با سلام
متاسفانه پديده مهاجرت بعد از انقلاب اگرچه از نظر مالي براي بسياري از همتبارانمان مثمر تمر واقع شد اما خطرات فرهنگي بسياري را به بار آورد از جمله اين معضلات مي توان به خود باختگي هويت اشاره كرد كه در بسياري از همتباران مشاهده ميشود بعنوان مثال ورود مهاجران به هر منطقه باعث گرفتن خلق و خوي و آداب و رسوم آن منطقه شده و با برون رفت از هويت و آداب و رسوم قومي و محلي حتي باعث تغيير گويش خيلي ها نيز شده است كه اين خود ميتواند در بلند مدت براي اين قوم بزرگ آريايي تبار مضر باشد
افراد قبل از شروع مهاجرت هم لباس داشتند هم گويش هم رسومات هم نشست و برخواست هاي محلي و قومي و...اما به محض ورود به دياري ديگر متاسفانه با پديده غرب گرايي خلق و خوي بيشتري نشان دادند و با اين خرافه گويي مواجه شدند كه ديگر زشت است با لباس محلي اينجا بگرديم ! ديگر با گويش لري صحبت نكن خوبيت نداره ! ما را مسخره ميكنند ! و ديگرا از ادوات قديمي خودمان نبايد اينجا استفاده كنيم ! و... ما اكنون بايد مانند آنها برخورد كنيم و آداب آنها را ياد بگيريم
اما اين يادگيري آداب بيگانه به غلط باور تغيير را در آنها بوجود آورد و از همه هويت خود دست كشيدند و آن همه مسائلي كه بوجود آمد
بعنوان مثال ميتوان به مسائل فوت بستگان اشاره كرد كه بايستي مانند آنها حتما تا چهار هفته بصورت سرپا ايستادن در هواي گرم در گوشه اي از قبرستانها حضور پيدا كنيم و هرچه هم خرما و يا شيريني تعارفمان كردند با دست بالاكردن آن را رد كنيم بدون توجه به اينكه چقدر صاحب عزا براي اين موضوع خرج كرده باشد و يا به عروسي ها اشاره كرد كه درب منزل زنانه را مي بندند و مردها هم داخل خيابان پرسه ميزنند و از سازهاي محلي هم كه خبري نيست و همه از اورگ غرب استفاده ميكنند كه نه تنها مزيتي ندارد ؛ بلكه هزينه هاي زيادي را بردوش دامادو يا عروس بيچاره به بار خواهد آورد كه بيچاره تا سالهاي سال بايستي تلاش كند تا بلكه بتواند آن هزينه سنگين را بپردازد
از لباسهاي خوشرنگ محلي زنانه و لباس زيباي مردانه لري هم ديگر خبر چنداني نيست وشايد بعضي ها به صورت دست و پا گريخته آن هم نا هماهنگ چيز هايي بپوشند اما اين نه تنها كافي بلكه باعث ميشود اين مهم هم به آرامي به كنار گذاشته شود
مشكل ديگر اينكه يك فاصله بين نسل قديم و جديد ايجاد شده است كه عمدتا نسل جديد حتي قادر نيستند حرف بزرگان و نسل قديمي تر را گوش كنند و يا حتي از تجربيات آنها استفاده كنند در چند وقت پيش كه به عروسي يكي از همتباران رفته بودم به خوبي اين مضوع كاملا ملموس بود و براي همين به افرادي هم صحبت كردم و همين باعث شد كه اين مطلب را نوشتم
اما شايد خيلي ها نتوانند از اينترنت استفاده كنند پس هر كدام از هم ولايتي ها اين مطلب را بخواند بايد براي ديگران متذكر شود كه ما به سوي يك بي هويتي ملي در حركت هستيم و چه بسا در آينده نيز مشكلاتمان بيشتر شود
در اين مورد بسياري از همتباران ناخواسته دچار هزينه هاي گزافي ميشوند كه بدون برنامه ريزي و مديريت صحيح برايشان ايجاد شده است اگر هر ايل و طافه اي بتوانند با توجه به كثرت جمعيت از يك سالن يا تالاري براي عروسي هايشان استفاده كنند و يا از ساز محلي استفاده كنند و يا از اغذيه هاي سنتي استفاده كنند باور كنيد بسياري از اين هزينه ها كاهش ميابد
اما آنها ميگفتند جوانان گوش نمي دهند البته آنها تا حدودي حق دارند اما اين حق نبايد ما را از آداب و سوم قومی و محلي خود بدور سازد چگونه است كه به راحتي مي توانيم از زبان و گويش دزفولي استفاده كنيم اما نمي توانيم از گويش خوب خودمان استفاده كنيم چگونه مي توانيم شلوار كردي و كت و شلوار ديگران را بپوشيم اما نمي توانيم چوغا مال بف و شلوار دبيت حاج علي اكبري و گيوه ملكي و شال مسقطي و كلاه خسروي و تفنگ برنو و اسب نيل و مينا بنوش و لچكي پيل دوز و سرشلوار هفت رنگ زنانه استفاده كرد چرا همهگي به بي هويتي خود دامن مي زنيم چگونه خود را لر صفت مي دانيد در حالي كه از ساز غربي استفاده ميكنيد بايد از قديما سوال كنيد كه چگونه در قديم همه افراد خانواده زير يك لحاف مي خوابيدند شايد بخواهيد بگوييد امكانات نداشتند اتفاقا آنها آنقدر گوسفند و مال و منال داشتند اما آنچه مهم بود صداقتشان و با هم بودنشان و استفاده درست از هويت شان بود كه اين كار ها را انجام ميدادند آنها در قديم با هم مي رقصيدند زن و مرد به هم دست ميدادند اما دلشان هرگز سست نمي شد آنها با هم برادر و خواهر بودند اما امروزه چي بايد درب حياط خانم ها را ببنديم تا ديگران حتي خودموني ها هم نگاه نكنند ما با دختر عمه ها و دختر خاله ها و دختر عموها يم آنقدر بي گانه شده ايم كه از دور بايد احوال پرسي كنيم در صورتي كه قبلا كوچكتر ها چه زن و چه مرد دست بزرگتر ها را مي بوسيدند
پس سعي كنيد عروسي ها را خصوصي تر كنيد پول بيشتري براي كمك به عروس و داماد پرداخت كنيد لباس محلي بپويد از ساز محلي استفاده كنيد حتي الامكان عروسي را در يك سالن برگذار كنيد به رسوم قدمي توجه كنيد و از تجربياتشان استفاده كنيد تا كسي زنده است به اون سركشي كنيد و احوالش را بپرسيد از نامه براي تبادل احساسات خود استفاده كنيد از وسايل امروزي نيز استفاده كنيد اما در جهت مثبت و پيش برد هدف بلند خود ؛ نه در جهت استفاده منفي.
خاك ما سرزمین ما لباس ما غذا های محلی ما گویش ما ادوات ما رسوم و آداب ما و...جز هویت ماست و با ور کنید دفاع از هويت كمتر از خليج فارس نيست
در پایان ضمن ارج نهادن و نهادینه کردن هویت خود سعی کنید به این موضوعات هم توجه کنید که
متعادل زندگي كنيد خوب بخوريد خوب بخوابيد خوب فكر كنيد خوب تفريح كنيد به خدا توكل كنيد اما افراط و تفريط نكنيد يك شغل و يك هنر ياد بگيريد و با چند نفر حرفه اي كار در همه مشاغل دوست باشيد
به فكر افراد فقير فاميل خود نيز باشيد و از آنها غافل نشويد حتي يك محبت شايد برايشان كافي باشد
به اميد احياي دوباره آداب و رسوم قومي و محلي مان
خدا نگهداتان باد
![]()
تاریخ دقیق افتتاحییه بعدا به اطلاع همتباران خواهد رسید
هم زمان با افتتاحیه این پروژه همایش یاد یارون به یاد بزرگان و نیاکانمان در چغاگرگ برپا میشود از همه همتباران هیودی درخواست میشود چنانچه مطالبی از جمله عکس - مقاله- شعر - و...دراین مورد دارند میتوانند به ایمیل وبلاگ چغاگرگ ارسال نمایند تا هماهنگی لازم جهت ارائه آن انجام گردد
................................................................................................................
