حالا بخو نید بقعه شاهزاده احمد (شاه چراغ) گگ مد یا گگ احمد يا سيد احمد
با توجه به اطلاعات دوستان خوبم محمود و مجتبی و حسین وتحقیقات انجام شده »در جنوب بخش پاپي در دهستان مازو در محلي به نام دشت لاله واقع شده است كه نظرات متفاوتي در اين رابطه از مردم نقل مي شود
اما آنچه بيشتر مورد توجه است اينكه حضرت احمد بن موسي (ع) در يكي از سفر هاي خود در اين مكان توقف مي كند وبه دليل احترامي كه مردم براي ايشان غائل هستند دختري از يكي از طوايف را به پيشنهاد خود طايفه خواستگاري مي كند ولي قبل از همبستر شدن با ايشان مي گويد اگر انگشت توي دهان اين دختر گذاشتم و نميرد همسري با وي را قبول مي نمايم در غير اين صورت منصرف مي شوم
حضرت اين كار را انجام مي دهد و دختر مي ميرد وآن را در اين محل فعلي دفن مي كنند حضرت در مدتي كه در اين مكان زندگي مي كرده دشمناني داشته از جمله اهالي روستاي ننويان كه تعداد 1770 خانوار بوده اند و رئيس انها شخصي بوده به نام سلارقاصي كه با حضرت به مبارزه بر مي خيزد
حضرت بزي داشته بنام بز گد (بي شاخ) كه شير زيادي داشته و خيلي از افراد از شير بز آن خضرت استفاده مي كردند يك روز طايفه ننويان آن بز را به سرقت مي برند وذبع مي كنند سرانجام حضرت وقتي متوجه گم شدن بز مي شو.د به جسجو مي پردازد و از هركس مي پرسد اظهار بي اطلاعي مي كنند تا اينكه حضرت بز را صدا ميزند نا گهان بز يا صداي حضرت از داخل ديگ صدا ميده و طليفه ننويان رسوا مي شوند حضرت به آنها نفرين ميكنند به ناگهان سيل عقرب به روستا سرازير مي شود و تمام اهالي روستارا نيش مي زنند و به هلاكت مي رسانند بجز تنه پيرزني كه او هم خارج از روستا بوده وقتي ماجرا را مي شنود و ملاحظه مي كند مسيرش را تغيير مي دهد وبه كاشان فعلي وارد مي شود وقتي كه اهالي كاشان علت حضور وي را مي پرسند توضيح مي دهد كه جانوري همه اهالي روستايش را نابود كرده مي پرسند چگونه جانوري بوده ضمن باز گويي ماجراي حضرت شكل عقرب را با گل درست مي كند كه به آنها نشان دهد ناگهان گل جان ميگيرد و پير زن را مي كشد و مردم آنجا نيز از مريدان آن حضرت هستند طايفه هيودي هم از مريدان آن حضرت هستند و گوشت بز گد نمي خورند
اين حكايت ابيات زيبايي دارد كه در پست بعدي برايتان مي گذارم
بيا بشنو حكايت بز گد دمادم گويمش از نيك و از بد
این قسمت هم توسط دوست خوبم حسین چراغی ارسال شده
وقتی که در وبلاگ چغا گرگ جناب آقای زارعی مطلبی در خصوص گگ ممد ( احمد بن موسی(ع)) می خواندم ،مطالبی در باره این این مکان مذهبی و قضایای بزگده به ذهنم رسید. که جهت اطلاعات بیشتر دوستان این مطلب را که درکتاب تاریخ دورود البته با همکاری محقق خوب استان اقای مراد حسین پاپی نوشته شده می پردازم.
مؤلف كتاب خاندان وحي مـي نويسدكه ((... نقل است كه يك گروه سيصد نفري ازسـادات عـلوي بعدولايتعهدي حضرت امام رضا (ع) در ميان جمعي حدود دو هزار نفر از طريق اهواز وارد ايران شدند حاكم اهواز به دستور مــــــامون عباسي از ورود آنها جلوگيري نمود.ولي با جنگ وگريز داخل شده و درشهرهــا متفرق گشته اند؛از آن جمله احمد بن موسي (ع) شاه چراغ است. اين همه امامزاده كه در سرتاسر ايران دارای گنبد و بارگاه هستند كه مدتي تبليغ كرده و چون از دنيا رفته اند،قبورشان را به صورت زيارتگاه درآورده اند)) .
