

 گویش لری لرستانی

نمونه ي دوم:
لالا لالا لا لا لا لا لا ئيه
سي روله كم كنم نون و خائي نه

برگردان : بخواب! بخواب! بخواب، بخواب فرزند دلبندم
براي فرزندم نان و خاگينه اي مي پزم

ادامه مطلب را بخوانید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

ورزش های سنتی و محلی جمعه دوازدهم بهمن 1386 4:42
سلام

دوست دارین با یکی از ورز شهای محلی قدیم آشنا بشوید پس ا ادامه این مطلب را هم بخونید

كشتي لري  

 

اين كشتي محلي در مناطق مختلف لرستان به نامهاي "كشتي دست زير بالا يا سافونه" ناميده شده و از قديم‌الايام در ميان عشاير و طوايف مختلف لرستان مرسوم و رايج است. مسابقه اين كشتي با لباس محلي و پاي برهنه انجام گرفته و همراه با ساز و دهل مي‌باشد. مسابقه بين دو نفر برگزار مي‌گردد. زمان كشتي پانزده دقيقه است كه بدون توقف ادامه خواهد داشت. در صورتيكه پس از مدت مذكور نتيجه‌اي


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

به یاد بازی های قدیم دوشنبه هشتم بهمن 1386 9:57
این تصویر هم به یا د  بازی های قدیم روستا  که با چه شور و حالی اجرا می شد  اما اکنون به فراموشی سپارده شده است  خیلی دوست داشتم یک المپیاد محلی بر گذار می شد  و بازای  های  لری  اجرا میشد مانند توپ چو - کله ورون-کی شی-هفت سنگ- و... به هر  حال گرچه سنخیت ندارد اما  دیدار  فوتبال استقلال  ذوب آهن در ورزشگاه شهر ما  فولادشهر  که من و امین پسرم در حال تماشای اون  هستیم برای تنوع

Image hosted by allyoucanupload.comImage hosted by allyoucanupload.com


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

شب چله جمعه سی ام آذر 1386 12:18
 

شب  يلدا  (چله )بر همگان خوش باد

قدیما  به شب یلدا شب چله می گفتند  دو تا چله بود چله کوچیکه و چله بزرگه

شعر جالبی می خوندند

احمدینم رفت محمدینم رفت دل به کی کنم خشً

                                  سر چمت رو ورداروم  وعالم زنم تش

 احمدی ومحمد بچه های دالو بودند که به آنها چله بزرگ وکوچک گفته می شد که شدید ترین سرماهای زمستان را به ارمغان می آوردنددو چله گذشت اما آدمهای روستایمان سالم ماندند مادرشان عصبانی شد و شروع کرد به غضب گفت احمدینم رفت محمدینم رفت دل به کی کنم خش سر چمت رو وردارم وعالم زنم تش ولی چمت دالو (مشعل پیرزن)به آب افتاد که بهار از سر رسیدعصبانیت دالو کاری نکرد و گلها به صحرا روییدند واای وی سر گذشت شعر شب یلدا.........

اما

در روستاي  ما  زمان قديم  مردم روستا   دور هم جمع مي شدند و يك نفر  كه سواد بيشتري داشت  به شاهنامه  خواني  و  قصه هاي امير ارسلان  رومي  مي پرداخت 

جاي شما خالي  " دور كرسي  همه با هم " زمستان سرد  را به گرمايي  وصف ناپذير  تبديل مي كرد

يادش بخير  مش يداله  خوب صدايي داشت  شاهنامه مي خواند   مرحوم مش خداداد غلامي  ارسلان رومي مي خواند  مش علي اكبر  كه بهترين صدا را داشت  با نواي ترانه هاي محلي و لري  به  همراه ني  نوازي  مش  صالح سبزيان  شب يلدا را  به شبي خوب و به ياد ماندني تبد يل  مي كردند

 

در محل و روستا هاي شما شب يلدا  چگونه بود

نوشته شده توسط زارعی  | لینک ثابت |

 
.............