واما در چند وقت اخیر ضمن سفر به روستای کاج و روستای چغاگرگ وسفر یک روز ای هم در دزفول داشتم ضمن دیدار با همتباران با جناب ربانی نویسنده کتاب هیودی هم ملاقاتی داشتیم
![]()
![]()
و سپس راهی تهران شدم
بعد از گذشت از خيابانهاي بزرگ تهران و جند ساعتي معطلي در ترافيك اين شهر در نهايت بر سر خيابان جردن جنب ساختمان شيشه اي كيان رسيدم آنجايي كه روزها و هفته ها آرزوي ديدنش را داشتم . قرار ملاقاتمان در طبقه دهم اين ساختمان بود جايي كه همتبار خوبمان جناب مهندس هيبدي بر مسند يكي از شركت هاي بزرگش تكيه زده است ماشينم را به پاركينگ هدايت كردم و كيفم را برداشتم و وارد ساختمان شدم و كليد شما ره 10 آسانسور را فشار دادم پشت درب اين طبقه نوشته بود شركت دريايي زاگرس .كليد زنگ را فشار دادم درب بازشد از خانم مسئول اطلاعات خواستم به جناب مهندس اطلاع دهند آقاي زارعي از چغاگرگ .چند دقيقه اي فرصت خواستند و در اطاق انتظار نشستم در اين لحظات دلم براي ديدن دوباره مهندس مي طپيد بلاخره درب اتاق رييس باز شد آقاي زارعي را هدايت كنيد آره اون صداي خود مهندس بود
به رسم ادب درب زدم و اجازه خواستم آقاي مهندس با لبخندي مهربان و با گرمي از من استقبال كرد و و ضمن خوش آمد گويي فورا از احوالات همتباران و هم ولايتي ها سوال نمودند كه بنده هم سلام گرم آنها را به صورت ويژه رساندم و گزارشي از وضعيت كنوني و قبل همتباران هيودي در چغاگرگ و دزفول ارائه نمودم و همچنين گزارشي از سفرم به روستاي كاج ( جايي كه مهندس يك دييرستان دخترانه دو طبقه به ياد همسر با وفايشان ساخته اند 10 كيلومتري شهرستان اردل ) و همچنين روستاي چغاگرگ ارائه كردم
![]()
اگر چه دلم ميخواست ساعت ها با مهندس گفتگو كنم و با توجه به همه مشغله كاريش برايم وقت ويژه اي در نظر گرفته بود ! اما بنده كه خيلي حرف ها داشتم بزنم سعي كردم به صورت خلاصه مطالب را به اطلاع ايشان برساندم . به هر حال بعد از جلسه با ايشان خداحافظي كردم و چند لحظه اي هم با فرزند برومندش آقا فرهاد گپ زديم و با راهنمايي آقاي مرادي از ساختمان شيشه اي كيان خارج و به سمت جنوب شهر به راهم ادامه دادم در جنوب شهر وضعيت كاملا متفاوت است با بالاي شهر ؛ كه هر رهگذري آن را به خوبي حس ميكرد اما مهندس خوب همتبار ما اين حس را داشته و دارد كه توانسته است تا كنون خدمات بسيار خوب و ماندگاري از جمله ساخت حسينيه و مدرسه روستاي چغاگرگ را برعهده بگيرد و نگاه خود را بسوي مستضعفين هم ولايتي خود معطوف بدارد
مي دانم بسياري از هيودي تباران اين بار نيز انتظار ديدنش را دارند پس تا لحظه ديدارش وقت زيادي نمانده است ايشان قرار است براي افتتاح مدرسه به چغاگرگ سفر نمايند تاريخ اين سفر متعاقبا از طريق وبلاگ چغاگرگ به اطلاع عموم خواهد رسيد
پس تا اميد ديدار در آن روز خدا يارتان باد
ادامه مطلب
گروه كوهنودي "فروتن" اردوهاي آمادگي خود را جهت صعود به قله دماوند و قلل برون مرزي آغاز كرد.
ابراهيم بهرهملا سرپرست گروه کوهنوردي فروتن در گفتگو با آژانس خبري بختياري اظهار داشت: سومينمرحله از اردوهاي آمادگي گروه به مدت پنج روز در ارتفاعات اشترانكوه بختياري برگزار شد.
وي افزود: در اين مرحله از اردو با تاكيد بر تمرينات هوازي سعي شد هماهنگي تيمي گروه را افزايش دهيم.
ابراهيم بهرهملا در مورد صعود اخير گروه به قله اشترانكوه گفت: اين مرحله از اردو روز پنج شنبه گذشته آغاز شده بود و گروه پس از پيمودن حدود 45 کيلومتر به صورت پياده روي و عبور از مناطق کوهستاني وارد دامان سبز درياچه گهر گرديد.
وي تصريح كرد: گروه بعد از اقامت و اتراق در دامنه اشترانكوه ، صبح روز جمعه به قصد صعود به ارتفاعات اشترانکوه عازم گرديد و صعود در دو مرحله با موفقيت انجام شد.
بهره ملا در پايان با اشاره به صعود گروه به قلل سگريون و هفتنان خاطر نشان كرد: مرحله بعدي اردو ده روز بعد در منطقه شوي بختياري به مدت يك هفته برگزار ميشود.
![]()
ضمنا
بلا خره تلاش آدمي بي ثمر نمي ماند
دشت لاله هاي واژگون دالوني مربوط به منطقه هيودي نشين در فهرست آثار طبيعي و گردشگري ثبت شد
وآیا تا کنون به دریاچه ولش سفر کرده اید وجه تمایز آن با دریاچه گهر خودمان چیست؟
![]()
با خبر شدیم که یکی از بزرگان هیودی دار فانی را وداع گفته است از این بایت پیام تسلیت ارسال میگردد
در گذشت یکی از بزرگ خاندان طایفه هیودی حاج حسن خون از تیره
جودکی (هیودی) را تسلیت عرض می نماییم برای بازماندگان آرزوی سلامتی و برای آن بزرگوار طلب مغفرت داریم
تیره جودکی یکی از هشت تیره طایفه بزرگ هیودی می باشد که بعد ها از طریق لرستان وارد منطقه بختیاری شدند و وابسته به این طا فه شدند
همچنين عرض تسليت داريم به جهت فوت بزرگ خاندان
طافه عليوند جناب مشهدي صفقلي رشيدي فرزند مرحوم حسينقلي از تيره رشيدي
مديريت وبلاگ چغاگرگ
براي آن مرحومين طلب مغفرت و براي بازماندگان آرزوي سلامتي دارد
در اين ماه )ارديبهشت) سفري به دامنه اشترانكوه و تخت شاه و دالونی داشتم جاتون خالی با یک گروه چهار نفری عصر روز چهارشنبه ۲/۲/۸۸ قرار گذاشتیم که حرکت کنیم به گلپایگان و سپس صبحانه را در تنگه بالای دره دایی در دامنه اشترانکوه سر حد جوی آب چغاگرگ و خلیل آباد و دالونی صرف کنیم خلاصه بار و بندیل را بستیم و راهی سفر شدیم
هوا گرگ و میش دم شفق به منطقه رسیدیم اما تا با ر اندازی کردیم به حدود ساعت ۷ صبح رسید در کنار چشمه ای ایستادیم و جاتون خالی آتشی وچایی و...
![]()
این هم نمای یک لاله واژگون که تصویرش را گرفتیم
![]()
خلاصه قرار بود که شب هم در منطقه بمانیم برای همین چادر مسافرتی هم برده بودیم ماشین را کنار شیلات ماهی پارک کردیم وبه را افتادیم به سمت تخت شاه و ارتفاع بالا
در مسیر به لاله های واژگون و گزره ها و تره ها و بووسور ها و گیاهان دارویی دیگه بر خورد میکردیم و لذت میبردیم
اما در این سفر یک چیز دلم را گرفت اینکه این منطقه هیودی نشین واقعا مظلوم مانده بود و هرکسی به آن وارد میشد و بدون توجه به صاحبان این املاک وبدون کوچکترین هزینه ای به طبیعت زیبا و بکر صدماتی وارد میکردند و خیلی ها هم براشون کسب درآمد خوبی شده بود مسول شیلات ماهی میگفت بعضی از این افراد شاید دراین یک ماه دهها بار به این منطقه می آیند و علف های و گیاهان خوراکی و دارویی را بدون هزینه میچینند و به شهر میبرند و می فروشند اما جا دارد مسولین محلی و حتی برادران طایفه هیودی دستی بالا بزنند و ازین بیشتر نگذارند طبیعت بکرشان ویران بشود وبا بستن راهبند و یا فروش بلیت و یا با کمک نیروی انتظامی جلوی گیری نمایند اما چیزی که برام جالب بود یک اکیپ کنترل عشایر در سه راهی الیگودرز به جاده شول آباد دیدم و عشایر را جریمه میکرد که چرا زود هنگام آمدند اما کاری به مردم عادی ندارد که چرا لاله های واژگون را از ریشه در می آورند و...
به هر حال شب آخر که قرار بود برگردیم به دلیل اشکالی که در سیستم سوخت ماشینمان پیش آمده بود مجبور بودیم در خلیل آباد بمانیم و اتفاقا یکی از عشایر خوبما آقای امیر ملایی با پسر برومندش آقا نعمت تازه بار انداخته بودند و خوشحال شدیم و شب در کنار هم بودیم اما بارون شدیدی گرفت فردا ماشینمان را موقتا درست کردیم و با آقا امیر و خانواده اش عکس یادگاری گرفتیم وخداحافظی کردیم
![]()
اما در کنار جاده به قبرستان تاریخی خلیل آباد رفتیم - چیزی از آن باقی نمانده بود همه سنگ های تاریخی آن را هم ربوده بودند ازاین بابت هم برای بی همتی همتبارانم متاسف شدم که چرا به فکر ملک و املاک خود نیستند و...
![]()
اين هم تصويري از روستاي سبز آباريك
![]()
تنها کاری که میتوان کرد مابقی سنگ ها را حصار کشی کرد و یا به مکان امن تری مانند چغاگرگ منتقل کرد و در یک جا جمع آوری کرد زیرا قدمت بعضی از این سنگ ها به ۶۰۰ سال هم میرسد...
ادامه مطلب را بخوانید
ادامه مطلب
وارگه
وارگه آرد به شبهاي دراز
بچه ها را دور هم با قصه ساز
كوچ ما شد رهسپار گرمسير
با چنين آرايشي از سردسير
هفت خوان رستمي در پيش روست
لحظه ها بار همان در گفتگوست
ميبريم اين راه را با پاي خويش
در هواي ديدن فرداي خويش
خان اول در كنار وارگه
گستراند مال بار وارگه
وارگه بر جسم ما جان ميدهد
بوي عطر پونه زاران ميدهد
وارگه يادآور ديرينه هاست
داستاني از حضور چينه هاست
واما
مسیر کوچ طایفه هیودی
مطلبي را كه مطالعه خواهيد كرد مي بايست قبل از شرح مسير كوچ طايفه هيودي ارائه مي شد تا ذهن دوستان نسبت به اين مسئله آماده تر مي شد .اما با اين حال خواندن آن در پايان شرح مسير كوچ نيز خالي از لطف نيست.
به طور كلي در بختياري سه ايل راه وجود دارد، كه طولاني ترين آنها متعلق به چهارلنگ ها مي باشد. طول اين ايل راه حدود 444 كيلومتر است كه از منطقه سردشت در دزفول آغاز شده و به چناورد در سرحد مي رسد . چهارلنگ ها هنگام كوچ بهاره اين مسير را در مدت زمان 27 تا 40 روز طي مي كنند؛ البته در كوچ پاييزه به دليل سرازيري مسير و كمبود آب و علوفه توقف كمتري در منزل گاه ها صورت مي گيرد در نتيجه اين مدت زمان به مراتب كمتر مي شود . واقع شدن اين مسير در كو هاي سر به فلك كشيده زاگرس و نبودن جاده در اين مسير سبب شده آبادي هاي بسيار كمي و آن هم به صورت ابتدايي در نزديكي مسير ايل راه بو جود آيد ؛ و اين خود باعث بكر ماندن و زيبايي مسير كوچ گرديده است.