در ارتباط با قيام احمد بن موسي ( ع ) بعضي از نويسندگان تعداد افرادي كه همراه حضرت بوده اند را سه هزاروگاهي دوازده هزار ذكر كرده اند.
اما آنچه كه درارتباط با سفر شاهزاده احمد در كتاب های تاريخ درج شده ،بسيار اندك و جزئي است و كمتر كساني مطالب جامع و كاملي در اين مورد ارایه نموده اند. تنها منبعي كه نگارنده به آن دست يافته و در اين منبع به طور كامل مرحله به مرحله سفر احمد بن موسي (ع) توضيح داده شده است.ياداشتهاي دست نويسي است كه در قرون گذشته نوشته شده ولي نويسنده يا نويسندگان آن معلوم نيستند .
در اين يادداشت ها كه در قالب كتابچه اي تا به امروز محفوظ مانده، زندگي و خصوصيات قيام و معجزات و كرامات حضرت به طور مشروح بيان شده است ولي اعتبار آن بخصوص در مبحث معجزات وكرامات تا حدودي مشخص نيست . در همين حال و قايع آنچنان به صورتي بسيار كامل و هماهنگ و همراه با ابياتي منظوم نوشته كه هر خوانند ه اي را به مطالعه اين كتابچه مفيد مشتاق مي نمايد .در اين كتاب شرح مسافرت حضرت احمد بن موسي (ع) به طور خلاصه چنين آمده است كه حضرت با عده اي از ياران خود و سادات علوي كه از مهمترين آنها مي توان افرادي همانند : سيد عبدالرحمن ، سيد جمال الدين محمد (جمال كل) سيد جما ل للدين بن حسن كلاه پشمين ، سيد فيروزه كلاه ، سيد نورالدين گيمد، سيد ابراهيم ، سيد ابوالحسن، سيد محمد، سيد نظام الدين،سيد محمد زيبا،سيدكمال الدين سيد ظله ، باباي لنگ ، سليمان زرد و دها نفر ديگر را نام برد وارد خوزستان شدند و در آنجا بنا به نقلي حاكم اهواز به دستور مامون از ورود آنها جلوگيري نمود. اما كاري از پيش نبرد و آنان به طرف شهرهاي ديگر ايران حركت كردند.
درياداشت هاي مزبور نوشته شده كه احمد بن موسي (ع) با ياران خود موفق گرديد كه به شهرهاي طوس، بلخ و مشهد عزيمت نمايد و چند روزي در آنجا به تبليغ مسایل اسلامي و افشاي ماهيت حكومت مامون بپردازدكه افراد زيادي از جمله ملك حمزه طوسي با حضرت ملاقات نموده و با ايشان هم سفر شدند. مامورين مامون بسياري از سپاهيان حضرت را قتل عام نمودند كه مجبور شدكه از آنجا به اصفهان سفر نمايد. هنگامي كه وارد اصفهان شد مورد استقبال بزرگان و علما قرار گرفت .
علمای اصفهان از جمله (پيشواي شهر و (( شيخ بابا ببروك )) سيد حسن گيلاني،كشاس خرسوار موالي كه ظاهراً اهل يمن بوده اند و ... ) به غير از سيد حسن گيلاني نيز با حضرت هم سفر شدند. بعد از چندي اقامت در اصفهان وكاشان به علت آزار و اذيت مامورين از اين شهر خارج شده به طرف لرستان عزيمت فرمودند. بعد از خارج شدن از اصفهان حضرت با چهارصد مريد خود به سيلاخور جاپلق و شولان (شول آباد ) وارد شده كه در شولان با حاكم ستمكاري به نام ((فروت )) ملاقات نمودند. فروت چهل تن را به نزد حضرت فرستاد و وي را به قلعه خمود دعوت كرد. بعد از اين كه حضرت به منزل فروت رفتند وي از حضرت پرسش هایي درباره مذهب مكان و مسكن ايشان سئوال نمودند.