مسيركوچ طايفه هيودي نيز بخشي از اين ايل راه مي باشد كه از كو هاي سگريان در شمال دزفول آغاز و به كوه هاي اشترانكوه در شمال اليگودرز مي رسد. طايفه هيودي اين مسير را در مدت 25 تا 30 روز طي مي كنند . در سالهاي اخير بنا به دلايلي ايل سريع تر حركت كرده و كمتر در منزل گاه ها اطراق مي كند و اين مدت زمان به حدود 20 روز كاهش يافته است . تفاوت كوچ ساير طوايف چهارلنگ با اين طايفه در منزل گاه ها مي باشد و به طور كلي هر طايفه منزل گاه هاي مخصوص به خود را دارد كه در بين تمام عشاير مشخص است .
هفت لنگ ها داراي دو ايل راه هستند. يكي ايل راه بازفت كه طول آن 271 كيلو متراست و از حوالي مسجد سليمان آغاز شده تا دره بازفت در دامنه كوهرنگ امتداد دارد . ايل راه ديگر به نام دز پارت معروف است كه از حوالي شهر كرد آغاز و به حدود ايذه در گرمسير به طول 217 كيلو متر منتهي مي گردد مدت زماني كه هفت لنگ ها ايل راه خود را مي پيمايند بين 16 تا 25 روز محاسبه نموده اند .
اعداد و ارقامي را كه در بالا مشاهده كرديد برگرفته از كتاب عشاير مركزي ايران تاليف دكتر جواد صفي نژاد مي باشد .
تعدادی از مال ها نیز به سوی اشترانکوه و قله های سر به فلک کشیده آن می روند. در این ماه از سال اشترانکوه پوشیده از برف است, از زیباترین مناطق اشترانکوه می توان به تخت شاه و لونه قلا (lone ghela) اشاره کرد . ما نیز به سوی لونه قلا می رویم , این مال ها نیز حوالی غروب به مقصد می رسند . این منطقه همانگونه که گفتیم پوشیده از برف است و حتی برف تا نزدیکی وارگه وجود دارد و طی چند روز برف ها کم کم آب می شوند و به جای آن ها علف های سرسبز شروع به روییدن می کنند .
بعد از رسیدن به وارگه مال بار می ندازد و با همکاری هم سیاه چادرها (بهون) را برپا می کنند و به تمیز کردن اطراف وارگه می پردازند.. و طی چند روز زندگی به روال عادی برمی گردد, تا کوچی دیگر............
در کوچ ایل با همیاری تمام مسیر را به پایان می رساند و اگر برای هر یک از مال ها اتفاقی ( بیماری , مرگ , زخمی شدن و...) بیفتد دیگران با تمام وجود به این مال کمک خواهند کرد و شاید حتی بهتر از مال خود به این مال و افراد آن رسیدگی می کنند. از این دست اتفاقات تلخ و شیرین در مسیر کوچ زیاد رخ می دهد که برای زیاد نشدن مطلب و خستگی خوانندگان از آوردن آن ها خود داری کردم . و انشاالله اگر فرستی باقی بود در آینده بیشتر به این نکات خواهم پرداخت.
در پایان باید از برادر عزیزتر از جانم فرج الله بهره ملا که خود این کوچ را انجام داده و در نوشتن مطالب مربوط به کوچ طایفه هیودی مرا یاری کرد تشکر کنم.
مال از تنگ زیوا به سمت کوهی که گله نمک( ( gale nemek نام دارد حرکت کرده و پس از عبور از گله نمک در منطقه سور او( (sor ov بار می اندازد . شب را در همین محل به صبح می رساند و روز بعد از اینجا نیز بار کرده و مسیر خود را به سمت ده کی رو (kii roo) دنبال می کند .
نرسیده به کی رو مال بار دیگر بار می اندازد تا در این محل استراحتی کرده و شب را به صبح می رساند . ده کی رو دارای زمین های آبی زیادی است و درختان کهنسال گردو در این منطقه زیاد است . ساکنان این ده که از طایفه حاجیوند از ایل میوند هستند و برخی از آنها زمستان را نیز در این ده می گزرانند . در زمان کوچ این ده محل عبور طوایف هیودی و عیسوند می باشد . در مورد زیبایی های این منطقه حرف های بسیاری برای گفتن وجود دارد که انشا الله در پست های بعدی به آن می پردازم .
روز بعد نیز مال از ده کیرو گذشته ودر مسیری زیبا به منطقه پا مزرا (pa mazera) می رسد . این منطقه در اوایل بهار پوشیده از برف است , ایل شب را در این دره بسر می کند . و صبح دم از پامزرا بار کرده و از گردنه گله باد دوش (gale bad dosh) که همیشه سال باد های نسبتا تندی در آن می ورزد عبور کرده و به سمت پیر باد دوش( در بین عشایر این منطقه حضرت سلیمان به سلیمان باد دوش شهرت دارد ) حرکت می کند در مورد پیر باد دوش و گله باد دوش نقل قولی شنیدنی در میان عشایر وجود دارد که جای تامل و برسی بیشتر را دارد.
طبق این نقل قول پیر باد دوش قدم گاه حضرت سلیمان میباشد و بنا به اعتقاد عشایر این منطقه که ریشه در زندگی و چگونگی امرار معاش آنها (دامداری) دارد , حضرت سلیمان در گردنه گله باد دوش باد را دوشیده و از آن شیر (نماد برکت) گرفته است عشایر این منطقه اعتقاد خاصی به پیر باد دوش دارند و شب را نیز در حوالی پیر باد دوش می گذرانند .
همانگونه که گفتیم شب های کوچ بسیار پر شور و شوق است بخصوص این شب چون فردای آن قرار است ایل از هم جدا شود و هر مال به سوی ملک خود حرکت می کند . در این شب حال و هوایی وصف نا شدنی در میان مردان و زنان ایل وجود دارد و تا صبح به دور آتش نشسته وبا هم از خوبی های این راه , از با هم بودن ها می گویند و هزارن حرف نگفته .....
و به امید فردا
مسیر بین میان کول تا سر کول به علت وجود کمر های (kemar)( سخره) بلند و صاف بوسیله گچ و ساروج (saroj) و کندکاری راهی را بر روی کمر درست کرده اند که به زبان بختیاری به آن آسو (asoo) می گویند, این مسیر طوری است که حیوانات باید یکی یکی و پشت سر هم حرکت کنند و اگر حیوانی به حیوانی برخورد کند و یا رم کند از پرتگاه پایین رفته و یک راست تا ته دره می رود و در یک آب بزرگ و خروشان به نام او سره ( (aov sore که در ته این دره در جریان است سقوط می کند
پس از رسیدن به سر کول چای و نهاری صرف می شود و بعد از ظهر دوباره مال بار کرده که به آن پسین بار (pasin bar) می گویند. از سر کول مسیر به دو راه تبدیل می شود که یکی را ره گپ(ra gap) (این راه هموارتر است وبیشتر از این راه به مسیر خود ادامه می دهند) و دیگری ره بونو (ra bono) که این مسیر هر چند نا هموارتر میباشد ولی چرهگاه های بهتری دارد, در ای مجال ما ره بونو را شرح می دهیم.
از سر کول مال به راه افتاده و تا نزدیکی امامزاده ای به نام کله شه (kola she) می رود. این امامزاده در بین عشایر طایفه هیودی و دیگر طوایف منطقه احترام خاصی دارد و اگر در طول راه به مشکلی بر بخورند به این امامزاده متوسل می شوند که با توجه به اعتقادشان حکمت زیادی نیز از وی دیده اند شب را در کنار امامزاده می گذرانندو پس از زیارت هر مال یک یا دو گوسفند نذر این امامزاده می کنند و همدیگر را مهمانی می کنند .
فردا از کله شه بار کرده و از ارتفاعات کوهی به نام بنار بونو (benar bono)بالا رفته شب را در آنجا می گذرانند. این کوه ارتفاع زیادی داشته و بر روی آن آب وجود ندارد و باید به اندازه مصرف یک شب آب از پایین ببرند , سر بالایی بسیار تیز و کشیده ای دارد و این مسیر خیلی سخت است بطوریکه مال صبح زود حرکت کرده و در حوالی بعد از ظهر به سر کوه می رسد.
شب را در اینجا می ماند وپس از آن ازبه طرف پایین می آید و در پای کوه نهاری میخورد و دوباره بار می کند و به مسیر خود ادامه می دهد و از کوهی که دقیقا مقابل کوه قبلی است و از نظر ارتفاع نیز به همان اندازه است بالا می رود و یک شب را نیز بر بام این کوه سپری می کند و پس از آن صبح به حرکت خود ادامه داده و در پایین این کوه بار می اندازد و پس کمی استراحت از اینجا به محلی به نام زیر تنگ زیوا(tang ziva) میرود.
در این محل آب بزرگی جریان دارد , ایل به دلیل سختی مسیر درچند روز گذشته و خسته شدن دام و حشام , برای رفع خستگی دو یا سه روزی در این محل اطراق میکند . و از این منطقه زیبا کمال استفاده را می برد.......
در این منطقه مال کدخدای ایل جلوتر از همه بار انداخته و مال های دیگر به ترتیب پشت سر او بار می اندازند شب را در این منطقه به سر می برند . در اینجا باید ایل از رود بزرگی به نام او کول(aov kol) بگذرد بر روی این رود پلی قرار دارد که همه ساله به دلیل طغیان رودخانه این پل خراب می شود و باید آن را باز سازی کرد . قصد ندارم در این جا توضیح بیشتری در مورد این پل بدهم و انشالله پست بعد را به این پل اختصاص خواهم داد.
صبح روز بعد اگر که پل آماده باشد که به ترتیب از روی پل رد می شوندو شب را در میان کوه می گذرانند ولی اگر پل آماده نباشد و مشکلی داشته باشد مردان ایل جمع می شوند و پل را باز سازی می کنند و سپس از روی آن رد می شوند .
در سه,چهار سال اخیر یک گرگر(gargar) بر روی پل احداث شده و افرادی که متصدی آن هستند در قبال دریافت وجه و یا گوسفند به تناسب تعداد گوسفندان ایل را به ترتیب از روی آب رد می کنند و این کار بیشتر درفصل بهار به دلیل طغیان بیش از حد رود رایج است . خیلی دوست داشتم از این محل عکسی به شما نشان دهم عکس ها را نیز پیدا کرده ام ولی به دلیل مشکلاتی نمی توانم آنها نمایش دهم و این کار را به بعد از مطالب کوچ موکول می کنم. عکس زیر از : www.mismycity.com می باشد که دیدن آن خالی از لطف و خارج از مو ضوع نمی باشد.
واین هم تصاویر مراسم خاکسپاری
مشهدی تاج محمد نوری ملا و مشهدی گوهر سبزیان ازطایفه هیودی
ارسالی از علی پارسانژاد و نعمت عباسی و حسین شافعی
![]()
ادامه تصاویر را کلیک کنید:
ادامه مطلب
این هفته خیلی حرفها دارم بگم
اول انکه لحظه دیدارم با آقا مجتبی همتبار خوبم
دوم آنکه بایستی چند تا از شما را به یک بازی دعوت کنم
سوماینکه برای مراسم دو تن از فامیلم به دزفول رفته بودم ضمن تسلیت به خانواده نوری ملا و خانواده سبزیان به مناسبت فقدان از دست دادن عزیزانشان . همه طایفه هیودی شرکت کرده بودند و قرار است تصاویر آن به زودی ارسال گردد که در پست بعدی قرار میدهم
چهارم دیدارم با مهندس هیودی کاندیدای شهرستان و دیدارم با تعدادی از سرشناسان فامیل بود که این موضوع را در یک پست دیگر قرار میدهم
مورد بعد دیدار با سایر همتباران خوبم الخصوص از تیره شا حسن جناب آقای عبدالهی که خدمات خوبی در منطقه دالونی انجام داده اند که قرار است سی دی وی برایم ارسال گردد که در پستهای بعدی قرار خواهم داد فعلا تصویر وی را داشته باشید
دیدار با همتبارانم تیره شاحسن و ملایی در دزفول
دیدار با همترارانم آقایان طرانی ملا تیره ملایی در دزفول

دیدار با همتبارانم در چغاگرگ هنگام افتتاحیه حسینیه
![]()
دیدار با همتبارانم از تیره های مختلف هیودی در ولی آباد دزفول
![]()
دیدار با همترارانم که سالهاست از منطقه سفر کرده اند آقایان گلابی و نوری ملا
![]()
دیدار با رییس شورای شهر دزفول حاج آقا یوسفی
![]()
دیدار با همتبارانم پاسداران و بسیجیان هیودی تبار در ولی آباد دزفول
![]()
ديدار با جناب رباني نويسنده كتاب هيودي تير ۸۸در دزفول
![]()
ديدار با مهندس هيبدي تير ماه۸۸ در تهران![]()
![]()
![]()
لطفا برای مشاهده تصاویر سایر همتباران ادامطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
واما برای دوستانی که خواسته بودند در مورد علت کوچ یا مهاجرت خلیل آباد بنویسم
خلیل آباد و چغاگرگ و آباریک همانطور که قبلا گفتم هر سه روستای هیودی نشین در دامنه اشترانکوه حد فاصل املاک طایف های زلکی و حاجیوند و ایسوند و بساک قرار دارد دلیل مهاجرت این روستا ها همانند دیگر روستا ئیان به اول انقلاب بر میگردد
تاریخ این روستاها برمی گردد به زمان خلیل خان و یداله خان در دوران امیر مفخم
ظاهرا از مسیر زز و مارو وارد این منطقه شده اند و مسیر کوچ آنها از دامنه اشترانکوه به پل کول و رهرو و کوه سالن تا نم نم چه دزفول و سردشت خوزستان است
همانطور که در تصویر ملاحظه می کنید در انتهای این منزل دامنه اشترانکوه پیداست و کنار آن روستای خلیل آباد و کمی بالتر منطقه دالونی و سمت چپ آن بسمت الیگودرز در ۳ کلیومتری روستای آباریک است
این مناطق در اردیبهشت ماه بسیار دیدنی و سرسبز است
کوه قالیکوه که در تمام فصول سال پوشیده از برف است نیز در ۱۰ کلیومتری این مناطق است که هرساله کوهنوردان و گردشگران زیادی به آن صعود می کنند
این هم تصویر تعا مل و همبستگی تیر های هیودی
که برای کارهای خیر دور هم به گفتگو می نشینند

ادامه را کلیک کنید:
ادامه مطلب
اسامي افراد طايفه هيودي
در تهيه اين اسامي اگر نام بزرگواري از قلم افتاده بر اثر جمع آوري اطلاعات بوده
شما مي توانيد با بازديد از سايت اسامي كامل تيره خود را كه سر شناس هستند برايمان ارسال كنيد تا پيوست نماييم با تشكر از برادر اني كه در اطلاع رساني كمك مي نمايند
تيره ملا: كدخدا امير قلي- كدخدا فرهاد – حاج صيفقلي-مشهدي را علي- حاج لمان اله -مشهدي جمشيد- مشهدي ايوضعلي
تيره عيدادي: كدخدا محمد قاسم - جاج نگهدار- مشهدي محمد مراد- حاج راه خدا- مشهدي نريمان – صيد مراد
جديد: سروان اسماعيل صفري –آقايات بهره ملا- حاج حسين- حجت السلام يوسفي – غلامرضا مرغذاري -مهندس مجتبي صفري ....
تيره پارسي : مشهدي محمد مراد- مشهدي رحمان – عبده شاه – آقايان بنيادي – مراد براتي
از افراد جديد اطلاع ندارم
تيره پاپي- ملاشنبه - علي سبزيان - .....
تيره شاحسن : حاج بهمن – مش يداله – مش اسفنديار- مش شعبان – مشهدي علي محمد – ميرزاعلي
جديد: مشهدي عبداله عبدلهي- سروان علس فتحي - ....
تيره جمشيد وند: مشهدي محمد حسن – حاج الهيار – احمد علي – محمد ميرزا- كريم
افراد جديد اطلاع ندارم
تيره عليوند: باروني علي آقا- آقايان محمدي امير قلي
افراد جديد اطلاع ندارم
تيره جودكي: حاج حسن جون – كريم
جديد اطلاع ندارم
ادامه مطلب
پرواز را تا بيكران آغاز كردند
اينك به لطف دوستان و همكيشان خوبم از جمله مجتبي صفري و علي پارسا نژاد
كه در ارسال تصاوير شهيدان طايفه هيودي همت گماشته و ما را در اين امر مهم ياري نموده صميمانه تشكر مي نمايم
در يادوارهاي به مناسبت ياد شهدا ي هيودي در دزفول ياران همت نموده كتابچه اي شامل تصاوير و محل شهادت اين شهيدان تدارك ديده كه خود جاي قدرداني دارد
بنده نيز به نمايندگي از طرف طايفه ضمن گراميداشت ياد آن عزيزان و براي اجر گذاشتن به مقام خانواده آنان اين تصاوير را براي همگان در وب سايت قرار مي دهم باشد كه خدمت كوچكي به طايفه ام كرده باشم
درضمن اگر تصويري از شهدا از قلم افتاده در دفترچه نبوده پس سعي كنيد ضمن تماس برايمان ارسال كنيد
شهید وسط اولین شهید طایفه علی سلیمانی سال۱۳۵۷ دوران انقلاب در تهران قبر مبارک بهشت زهرا تهران بقیه شهیدان قبر مبارکشان در دزفول می باشد
آقای محمد فتحی خلیل آبادی و غلامعباس هیودی هم کلاس بنده دوران دبستان در چغاگرگ
اسامی شهیدان
شهيد علي سليماني اولين شهيد دوران انقلاب -يدالله كماني ملا-محراب كماني ملا-كرمعلي بهرامي هيودي-فريدون بهره ملا
محمد حسن سبزواري-اصلان عماد هيودي-غلامشاه جمشيدي نژاد-علي مردان جمشيديان-سيف الله كريم پاپي-محمد علي رحيمي
محمد نوري ملا-ناصر هيودي-علي عباس سبزي پور-احمد سبزي آباريكي-علي گچي ملا-علي رحم هيودي-رضا نجفي
معصومعلي هيودي-شنبه رضا ملا-هفتراني هيودي ملا-غلامعلي ملايي-رستم رفيعيان-محمد فتحي خليل آبادي
علي فتحي خليل آبادي-پرويز نصيري-عباس جعفري-محمد علي نژاد هيودي-غلامعباس هيودي-محمد رضا پاپي اسد
محمد پاپي اسد-برفي عليان-عبدالحسين رحيمي-ميرزاعلي خورشيدي نيا-آدينه علي پاپي خليل آبادي-احمد علي شيران پاپي
محمد رضا شيخ اسدي-محمد رضا بختياري-محمد حسين پاپي-محمد علي جودكي
يادشان پر رهرو و روانشان شاد باد

![]()
سلام و درود بر هم کیشان خوب و مهربانم
در این قسمت قصد داریم
نام شهیدان " ازادگان" جانبازان" معلمان" مهندسان" دکتران" مدیران"
کارشناسان" بزرگان" و... روستا های چغاگرگ و خلیل آباد و آباریک
ادامه مطلب
اینجا محل بزرگان همه طایفه هیودی است لطفا تصاویر این بزرگان را برای
ما بفرستید تا در لیست جای گیرند
این گل هم به یاد آ امیر قلی ودیگر بزرگانی که تصویری از آنها در دست رس نیست
آ فرهاد کد خدای چغاگرگ
آحاج راه خدا تیره علیدادی
آ حاج صیغقلی تیره ملا

ملا شنبه شاعر هیودی تیره پاپی
مرحوم مشهدی یداله تیره شا حسن
در کنار مرحوم حاج صیفقلی

آ نریمان تیره علیدادی
مرحوم مشهدی محمد میرزا تیره جمشیدوند
![]()
مرحوم آ راعلی طایفه ملا
![]()
مرحوم آ پنجعلی طایفه ملا