در اينجا حضرت توضيحات لازم را به وي داده و ايشان را به اسلام دعوت نمودند اما ايشان نپذيرفت كه در آخر مورد نفرين شاهزاده احمد قرار گرفته و خوار شدند.بعد از آن به جانب شهر بروجرد حركت كردند، حاكم بروجرد شخصي بود به نام شيخ فولاد كه وقتي خــبر رسيدن حضرت به وي رسـيد با سپاهي بسيار زياد به يـــاران احمد بن موسي (ع) تاخته و عده اي را به ش هادت رسانده و صدو پنج نفر را زخمي و مجروح نمودكه شاهزاده احمد به طور اجبار از بروجرد به منطقه گرو ( گرآب ) و سپس به منطقه (هرو ) در بخش زاغه امروزي سفر نمود و به سيلاخور و شولان روي آورد
ادامه مطلب
دعا کبوتر عشق است بال و پر دارد
در زمان غیبت
یوسف زهرا به ما نظر دارد
میلاد اما عصر (ع)بر فامیل عزیزم و بر شما دوستان خوبم و خانواد های گرامیتان مبارک باد


<
.......................
مطالب را اينجا جستجو كنيد
....
........
اسامي چهر هاي سرشناس طايفه هيودي كه ارتباط خوبي هم با وبلاگ چغاگرگ دارند
به شرح زير است:
آقايان مهندس پرويز هيبدي (هيودي) مدير كل شركت حفاري و دريايي زاگرس و سازنده حسينه - و مدرسه چغاگرگ- -حجت السلام حسين يوسفي (هيودي) عضو دو دوره شوراي شهر دزفول -دكتر علي براتي (هيودي) ريس دانشگاه برق و معاون پژوهشي دانشگاه دزفول مهدي فرهنگ (هيودي) وكيل دادگستري-علي بنيادي (هيودي) رييس دبيرستان در دزفول -حاج آقا خجسته نژاد-ملا شنبه شيخ اسدي ( هيودي ) شاعر -دكتر حجت كوثريان (هيودي ) استاد دانشگاه -سرهنگ اسماعيل صفري(هيودي) رييس پليس شهرستان لالي مهندس محمد طراني ملا (هيودي) عضو دور دوم شوراي شهر دزفول و رييس يكي از شعب بانك صادرات دزفول و ريس هيت مديره صندوق قرض الحسنه حضرت رسول- -مهنس حاجي علي هيودي ( هيودي) مدير كل پخش فراورده هاي نفتي در تهران-عليرضا شكري هيودي تكنسين زير دريايي- اسد رباني (هيودي ) معاونت بنياد جانبازان دزفول و نويسند - -مهندس نصر ا.. هيبدي (هيودي) گوينده شبكه خبر در تلويزيون-حسين سليماني (هيودي)دبير باز نشسته دبيرستانهاي اليگودرز-مهندس مجتبي صفري وبلاگ نويس و سردبير خبرگزاري اينا نيوز -منصور عيديان هيودي ) مدير مدارس كم توان ذهني در دزفول-مهندس تقوي نژاد (هيودي) كارشناس مخابرات دزفول-سرهنگ علي فتحي (هيودي) رييس كلانتري دزفول-مهندس حسن لطفي هيودي كارشناس ايمني سازمان برق استان خوزستان - مهندس علي اكبر هيبدي مدير عامل شركت پرتونگار در اهواز -جناب بستاكي هيودي صدا و سيما اهواز - علي غلامي (هيودي) مدير دبستان شهرك هاي دزفول -امير حيسن ملايي معاون مدارس دزفول - دكتر عبدا... شميسا (هيودي) استاد دانشگاه -سردار محمد باقر بهر ه ملا (هيودي) سردار سپاه در تهران - بختيار گلابي (هيودي) كارشناس ارشد حسابداري -مهندس موسي كوثريان (هيودي) كارشناس ارشد هوا و فضا در تهران-مهندس يوسف طراني ملا استاد دانشگاه آزاد سوسنگرد-مهندس ابوذر سليماني دانشجوي ترم آخر رشته مكانيك دانشگاه دزفول-ايمان اميدي دانشجوي رشته مكانيك - سعيد حسن زارعي دانشجوي رشته مكانيك - مهندس محسن حسين زاده مهندسي شيمي در تهران -علي پارسانژاد وبلاگ نويس - علي لطفي هيودي -علي عباس هيودي وتعداد زيادي از دانشجويان و مردم خوب هيودي و جوانان خوب چغاگرگ از جمله آقايان كريمي- سبزيان- سليماني- ابدالي- مهدي- گايكاني- برجي ملا- زكي ملا- آباريكي- ملايي – و...
...........