هَمِس ايگُم كه داغُم سي پيايل شَوِ بي چلچراغم سي پيايل
نِيا وايَك دل و دست و زَوونم يَه عمري بي دماغُم سي پيايل
دوستان و هم ولايتي هاي خوبم از تير هاي مختلف هيودي لطف كنيد تصاوير بزرگان خود را همراه
با خاطراتشان برايمان ارسال كنند تا به نوبت در سايت قراردهيم
حالا بخو نید بقعه شاهزاده احمد (شاه چراغ) گگ مد یا گگ احمد يا سيد احمد
با توجه به اطلاعات دوستان خوبم محمود و مجتبی و حسین وتحقیقات انجام شده »در جنوب بخش پاپي در دهستان مازو در محلي به نام دشت لاله واقع شده است كه نظرات متفاوتي در اين رابطه از مردم نقل مي شود
اما آنچه بيشتر مورد توجه است اينكه حضرت احمد بن موسي (ع) در يكي از سفر هاي خود در اين مكان توقف مي كند وبه دليل احترامي كه مردم براي ايشان غائل هستند دختري از يكي از طوايف را به پيشنهاد خود طايفه خواستگاري مي كند ولي قبل از همبستر شدن با ايشان مي گويد اگر انگشت توي دهان اين دختر گذاشتم و نميرد همسري با وي را قبول مي نمايم در غير اين صورت منصرف مي شوم
حضرت اين كار را انجام مي دهد و دختر مي ميرد وآن را در اين محل فعلي دفن مي كنند حضرت در مدتي كه در اين مكان زندگي مي كرده دشمناني داشته از جمله اهالي روستاي ننويان كه تعداد 1770 خانوار بوده اند و رئيس انها شخصي بوده به نام سلارقاصي كه با حضرت به مبارزه بر مي خيزد
حضرت بزي داشته بنام بز گد (بي شاخ) كه شير زيادي داشته و خيلي از افراد از شير بز آن خضرت استفاده مي كردند يك روز طايفه ننويان آن بز را به سرقت مي برند وذبع مي كنند سرانجام حضرت وقتي متوجه گم شدن بز مي شو.د به جسجو مي پردازد و از هركس مي پرسد اظهار بي اطلاعي مي كنند تا اينكه حضرت بز را صدا ميزند نا گهان بز يا صداي حضرت از داخل ديگ صدا ميده و طليفه ننويان رسوا مي شوند حضرت به آنها نفرين ميكنند به ناگهان سيل عقرب به روستا سرازير مي شود و تمام اهالي روستارا نيش مي زنند و به هلاكت مي رسانند بجز تنه پيرزني كه او هم خارج از روستا بوده وقتي ماجرا را مي شنود و ملاحظه مي كند مسيرش را تغيير مي دهد وبه كاشان فعلي وارد مي شود وقتي كه اهالي كاشان علت حضور وي را مي پرسند توضيح مي دهد كه جانوري همه اهالي روستايش را نابود كرده مي پرسند چگونه جانوري بوده ضمن باز گويي ماجراي حضرت شكل عقرب را با گل درست مي كند كه به آنها نشان دهد ناگهان گل جان ميگيرد و پير زن را مي كشد و مردم آنجا نيز از مريدان آن حضرت هستند طايفه هيودي هم از مريدان آن حضرت هستند و گوشت بز گد نمي خورند
اين حكايت ابيات زيبايي دارد كه در پست بعدي برايتان مي گذارم
بيا بشنو حكايت بز گد دمادم گويمش از نيك و از بد
این قسمت هم توسط دوست خوبم حسین چراغی ارسال شده
وقتی که در وبلاگ چغا گرگ جناب آقای زارعی مطلبی در خصوص گگ ممد ( احمد بن موسی(ع)) می خواندم ،مطالبی در باره این این مکان مذهبی و قضایای بزگده به ذهنم رسید. که جهت اطلاعات بیشتر دوستان این مطلب را که درکتاب تاریخ دورود البته با همکاری محقق خوب استان اقای مراد حسین پاپی نوشته شده می پردازم.
مؤلف كتاب خاندان وحي مـي نويسدكه ((... نقل است كه يك گروه سيصد نفري ازسـادات عـلوي بعدولايتعهدي حضرت امام رضا (ع) در ميان جمعي حدود دو هزار نفر از طريق اهواز وارد ايران شدند حاكم اهواز به دستور مــــــامون عباسي از ورود آنها جلوگيري نمود.ولي با جنگ وگريز داخل شده و درشهرهــا متفرق گشته اند؛از آن جمله احمد بن موسي (ع) شاه چراغ است. اين همه امامزاده كه در سرتاسر ايران دارای گنبد و بارگاه هستند كه مدتي تبليغ كرده و چون از دنيا رفته اند،قبورشان را به صورت زيارتگاه درآورده اند)) .
در ارتباط با قيام احمد بن موسي ( ع ) بعضي از نويسندگان تعداد افرادي كه همراه حضرت بوده اند را سه هزاروگاهي دوازده هزار ذكر كرده اند.
اما آنچه كه درارتباط با سفر شاهزاده احمد در كتاب های تاريخ درج شده ،بسيار اندك و جزئي است و كمتر كساني مطالب جامع و كاملي در اين مورد ارایه نموده اند. تنها منبعي كه نگارنده به آن دست يافته و در اين منبع به طور كامل مرحله به مرحله سفر احمد بن موسي (ع) توضيح داده شده است.ياداشتهاي دست نويسي است كه در قرون گذشته نوشته شده ولي نويسنده يا نويسندگان آن معلوم نيستند .
در اين يادداشت ها كه در قالب كتابچه اي تا به امروز محفوظ مانده، زندگي و خصوصيات قيام و معجزات و كرامات حضرت به طور مشروح بيان شده است ولي اعتبار آن بخصوص در مبحث معجزات وكرامات تا حدودي مشخص نيست . در همين حال و قايع آنچنان به صورتي بسيار كامل و هماهنگ و همراه با ابياتي منظوم نوشته كه هر خوانند ه اي را به مطالعه اين كتابچه مفيد مشتاق مي نمايد .در اين كتاب شرح مسافرت حضرت احمد بن موسي (ع) به طور خلاصه چنين آمده است كه حضرت با عده اي از ياران خود و سادات علوي كه از مهمترين آنها مي توان افرادي همانند : سيد عبدالرحمن ، سيد جمال الدين محمد (جمال كل) سيد جما ل للدين بن حسن كلاه پشمين ، سيد فيروزه كلاه ، سيد نورالدين گيمد، سيد ابراهيم ، سيد ابوالحسن، سيد محمد، سيد نظام الدين،سيد محمد زيبا،سيدكمال الدين سيد ظله ، باباي لنگ ، سليمان زرد و دها نفر ديگر را نام برد وارد خوزستان شدند و در آنجا بنا به نقلي حاكم اهواز به دستور مامون از ورود آنها جلوگيري نمود. اما كاري از پيش نبرد و آنان به طرف شهرهاي ديگر ايران حركت كردند.
درياداشت هاي مزبور نوشته شده كه احمد بن موسي (ع) با ياران خود موفق گرديد كه به شهرهاي طوس، بلخ و مشهد عزيمت نمايد و چند روزي در آنجا به تبليغ مسایل اسلامي و افشاي ماهيت حكومت مامون بپردازدكه افراد زيادي از جمله ملك حمزه طوسي با حضرت ملاقات نموده و با ايشان هم سفر شدند. مامورين مامون بسياري از سپاهيان حضرت را قتل عام نمودند كه مجبور شدكه از آنجا به اصفهان سفر نمايد. هنگامي كه وارد اصفهان شد مورد استقبال بزرگان و علما قرار گرفت .
علمای اصفهان از جمله (پيشواي شهر و (( شيخ بابا ببروك )) سيد حسن گيلاني،كشاس خرسوار موالي كه ظاهراً اهل يمن بوده اند و ... ) به غير از سيد حسن گيلاني نيز با حضرت هم سفر شدند. بعد از چندي اقامت در اصفهان وكاشان به علت آزار و اذيت مامورين از اين شهر خارج شده به طرف لرستان عزيمت فرمودند. بعد از خارج شدن از اصفهان حضرت با چهارصد مريد خود به سيلاخور جاپلق و شولان (شول آباد ) وارد شده كه در شولان با حاكم ستمكاري به نام ((فروت )) ملاقات نمودند. فروت چهل تن را به نزد حضرت فرستاد و وي را به قلعه خمود دعوت كرد. بعد از اين كه حضرت به منزل فروت رفتند وي از حضرت پرسش هایي درباره مذهب مكان و مسكن ايشان سئوال نمودند.
در اينجا حضرت توضيحات لازم را به وي داده و ايشان را به اسلام دعوت نمودند اما ايشان نپذيرفت كه در آخر مورد نفرين شاهزاده احمد قرار گرفته و خوار شدند.بعد از آن به جانب شهر بروجرد حركت كردند، حاكم بروجرد شخصي بود به نام شيخ فولاد كه وقتي خــبر رسيدن حضرت به وي رسـيد با سپاهي بسيار زياد به يـــاران احمد بن موسي (ع) تاخته و عده اي را به ش هادت رسانده و صدو پنج نفر را زخمي و مجروح نمودكه شاهزاده احمد به طور اجبار از بروجرد به منطقه گرو ( گرآب ) و سپس به منطقه (هرو ) در بخش زاغه امروزي سفر نمود و به سيلاخور و شولان روي آورد
ادامه مطلب
این گل هم به یاد آ امیر قلی و آ مندنی و دیگر بزرگانی که تصویری از آنها در دست رس نیست
آ امیر قلی در بحث و جدلی که با خان پیدا می کند یک کشیده بر صورت خان می اندازد و خان بر وی غضب می کند و تصمیم به عزل وی می نماید و در نهایت او را به تهران می برد و همان جا بر اثر ناراحتی دار فانی را وداع می گوید و در شا عبداعظیم به خاک سپرده می شود و کدخدا فرهاد به پشتیبانی از وی در می آید و از کدخدا امیر قلی حمایت میکند و...
آ مندنی هیودی هم در دوران خود مرد جنگی و نیک نامی بوده که اطلاعات کافی از آن ندارم در صورت ارسال مطالب براتون قرار خواهم داد
................................................................................................
اسامی مردان بزرگ هیودی
طایفه ملا(کدخدا امیر قلی-کدخدا فرهاد-آراعلی-آمندنی-آحاج صیفقلی- مشهدی عیوضعلی
طایفه شاحسن (بزرگانی چون خواجه مراد بلوطی ,اسفندیار -حاج بهمن امیدیان -علی محمد سرداری-حاج سیفقلی ولی -واکنون نیز کسانی چون سرهنک علی فتحی حیدر پناهی مرغزار فتحی -برزو امیدیان - حاجی رسولی فرزند خواجه مراد- حاجی آقا امیدیان شعبان جعفری - ابوعلی عبدی.
-علیمحمد
طایفه جودکی(کدخدا ملا عباسعلی-آقاجون-خیر علی-چولی-کدخداحسن جون-کریم
طایفه علیدادی(کدخدا ممد مراد-نریمان-حاج راخدا-محمد قاسم-نگهدار-پنج علی-مرید
طایفه علیوند(کدخدا خرمنی-با رونی
طایفه جمشیدوند(ممدعلی-مراد
طایفه-پاپی(ا سفندیا ر-راخدا
طایفه-پارسی(ممرا د-فرها د
...................................................................................
واما تصاویر موجود
آ فرهاد کد خدای چغاگرگ
آحاج راه خدا تیره علیدادی
آ حاج صیفقلی تیره ملا

ملا شنبه شاعر هیودی تیره پاپی
مرحوم مشهدی یداله تیره شا حسن
در کنار مرحوم حاج صیفقلی

مشهدی یدالله از تیره شاحسن هیودی باب با سوادترین طافه هیودی بود که در نماز میت و اذان گویی و قران خوانی و شاهنمایی خوانی و قصه های حیدربک و امیراسلان رومی بسیار تبحر داشت و خدمات زیادی به طافه هیودی ارائه نمودند
![]()
آ نریمان تیره علیدادی جناب کدخدا نریمان از بزرگان تیره علیدادی هیودی باب است و در ساخت پل کول مسیر رهرو ایل نقش بسزایی داشته است
مرحوم مشهدی محمد میرزا تیره جمشیدوند
![]()
مرحوم آ راعلی طایفه ملا از سرشناسان عشایر هیودی باب
![]()
آ علی محمد سرداری طایفه شا حسن ایشان نقش بسزایی در زمان بحران چغاگرگ در زمستانهای سخت داشته و با ساخت اسکی جان دهها نفر را از مرگ نجات داده است
![]()
مرحوم آ اسفندیار و سام تیره شا حسن
![]()
![]()
مشهدی سام تیره شاحسن
مرحوم مشهدی عباس تیره ملا که با دست خود بسیاری
از بزرگان ما را با صداقت تمام به خاک سپاردند
![]()
مرحوم مشهدی سبزوار امیدی از تیره ملا مرد فدارکار در یک غروب غمگینی در حالی که شنیده بود احشام یکی از همتباران به روستا نیامده بودند به سراغ آنها می رود و در پشت آساب خرابه چغاگرگ بر زمین می خورد و جا در جا سکته می کند و دار فانی را وداع می گوید
![]()
آ رحمان از بزرگان تیره پارسی
![]()
شادروان مشهدی عیوضعلی هیبدی پدر بزرگوار مهندس پرویز هیبدی
![]()
این تصویر مهندس پرویز هیبدی از تیره ملا که در سالهای اخیر خدمات زیادی به چغاگرگ و همتباران خود نموده است از جمله ساخت حسینیه و مدرسه چغاگرگ برایشان دعا می کنیم
![]()
![]()
تصویر مرحوم مشهدی حسین سلیمان برادر کدخدا فرهاد
![]()
مشهدی حسن هیودی تیره ملا (شیخ) ایشان در هنگامی که در اداره راه الیگودرز بودند تلاش بسیار زیادی برای احداث و آسفالت جاده شول آباد و بزنوید و خلیل آباد و چغاگرگ نمودند
![]()
مرحوم مشهدی باباجون رضایی
![]()
![]()
مهندس حاجیعلی هیودی کاندیدای مجلس ۷ و ۸ دزفول
![]()
کدخدا محمدقاسم طایفه علیدادی
![]()
تصویر کدخدا حسن جون جودکی
![]()
مرحوم مشهدی میرحسن باقری
![]()
تصویر کریم جودکی
هَمِس ايگُم كه داغُم سي پيايل شَوِ بي چلچراغم سي پيايل
نِيا وايَك دل و دست و زَوونم يَه عمري بي دماغُم سي پيايل
دوستان و هم ولايتي هاي خوبم از تير هاي مختلف هيودي لطف كنيد تصاوير بزرگان خود را همراه
با خاطراتشان برايمان ارسال كنند تا به نوبت در سايت قراردهيم
ادامه مطلب را هم ببینید"
ادامه مطلب

.اين عكس مربوط به سا ل۱۳۵۰ در ميدان چغاگرگ در حال برگذاري جشن يادش بخير
![]()
شهید علی سلیمانی اولین شهید دوران انقلاب از روستای چغاگرگ
محل شهادت پادگان عشرت آباد تهران۱۳۵۷
![]()
میرزاخون رضایی دوران جوانی
این هم تصاویر از مردمان قدیم چغاگرگ
عکس دسته جمعی -جانمحمد- خانمحمد- مش احمد-ملک محمد و چند تن از اقوام دیگر
![]()
حسنقلی- آقا عطا- رجب - بردی - علی سبزیان کاکا شفی و حسین سلیمانی
![]()
![]()
![]()
حسین خون رضایی و جان محمد موحمد شهید غلامعلی ملایی
![]()
![]()
حسن یارعلی که بهمراخ محمدی گچی با تراکتور در جاده دره دایی تصادف کردند
وحاجی آقا عبدال که در سازمان آب دزفول به لقاالله پیوستند
![]()
آقا عطا خونساری مغازه دار چغاگرگ
![]()
جمعی از جوانان چغاگرگ
![]()
![]()
مش پنجعلی
مرحوم مشهدی احمد کریمی طایفه شا حسن
![]()
خانواده قدیم حاج صیفقلی
![]()
تاجمحمد - علی محمد- جانمحمد
![]()
کشت و کار باتراکتور
![]()
از راست به چپ - شهید علی سلیمانی - عزت قربانی- غلامشا نصیری- حسین سلیمانی- وسه نفر از دوستانشان در بروجرد
![]()
مدرسه چغاگرگ در دهه ۶۰ قبل از بازسازی
![]()
این هم تصویر نویسنده وبلاگ
![]()
مرحوم شیر علی هیودی مشهدی ناصر طرانی ملا
![]()
مشهدی میرمراد باقری در ایام شکار
![]()
مرحوم محمد علی راعلی و مرحوم شه مراد سبزیان
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شجره نامه طایفه هیودی
(دوستان عزیز هم طایفه در مورد تکمیل آن کمک کنید )
و با تشکر از جناب ربانی نویسنده کتاب هیودی
شجره کلی سیاسی - اجتماعی هیودی باب :
هیودی باب :
طایفه ملا :
1- تیره صید علی : دسته حسین قلی ، دسته رفیع ، دسته حسن ، دسته حسین ، دسته غلام ، دسته غلامرضا
2- تیره مهدی : دسته خسرو ملا ، دسته جافر و سبزی ، دسته دسته قلی ، دسته محمد - دسته نصیر
3- تیره باقر : دسته میرزا ، دسته رستم و علی داد
4- دسته زکی
۵-دسته مسجدی
۶- دسته شیخون
طایفه جمشیدی :
1-تیره عیدی و عبدالرحیم : دسته عبدلی ، دسته مهدی ، دسته نوروز ، دسته نظر
2- تیره صادق : دسته بادوشی ، دسته زمان ، دسته هفترانی ، دسته ندر و محمدحسین
طایفه علی دادی :
1- تیره رضا : دسته شهمراد ، دسته کلاه سبز ، دسته علی مراد ، دسته علی عسگر
2- تیره عمادی : دسته علی جون ، دسته رهمالی ، دسته مهدی
3- تیره قاسم : دسته داراب ، دسته گدا و گردو ، دسته ظهراب و قربون
4- تیره فرضعلی : دسته نوروز ، دسته الماس
طایفه شا حسن :
1- تیره عبدالله : دسته نیلا و فتحعلی ، دسته فتح الله
2- تیره حسین علی : دسته حسین علی ، دسته نوروز
3- تیره شهباز
4- تیره محمدزمون
5- تیره بابا
6- تیره خواجه مراد
7- تیره حسه (حسن)
طایفه پاپی :
1- تیره نقدعلی : دسته شاکرم ، دسته اله کرم
2- تیره برات : دسته امید علی ، دسته چراغعلی و امید علی
3- تیره کرم
4- تیره عسگر
طایفه پارسی :
1- تیره کرم : دسته اسد ، دسته حبیب اله و امان اله
2- تیره کریم : دسته عبده ، دسته رحیم و رجب
3- تیره شهمراد : دسته قلی ، دسته باقر و قاسم علی
- دسته چراغعلی
طایفه علی وند :
1- تیره ابراهیم : دسته نصیر ، دسته علی آقا و مصید
2- تیره گچی
طایفه جودکی :
1- تیره غلام : دسته نادر ، دسته صابر و ظهراب
2- تیره فتاح : دسته غیب اله و پاپی ، دسته جلون و دورش
ادامه مطلب را اینجا کلیک کنید:
ادامه مطلب
با سلام به دوستان خوبم
با نام ویاد خدا وبلاگ چغاگرگ را آغاز می کنیم
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را در مورد این سایت و طرح و قالب
بندی آن و... اعلام نمایید تا به یاری حق بتوانیم به خواسته های
شما بهتر پاسخ دهیم.
معنی چغا گرگ
چغا یعنی تیه یا بلندی
گرگ نام حیوان درنده ای است که شما آن را می شناسید
اما این حیوان درنده فوایدی دارد
|
به گزارش خبرگزاری مهر، به گفته دانشمندان تغییرات جوی که ناشی از اقدامات انسانی شده است تنها به 100 سال گذشته باز می گردد و از این رو همواره استفاده از نشانه هایی نظیر حلقه های موجود در تنه درختان و حباب های به دام افتاده هوا در یخ های قطبی به کمک دانشمندان آمده است اما این نشانه ها مشکلات خاص خود را دارند زیرا به واسطه ناپایداری های طبیعی و بروز حوادث طبیعی از درجه اعتبار ساقط می شوند. اما دانشمندان دانشگاه فناوری میشیگان به بررسی دقیق استخوان گرگ ها پرداخته و متوجه شدند به جهت آنکه این دسته از حیوانات غارتگر از جمله صدرنشینان هرم مصرف کنندگان مواد غذایی در طبیعت هستند، طبعا شکارهایی را طعمه می کنند که آنها نیز از گیاهان و درختان استفاده می کنند و از این رو بررسی تغییرات کربنی روی داده در استخوان این شکارچشان (گرگ ها) بازگو کننده تغییرات جوی در طبیعت است. بر اساس گزارش شین هوا، دانشمندان ان دانشگاه دریافته اند که بررسی نتایج مربوط به تغییرات نسبت کربن 12 در استخوان گرگ ها و ایزوتوپ آن می توان بازگو کننده اسرار زیادی درخصوص تغییرات جوی باشد. |
|
خانه ام در بند است استوار است و ليک گرگ بر گرد درش زوزه سر مي دهد و بچه ها مي ترسند گرگ اگر بر در اوست شيرها بيدارند ما نه آن شيريم کز گرگ سيه روي سيه دل برهيم همچنان مي جنگيم تا نفس در ما هست تا که خورشيد به عالم باقيست تا که آن منجي سر تا به قدم مهر رسد همچنان مي جنگيم تا دگربار در اين خانه محبت آيد يک کبوتر به دوصد گرگ سزاوارتر است چون دلش پاکتر است همچنان مي جنگيم همچنان مي جنگيم |
|
خانه ام در بند است استوار است و ليک گرگ بر گرد درش زوزه سر مي دهد و بچه ها مي ترسند گرگ اگر بر در اوست شيرها بيدارند ما نه آن شيريم کز گرگ سيه روي سيه دل برهيم همچنان مي جنگيم تا نفس در ما هست تا که خورشيد به عالم باقيست تا که آن منجي سر تا به قدم مهر رسد همچنان مي جنگيم تا دگربار در اين خانه محبت آيد يک کبوتر به دوصد گرگ سزاوارتر است چون دلش پاکتر است همچنان مي جنگيم همچنان مي جنگيم |
مسيركوچ طايفه هيودي نيز بخشي از اين ايل راه مي باشد كه از كو هاي سگريان در شمال دزفول آغاز و به كوه هاي اشترانكوه در شمال اليگودرز مي رسد. طايفه هيودي اين مسير را در مدت 25 تا 30 روز طي مي كند
زندگي عشايري يك دنياي هيجان انگيز و در عين حال پر مشقت است. از آن نوع زندگيهايي كه وقتي ميبينيمشان، ميگوييم خوش به حالشان و با اينحال بيش از چند روز را نميتوانيم با نوع زندگي آنها سر كنيم.
به گزارش ايسنا، آنها پشم ميچينند و شير ميدوشند و جاجيم ميبافند، روغن ميگيرند و ماست ميزنند، شاهنامه ميخوانند، تفنگچي دارند ، مهماننوازند و سنتها را گرامي ميدارند، موي بز ميريسند و در سياه چادرهايشان ميآسايند.
با رسيدن فصل کوچ، زنان، كودكان و مردان عشاير كوچ نشين با كوله بارى از تجربيات كوچ سالهاى گذشته بدون دغدغه و نگرانى سختى راه را تحمل مىكنند تا به مقصد خود برسند.
کوچ نشيني تنها يک نوع زندگي و طريقي از زيستن نيست بلکه يک فرهنگ است
کوچ نشيني تنها يک نوع زندگي و طريقي از زيستن نيست بلکه يک فرهنگ و يک تاريخ کهن با آداب و رسوم و سنن اجتماعي، اقتصادي و سياسي است که پشت اين زندگي ساده و بي پيرايه نهفته است. پس همانطور که تاکنون از آثار بي جان و بدون تحرک به عنوان ارزشها و افتخارات ملي و فرهنگي خودمان حفاظت کرده و هزينههاي زيادي را نيز در اين راه صرف کرده ايم، مي بايست با اين پديده زنده و پويا که نه تنها بخشي از تاريخ و فرهنگ ما را بازگو مي کند بکله جامعه اي توليدکننده نيز هست که در عين حال با مشکلات فراواني روبروست با حساسيت بيشتري برخورد شود.
بهره وري از ويژگي ها و امتيازات فرهنگي، هنري و اجتماعي عشاير موضوع با اهميتي است. عشاير همچنان ويژگيهاي قبيلهاي و طايفه هاي خودشان را کم و بيش حفظ کردهاند و داراي آداب و رسوم و سنن خاص خودشان هستند. جلوهاي هنر و صنايع دستي عشاير جلوههاي زيبايي است که مي تواند تقويت بشود بايد بتوانيم اين جلوه ها را چه در زندگي اجتماعي، چه در آداب و رسوم و سنن عشاير و چه در هنر و ذوق و سليقه عشاير خوب عرضه کنيم و عرضه آنها، يک بازگشت به هويت خودمان است و اين هويت، روحيات، سليقه، ظرافتها و خلقيات آن قوم را نشان ميدهد و عشاير ويژگيها و طرحها و رنگهاي خاص خودشان را در صنايع دستي دارند و اين جاذبههاي فوقالعادهاي هم در ايران و هم درجهان دارد که به اين بخش توجه خوبي نشده است.
به نظر مي رسد، اگر براي عرضه اين جاذبهها، آداب و رسوم و سنن و فرهنگ زندگي عشايري امکانات فراهم و تقويت شوند ميتواند جاذبه هاي فوق العادهاي داشته باشد و همچنين ميتواند در آمدزا و پول ساز باشد و در بهبود وضعيت زندگي عشايري و فرهنگ سازي نقش تعيين کنندهاي داشته باشد.
عشاير حافظان و حاملان ارزشها و ميراث فرهنگي ايران زمين هستند
عشاير حافظان و حاملان ارزش ها و ميراث فرهنگي ايران زمين هستند و با توجه به تعداد ايلات و طوايف عشايري و پراکندگي آن در گستره وسيعي از فضاي جغرافيايي کشور مي توان مجموعهاي از بقاياي سنن، عادات، آداب، آئين و مناسک و ارزشهاي ملي، ديني، اجتماعي و فرهنگي را در مناطق عشايري مشاهده کرد.
چقاگرگ
خلیل آباد-آباریک
منطقه ای است خوش آب و هوا در دامنه رشته کوه اشترانکوه و قالی کوه
محل اسکان طایفه هیودی از ایل میوند چهار لنگ بختیاری
طوایف هیودی شامل :
ملا - شا حسن - علی دادی- حمشید وند - پارسی- پاپی -علی وند-جودکی
چقاگرگ
خلیل آباد-آباریک
منطقه ای است خوش آب و هوا در دامنه رشته کوه اشترانکوه و قالی کوه
محل اسکان طایفه هیودی از ایل میوند چهار لنگ بختیاری
طوایف هیودی شامل :
ملا - شا حسن - علی دادی- حمشید وند - پارسی- پاپی -علی وند-جودکی
که بنده از تیره ملا
http://www.heivedy.blogfa.com/cat-6.aspx
چقاگرگ بنا بر نقل قول بزرگان تا کنون چهار بار ویران و آباد شده است از املاک یداله خان است
خلیل آباد در زمان خلیل خون بنا شده است و اکنون ویرانه های آن در دستان میراث فرهنگی می باشد
خليل خان
خليل خان شخصي از طايفه سرلك بود كه ابتدا بر نواحي از خاك بختياري در منطقه " بربرود " مسلط گشت و به ملا خليل شهرت يافت . وي به عمران و آبادي در
منطقه " خليل آباد " و "چغاگرگ" مشغول گرديد. از مهمترين كارهاي عمراني وي در در اين منطقه احداث جوي آب خليل آباد است كه از چشمه هاي اشترانكوه تا حوالي روستاي خليل آباد ادامه دارد.
گفته مي شود هنگامي كه جوي آب خليل آباد احداث شد آب را درون آن به جريان انداختند و يك جوال كاه در اين جوي رها كردند. جوال با جريان آب حركت مي كرد و هر كجا كه جوال اندكي گير مي كرد ، ملا خليل دستور مي داد كه اشكال مسير را بر طرف كنند. اين جوي آب باعث رونق منطقه گرديد و زمين هاي ديم را به زير كشت آبي برد . اين جوي سالانه با همياري عشاير و اهالي منطقه مرمت و بازسازي مي شد و تا چند سال پيش به قوت خود باقي بود، با احداث كانال دره دهي اهميت اين جوي از بين رفت و ديگر از اين جوي استفاده نكردند.
كم كم ملا خليل با محبوبيتي كه بواسطه آباداني در منطقه پيدا كرده بود، به حكومت بختياري منسوب شد و به خليل خان شهرت يافت .
خليل خان آنچنان در عمران منطقه بختياري غرق شده بود كه زندگي عادي خود را رها كرد و به طول راه مال رو چهارلنگ افتاد و شروع به آبادي كرد. مدتي در دهات " كيروو " و " شول آباد " آبادي كرد و از آنجا به سمت پل كول آمد ، افرادي را براي بازسازي پل كول گمارد و خود به " دره كائد " آمد . بناي تعداد زيادي دهكده را در اين منطقه نهاد و مدت زيادي به دور از خانواده در اين ناحيه به آباداني مشغول شد.
خليل خان ويدم ور عنبر نئ نهام بو سويلام شه و بلند رهدن وِ جؤ دو
در اواخر دوران خاني خليل خان وي بنا به دلايل نا معلوم آنچنان به فكر آبادي و عمران منطقه افتاده بود كه هدف اصلي يعني رفاه و آسايش اهالي و صد البته آباداني در خدمت مردم را فراموش كرده بود و بسيار به مردم ظلم كرد و بيشتر از حد توان از آنها كار مي كشيد ، به صورتي كه موجي از نارضايتي عمومي در بين مردم پديدار گرديد.ولي مردم به دليل ترسي كه از خان داشتند جرات شورش را به خود راه نمي دادند.
همانگونه كه قبلا اشاره شد خليل خان امر كرده بود كه هر مردي به هر دليلي كه سر كار حاضر نشود ، زن و يا دختر وي بايد به جايش دوشادوش مردان كار كند و در اجراي اين قانون بسيار سخت گيري مي شد. آورده اند روزي خليل خان براي سركشي كارگران رفته بود كه مشاهده كرد زني نيمه برهنه در حالي كه شليته را از پا در آورده بود ، مشغول لگد كردن گل است و با ديدن خليل خان سريعا خود را پوشاند.خليل خان بر وي نهيب زد كه چرا در ميان اين همه مرد با چنين وضعي مشغول كار هستيد . زن عرض داشت " بجز شما مردي در اين حوالي نمي بينم " . اين گفته زن بر حاضرين بسيار گران آمد و آنان كه منتظر جرقه اي بودند به سوي خان حمله ور شدند.
خليل خان با مشاهده اوضاع پا به فرار نهاد. بعد از مدتي حكومت منطقه به دست شخص ديگري افتاد و او نيز براي كشتن خليل خان جايزه تعيين كرد ، از اين رو خليل خان با لباس مبدل متواري شد. در حين فرار از شدت گرسنگي به خانه يك پيرزن پناه بد. پيرزن ابتدا از وي نام و نشان پرسيد اما خليل خان جوابي نداد و تنها تقاضاي غذا كرد. پيرزن جواب داد كه در خانه بجز قويت جؤ * چيزي ندارمو او از سر ناچاري و گردوغ شده بود. پس از اينكه خوردن غذا تمام شد ، خليل خان دستي به سبيل كشيد و اين شعر را خواند:
خليل خان ويدم ور عنبر نئ نهام بو سويلام شه و بلند رهدن و جو دو *
که بنده از تیره ملا
http://www.heivedy.blogfa.com/cat-6.aspx
چقاگرگ بنا بر نقل قول بزرگان تا کنون چهار بار ویران و آباد شده است از املاک یداله خان است
خلیل آباد در زمان خلیل خون بنا شده است و اکنون ویرانه های آن در دستان میراث فرهنگی می باشد
خليل خان
خليل خان شخصي از طايفه سرلك بود كه ابتدا بر نواحي از خاك بختياري در منطقه " بربرود " مسلط گشت و به ملا خليل شهرت يافت . وي به عمران و آبادي در
منطقه " خليل آباد " و "چغاگرگ" مشغول گرديد. از مهمترين كارهاي عمراني وي در در اين منطقه احداث جوي آب خليل آباد است كه از چشمه هاي اشترانكوه تا حوالي روستاي خليل آباد ادامه دارد.
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید:
وبلاگی بسازم و همه ایل و طوایفم را اینجا پیوند بدهم و همبستگی ایجاد کنم به امید روزی که خیلی طرفدار داشته باشه
اما برای صفحه نخست یاکنان قدیمی چغاگرگ برایراتون میزارم
اهالي و ساكنان چغاگرگ تا سال 1359
كد خدا فرهاد سليمان و برادران و فرزندان (سليماني)
كاكا شكر خدا سبزي وبرادران و فرزندان (سبزيان)
كاكا حياتقلي فرزند آ امير قلي و فرزندان (جعفري)
كاكا پنجعلي نصير و فرزندان (نصيري)
كاكا احمد و محمد حسينقلي و فرزندان (آباريكي)
كاكا غلامحسين تيمور و برادران و فرزندان (عيديان)
كاكا علي محمد ماشالا و فرزندان (سرداري)
كاكا احمد و محمود و قاسم كريم الا فرزندان (كريمي)
كاكا ناصر حسين وبرادران و فرزندان (طرااني ملا)
كاكا مالگرد خير گرد و برادرش و فرزندان (ملايي)
كاكا محمد ميرزا مالگرد و فرزندان (كوهي)
كاكا حيدر صفقلي و فرزندان (مردي)
كاكا احمد آقا باقر و فرزندان (باقري)
كاكا علي اكبر قربان و فرزندان (قرباني)
كاكا شيخ حسين ناصر وبرادان و فرزندان (ناصري)
كاكا جمعه محمد كريم و فرزندان (محمودي)
كاكا علي محمد حسين و فرزندان ( مهدي)
كاكا حسينعلي ميرزا و فرزندان ( سبزي)
كاكا هاشم صيدال و برادران و فرزندان (ابدالي)
كاكا غلامرضا ابدال وبرادران و فرزندان (مرغزاري)
كاكا مزير رمضان و برادران و فرزندان (خومكاري
كاكا مملي و فرزندان ( نوري ملا)
كاكا ابرام كايكاني وبرادان و فرزندان (كايكاني)
كاكا رجب علي و برادران و فرزندان (برجي ملا)
كاكا عباس عبده كريم و برادران و فرزندان (غلامي)
كاكا شفي علي و فرزندان (زاده تقي كوتياني)
كاكا صنعلي و عليداد گچي و فرزندان (گچي ملا)
كاكا فضكي كريم وفرزندان (كريمي)
كا كاعلي جون قلي يار و برادران و فرزندان ( نجفي)
كاكا امير داويت و فرزندان
كاكا سوخته زار و برادران و فرزندان
كاكا حسينقلي گچي و برادران و فرزندان
كاكا يار علي نبي و برادران و فرزندان
كاكا ياور و برادران و فرزندان
كاكا چهار شنبه امير و برادان و فرزندان
كاكا غلام دونيال وبرادران و فرزندان
كاكا مريد مير حسن و برادران و فرزندان
كاكا صحرايي و فرزندان
كاكا ابراهبم محمد و برادران و فرزندان
كاكارحمون كهمون و برادان و فرزندان
كاكا.....
فاميلي و تعدادي از اهالي محترم از يادم رفته است
لطفا همتباران خوبم يادآوري نمايند تادر فهرست درج نماييم









<
.......................
مطالب را اينجا جستجو كنيد
....
........
اسامي چهر هاي سرشناس طايفه هيودي كه ارتباط خوبي هم با وبلاگ چغاگرگ دارند
به شرح زير است:
آقايان مهندس پرويز هيبدي (هيودي) مدير كل شركت حفاري و دريايي زاگرس و سازنده حسينه - و مدرسه چغاگرگ- -حجت السلام حسين يوسفي (هيودي) عضو دو دوره شوراي شهر دزفول -دكتر علي براتي (هيودي) ريس دانشگاه برق و معاون پژوهشي دانشگاه دزفول مهدي فرهنگ (هيودي) وكيل دادگستري-علي بنيادي (هيودي) رييس دبيرستان در دزفول -حاج آقا خجسته نژاد-ملا شنبه شيخ اسدي ( هيودي ) شاعر -دكتر حجت كوثريان (هيودي ) استاد دانشگاه -سرهنگ اسماعيل صفري(هيودي) رييس پليس شهرستان لالي مهندس محمد طراني ملا (هيودي) عضو دور دوم شوراي شهر دزفول و رييس يكي از شعب بانك صادرات دزفول و ريس هيت مديره صندوق قرض الحسنه حضرت رسول- -مهنس حاجي علي هيودي ( هيودي) مدير كل پخش فراورده هاي نفتي در تهران-عليرضا شكري هيودي تكنسين زير دريايي- اسد رباني (هيودي ) معاونت بنياد جانبازان دزفول و نويسند - -مهندس نصر ا.. هيبدي (هيودي) گوينده شبكه خبر در تلويزيون-حسين سليماني (هيودي)دبير باز نشسته دبيرستانهاي اليگودرز-مهندس مجتبي صفري وبلاگ نويس و سردبير خبرگزاري اينا نيوز -منصور عيديان هيودي ) مدير مدارس كم توان ذهني در دزفول-مهندس تقوي نژاد (هيودي) كارشناس مخابرات دزفول-سرهنگ علي فتحي (هيودي) رييس كلانتري دزفول-مهندس حسن لطفي هيودي كارشناس ايمني سازمان برق استان خوزستان - مهندس علي اكبر هيبدي مدير عامل شركت پرتونگار در اهواز -جناب بستاكي هيودي صدا و سيما اهواز - علي غلامي (هيودي) مدير دبستان شهرك هاي دزفول -امير حيسن ملايي معاون مدارس دزفول - دكتر عبدا... شميسا (هيودي) استاد دانشگاه -سردار محمد باقر بهر ه ملا (هيودي) سردار سپاه در تهران - بختيار گلابي (هيودي) كارشناس ارشد حسابداري -مهندس موسي كوثريان (هيودي) كارشناس ارشد هوا و فضا در تهران-مهندس يوسف طراني ملا استاد دانشگاه آزاد سوسنگرد-مهندس ابوذر سليماني دانشجوي ترم آخر رشته مكانيك دانشگاه دزفول-ايمان اميدي دانشجوي رشته مكانيك - سعيد حسن زارعي دانشجوي رشته مكانيك - مهندس محسن حسين زاده مهندسي شيمي در تهران -علي پارسانژاد وبلاگ نويس - علي لطفي هيودي -علي عباس هيودي وتعداد زيادي از دانشجويان و مردم خوب هيودي و جوانان خوب چغاگرگ از جمله آقايان كريمي- سبزيان- سليماني- ابدالي- مهدي- گايكاني- برجي ملا- زكي ملا- آباريكي- ملايي – و...
...........